تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج | سندروم بازگشت به خانه

بعضی از افراد در کودکی دچار مشکلاتی از طرف والدین خود آنها بوده است که بر آینده آن ها مخصوصا روابط عاطفی و زندگی شخصی تاثیر مستقیم گذاشته است. این اختلالات به وجود آمده تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج ( سندروم بازگشت به خانه ) نام دارد. در ادامه به بررسی تاثیر ذهن ناخودآگاه ( سندروم بازگشت به خانه ) می پردازیم. هر کودک دو خواسته اصلی دارد: 1- عشق پدر و مادر را دریافت کند 2- پدر و مادرش به یکدیگر عشق بورزند. بسیاری از ما در کودکی خود نتوانسته ایم به این دو خواسته اصلی خود برسیم و در این ناکام شده ایم. از همین رو این خواسته ها حتی در بزرگسالی با ما می مانند. دقیقا مانند این است که یک کار ناتمام داریم که باید تمامش کنیم. همین امر سبب می شود در عشق خود سعی کنیم به این دو خواسته اصلی خود پاسخ دهیم و ناکامی خود را از بین ببریم. به همین دلیل در بزرگسالی ناخودآگاه ما شرایطی را به وجود می آورد تا بتوانیم به این دو خواسته خود پاسخ دهیم. اصولا در تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج ( سندروم بازگشت به خانه ) یکی از موارد زیر ممکن است رخ دهد:

 

برای مشاوره قبل از ازدواج و نحوه برقراری ارتباط درست با جنسی مخالف می‌توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت با شماره 9099075228 تماس بگیرید.

 

اگر در کودکی عشق و توجه لازم را از یکی از والدین دریافت نکرده باشیم، ممکن است به کسی علاقه مند شویم که او نیز مانند والدین عشق و توجه کافی به ما نداشته باشد.

تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج | سندروم بازگشت به خانهمریم زنی است سی ساله که به طور ناخودآگاه از مردان انتقادگر و کنترل کنننده خوشش می آید. او با مردی ازدواج کرده که مدام از او انتقاد می کند و با انتقاد های خود به مریم این احساس را می دهد که همسر خوبی نیست، باهوش نیست و لازم است که خودش را تغییر دهد. او حتی به دلیل خواسته شوهرش، بینی اش راعمل کرده است.

از مریم خواسته شد که فهرستی از ویژگی های پدر و مادرش را بنویسد

فهرست ویژگی های مادر مریم: انتقادگر، سختگیر، طعنه زن، دمدمی مزاج، کمال گرا، همواره عصبانی

مریم پس از تهیه فهرست ویژگی های والدینش متوجه شد که تاثیر ذهن ناخودآگاه کودکی اش به مردانی علاقمند می شود که دارای ویژگی های مادرش هستند. مادر او زنی سرزنش کننده و انتقاد گر بوده است. مریم با علاقمند شدن به مردانی که ویژگی مادرش را دارند سعی در بازسازی رابطه خود با مادرش را دارد. رابطه ای که در آن همواره سخت تلاش می کند که باهوش، زیبا و خوب باشد. گویی هنوز با خود می اندیشد که شاید بتوانم با این کاری کنم که دیگر مادرم من را سرزنش نکند. ممکن است بتوانم کاری کنم که او فکر کند من هم خوب هستم. مریم هنوز نیاز به تایید مادر خود دارد و چون در کودکی هرگز نتوانسته این تایید را بدست آورد. به همین دلیل دپار سندروم بازگشت به خانه شده است. مریم سعی می کند تا در رابطه با همسرش این کار ناتمام دوران کودک خود را به پایان برساند.

 

اگر از دسته یکی از والدین عصبانی و خشمگین باشیم. آن احتمال وجود دارد زمانی که کسی به ما عشق می ورزد، او را طرد کنیم تا دلش را بشکنیم، تا هم خشم خود را تسکین داده باشیم و هم او را مجبور کنیم تا تلاش کند که عشق و توجه ما را با تلاش بیشتری بدست آورد.

یکی دیگر از تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج را می توان در مثالی که در ادامه بیان شده است نام برد. پدر و مادر سارا وقتی که او پنج ساله بودند، از هم جدا شدند. سارا تحت نظارت مادرش بزرگ شده است. در این مدت پدرش بسیار به ندرت به دیدن او رفته و تماس چندانی با او نداشته است. پدرش تقریبا او را فراموش کرده است و بیشتر به زندگی شخصی خود توجه دارد.

حال سارا قصد ازدواج دارد. وقتی برایش خواستگار می آید، تا آنجا با او پیش می رود که مطمئن شود که پسر واقعا خواهان ازدواج با اوست. زمانی مطمئن می شود، به او جواب رد می دهد و با تندی و عصبانیت برخورد می کند.

سارا با طرد کردن خواستگارهایش، در واقع پدر خودش را به خاطر این که او را در کودکی ترک کرده است. تنبیه می کند. او با این کار پیشه خود به آنها می گوید: فهمیدید که طرد شدن چه احساس بدی است؟! حلا می فهمید که من چه احساسی داشتم.

 

به کسی علاقمند می شویم که شبیه یکی از والدینمان باشد و سعی می کنیم تا زندگی او را نجات دهیم تا بدین وسیله آن تلافی کاری که نتوانستیم برای پدر یا مادر خود بکنیم را جبران نماییم و او را خوشحال کرده باشیم.

ظاهراَ پآنتا از مردان معتاد خوشش می آید. او اکنون در آستانه ازدواج با یک فرد معتاد است. در جلسات مشاوره معلوم شد که پدر او یک مرد کاری، سخت کوش و مهربان بوده، که به تریاک اعتیاد داشته است. پآنتا مانند دیگر اعضای خانواده خود، اعتیاد پدرش را پذیرفته بود؛ اما در این حال همیشه سعی می کرد تا به طریقی اعتیاد پدرش را از دیگران پنهان کند. او پدرش را خیلی دوست داشت، اما در عین حال هرگز موفق نشد کاری کند که پدرش اعتیاد خود را کنار بگذارد. پآنتا 11 ساله بود که به دلیل سکته قبلی پدرش فوت کرد.

پآنتا پایان زود هنگام زندگی پدرش را به اعیتاد او ارتباط داده بود و به سندروم بازگشت به خانه مبتلا شده است. او می خواهد که این پایان غم انگیز را به گونه ای تغییر دهد. به همین دلیل تصمیم به ازدواج با یک معتاد دارد تا او را نجات دهد و باعث شود که آن پایان غم انگیز دیگر تکرار نشود.

 

اگر یکی از والدین ما شاد نبوده و یا مورد محبت و توجه واقع نشده است. ممکن است جذب فردی شبیه او شویم؛ تا با عشق ورزیدن خود به او ثابت کنیم که پدر یا مادر ما بسیار دوست داشته بوده و باید مورد توجه واقع می شده است.

پویا از نیلوفر خوشش می آید و می خواهد با او ازدواج کند. نیلوفر دختری است که احساس نا امنی دارد و بسیار آسیب پذیر است و از مردم می ترسد. پویا دارای سندروم بازگشت به خانه است و نسبت به نیلوفر احساس حمایت و محبت فراوانی دارد و می خواد به او احساس دوست داشتنی بودن بدهد.

گذشته پویا روشن کننده است. پدر پویا پانزده سال پیش همسر و فرزندانش را ترک و با منشی خود ازدواج می کند. مادر پویا بعد از این واقعا از لحاظ روحی بسیار آسیب دیده و احساس بی کفایتی می کرد. او دیگر ازدواج نکرد. پویا در آن زمان پانزده ساله بود. او احساس نا امیدی و ترک شدگی مادر را به خوبی درک می کرد. به همین دلیل او به طور ناخودآگاه تصمیم گرفت تا به مادرش ثابت کند که دوست داشتنی است. به همین دلیل او با عشق ورزیدن و ازدواج با دختری که شبیه مادرش است می خواهد به مادرش بگوید که دوست داشتنی است و به پدرش هم ثابت کند که در ترک مادرش اشتباه کرده است.

 

ممکن است به رابطه ای وارد شویم که از ازدواج پدر و مادرمان بهتر نباشد. تا از پدر و مادر خود خوشبخت تر نباشیم.

تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج | سندروم بازگشت به خانهسعید بیست و هفت ساله در یک خانواده ی پر تشنج بزرگ شده است. پدر و مادر او با هم تفاهم ندارند. سعید بارها شاهد دعوا و مرافعه ی آنها بوده است. اکنون سعید تصمیم به ازدواج با مریم را دارد. سعید می داند که مریم زود عصبانی می شود اما با این حال می خواهد با او ازدواج کند. هنگامی که از سعید پرسیده شد که آینده ی خود را چگونه می بینی؟ در جواب گفت: چیزی شبیه زندگی پدر و مادرم. از او پرسیده شد که آیا فکر نمی کنی حق تو از زندگی بیشتر از یک زندگی همراه با دعوا و مرافعه باشد؟ پاسخ داد: حق من از زندگی بیشتر از حق پدر و مادرم از زندگی نیست.

 

درمان و شناخت تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج

شناختن تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج و یا سندروم بازگشت به خانه ، بر انتخاب های عشقی ما نیاز به بررسی تخصصی دارد. در این صورتی احساس می کنید یکی از الگوهای فوق یا مشابهشان در شما تکرار می شود. لازم است که برای روان درمانی یا روانکاوی تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج اقدام کنید. معمولا شناخت صحیح این الگوها به دقت و تخصص فراوانی نیاز دارد. هرگز از کمک تخصصی برای درک تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج یا بر انتخاب های عشقی، پرهیز نکنید.

 

برای مشاوره قبل از ازدواج و نحوه برقراری ارتباط درست با جنسی مخالف می‌توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت با شماره 9099075228 تماس بگیرید.

 

کلمات کلیدی :
مقالات مرتبط
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.
جدیدترین ها

موضوعات به روز شده