مهارت کنترل احساسات|قدرت کنترل و وابستگی

 
وابستگی به قدرت در همه رابطه‌ها وجود دارد. قدرت‌داشتن به معنی داشتن احساس کنترل، حق انتخاب و توانایی تأثیر بر محیط و دیگران است.از دیدگاه روانشناختانه قدرت به‌ عنوان یک غریزة طبیعی و سالم، نیرویی در جهت دستیابی به خواسته‌ها و نیازهایمان است.یکی از مهارتهای کنترل احساسات و ماندن در یک رابطه صحیح قدرت شخص می باشد. که همانگونه بعدا آورده می شود استفاده صحیح و توازن بین قدرت دو نفر در رابطه باعث ماندگاری و عمق رابطه خواهد شد.
از دید مشاوره روانشناسی اگر احساس قدرت کنیم، می‌توانیم هیجاناتمان را مدیریت کنیم، باور کنیم که مهم هستیم و می‌توانیم بر پیامدها تأثیر بگذاریم. با احساس قدرت، به‌جای اثرپذیری از دیگران و شرایط محیطی، احساس کارآمدی، بسندگی و کفایت می‌کنیم. با احساس قدرت می‌توانیم به‌جای نشان‌دادن واکنش به دیگران (که نوعی عکس‌العمل سریع به محرک بیرونی است) ، به محیط پاسخ دهیم (پاسخی که حتماً با تأمل وتفکر و با طول زمان از چند دقیقه تا چند سال به محرک داده می‌شود)؛ نشان داده پاسخ به محرک بیرونی به معنی داشتن منبع مهارگری درونی است .در مشاوره روانشناسی قدرت در انواع زیر طبقه بندی می شود

قدرت معیوب‌شده

بسیاری ممکن است در خودمان احساس عدم قدرت کنیم و خودمان را قربانی نیروهای بیرونی بدانیم. ممکن است فکر کنیم سرنوشتمان در دستان ما نیست. برخی نیز با اختیار و داوطلبانه قدرتمان را به دیگران واگذار می‌کنیم. ممکن است با انجام کاری از روی قدرت شخصی، احساس ناراحتی کنیم و باور کنیم که استفاده از قدرت ما را از دیگران دور می‌کند. درواقع، به‌جای استفاده از قدرت، به کارهای دیگران واکنش نشان می‌دهیم، و تنها با ایجاد تأخیر در پاسخ به خواسته‌ها و نیاز دیگران، خود را مثلاً قدرتمند نشان می‌دهیم. با احساس فقدان قدرت، در تصمیم‌گیری و شروع یک عمل مستقلانه به دردسر می‌افتیم. با احساس عدم قدرت، خود را موجودی ضعیف می‌دانیم و صدایمان تنها برای گفتن چیزی که می‌خواهیم یا دوست نداریم، درمی‌آید. این نوع احساس معیوب از قدرت، در بین کسانی که وابسته به وابستگی هستند مشترک است و ریشة آن به موارد زیر مربوط است
1-عادت به هر چیزی که خارج از اختیار و بیرونی است
2- احساس شرم و حرمت نفس پائین یا احساس عدم ارزشمندی
3-وابستگی و فقدان خودمختاری یا نیاز شدید به برقراری یک رابطه
4-احساس ناراحتی از داشتن قدرت و باور به اینکه قدرت به رابطه صدمه می‌زند
5-ترس از طرد و ترک از طرف دیگران
6-فقدان جرئت‌مندی و تسلیم تصمیم‌ دیگران بودن
7-نیاز به محبت و تأئید دیگران برای احساس خشنودی و خوشحالی
8-انکار داشتن نیاز ، خواسته و احساس
9-داشتن انتظارات غیرمنطقی از دیگران
10-فقدان مسئولیت پذیری (نوعی مشغولیت ذهنی مبنی بر اینکه من قربانی هستم و باید دیگران و دنیا را سرزنش کنم)

عدم توازن قدرت در رابطه

بسیاری وارد رابطه‌ای می‌شوند که در آن قدرت متوازن وجود دارد. اگر قدرتمان را انکار کنیم و با توسل به هرکدام از دلایل بالا نتوانیم خودمان را ابراز کنیم، کاملاً طبیعی خواهد بود که کسی پیدا شود و این خلاء در قدرت را پر کند. اغلب در رابطه‌های توأم با وابستگی به وابستگی، یکی از طرفین (گاهی یک معتاد، خودشیفته با سوءاستفاده‌گر) قدرتی وحشیانه به دیگری وارد می‌کند. معمولاً طرف راضی از وجود فردی قوی، کوشش می‌کند تأثیر خود را به روش‌هایی غیرمستقیم یا منفعل و مهاجم بگذارد. فقدان طولانی مدت قدرت، به افسردگی و نشانگان بیماری جسمی منتهی می‌شود
در رابطه‌های کمتر سالم، هر دو طرف بر سر قدرت رقابت کرده و به جنگ قدرت وارد می‌شوند. این نوع جنگ قدرت به‌طور مشخص بر سر مسائلی مانند پول، کارهای روزمرة سخت و طاقت‌فرسا، مراقبت و مواظبت از کودکان، و مذاکره دربارة نحوه و مقدار زمان با هم بودن، است. برخی از زوج‌ها برای اجتناب از تعارض، مواردی را که هر طرف مهارگرتر می‌شود جدا می‌کنند. این عمل به‌رغم اینکه زن امروز، قدرت به‌دست آورده است، به‌خصوص وقتی بچه‌ها کوچک‌تر هستند در بسیاری از خانواده‌ها ادامه می‌یابد
نقش‌های سنتی در حال تغییر است و برابری در بیشتر رابطه‌ها مورد احترام قرار می‌گیرد. مردان امروز در کارهایی مانند مراقبت و مواظبت از بچه‌ها و کارهای مرتبط به والدگری، بیشتر مشارکت می‌کنند. زنان نیز با اشتغال به کار در خارج از منزل و کسب قدرت، یاد می‌گیرند که می‌توانند در خارج از رابطه زناشویی نیز کارکردهایی داشته باشند. برخی از زوج‌ها از اینکه چیزی به‌صورت پنجاه پنجاه نباشد متنفرند، اما از غیرمنصفانه بودن و عدم توازن در قدرت، بیشتر انتقاد می‌کنند. این نوع نگاه زمانی شکل می‌گیرد که احساس‌ها و نیازهایمان نادیده گرفته می‌شود و احساس نمی‌کنیم به وضعیتمان توجه شده است. درواقع، احساس بی‌اهمیتی و بی‌میلی می‌کنیم. احساس می‌کنیم چون هیچ تأثیری بر دیگران نداریم به ما بی‌احترامی شده و قدرتی نداریم

قدرت مشترک

خودارزشمندی و خودمختاری پیش‌نیازهای قدرت مشترک و احساس داشتن استحقاق بیان امیال و نیازهایمان از جمله نیاز به احترام و عمل متقابل است. در یک رابطة سالم، قدرت مشترک است. درواقع، هر دو طرف برای خودشان و رابطه مسئولیت می‌پذیرند. تصمیم‌ها با هم گرفته می‌شود و احساس امنیت و ارزشمندی می‌کنند. آنها قادرند بگویند چه چیزی را دوست دارند و چه می‌خواهند و چه چیزی را تحمل نمی‌کنند. رابطه‌ها و صمیمیت به حریم نیاز دارد. درغیر این صورت، خطر خوداظهاری صادقانه مورد تهدید واقع می‌شود. حریم‌ها احترام دوجانبه‌ است و برای هر دو طرف احساس خوشبختی و خوشحالی می‌آورد

وابستگی به وابستگی و قدرت

به‌طور کلی وابستگی به وابستگی، در خانواده‌هایی رشد می‌کند که قدرت به‌صورت یک الگوی حاکم و محکوم یا یکی مسلط و دیگری تسلیم اعمال می‌شود. نیازها و احساس‌ها در این شرایط نادیده‌گرفته شده یا مورد انتقاد قرار می‌گیرد. اگر قدرت و خود ارزشمندی مورد تشویق قرار نگیرد، باور می‌کنیم که قدرت و عشقی وجود ندارد. در بیشتر مواقع قدرت نمادی از بدی شده است. حتی در مواقعی از قدرت خودمان می‌ترسیم و برای ایجاد احساس امنیت و عشق یاد می‌گیریم خودمان را انطباق دهیم و از دیگران خوشمان بیاید. از نظر دخترها، این نوع نگاه می‌تواند خانواده‌ها را تشویق کند که زنان و دختران را افرادی درجه دو در نظر بگیرند و آنها را برای جرئت‌مندی، خودمختاری، تحصیلات بالا و خودحمایت‌گری مورد تشویق قرار ندهند
از سوی دیگر، برخی از کودکان به این نتیجه می‌رسند که برای ایجاد احساس امنیت در خود و دستیابی به نیازها باید اعمال قدرت کنند. این نگاه نیزی مشکلاتی دارد، زیرا تخم ترس و تنفر را می‌پاشاند و طرفمان را به انزوا یا رفتار به روشی منفعل و مهاجم سوق می‌دهد
بسیاری از افراد وابسته به وابستگی هرگز یاد نمی‌گیرند جرئت‌مند باشند یا چطور باید مشکلات را حل کنند. آنها از شناخت و بیان جرئت‌مندانة خواسته‌ها و نیازهایشان یا تصمیم‌گیری، اغلب حتی برای خودشان، ناتوانند. آنها مهار بر خود را رها کرده و اغلب تسلیم دیگران یا به‌طور کلی نافعال هستند. جرئت‌مندی، قدرت‌مندی است، اما مستلزم خودمختاری و حرمت نفس نیز هست؛ چیزی که برای افرادی وابسته به وابستگی دشوار است. باوجوداین، جرئت‌مندی آموخته‌شده و با یادگیری آن حرمت نقس نیز ایجاد می‌شود
مهارگری (اعمال کنترل بر خود و دیگران) یکی از نشانگان اولیه افراد وابسته به وابستگی است. مهارگری در حضور قدرت، از بین می‌رود. زیرا افراد وابسته به وابستگی، فاقد احساس قدرت هستند؛ بنابراین، به جای تقویت قدرت در خودشان، تلاش می‌کنند دیگران را بازی داده، آلت‌دست خود قرار دهند؛ و آنها را کنترل کنند. آنها به‌جای مسئولیت‌پذیری و ایجاد احساس خوشبختی در خود، که قدرتمندشان خواهد کرد، بر هرچیزی خارج درونشان تمرکز می‌کنند. افراد وابسته به وابستگی، به‌جای توجه مستقیم به نیازهایشان، سعی می‌کنند با اعمال قدرت بر دیگران و کنترلشان، احساس خوبی را در خود و درونشان ایجاد کنند. آنها فکر می‌کنند می‌توانند هر نوع کنترلی را بر دیگران وارد کنند. این رفتار براساس این باور غلط شکل می‌گیرد که ما می‌توانیم دیگران را تغییر دهیم. اما وقتی انتظارمان برآورده نمی‌شود، احساس درماندگی و بی‌قدرتی بیشتری می‌کنیم

نحوه قدرتمند شدن

عشق و قدرت ناهمخوان هستند. درواقع، عشق به معنی رهاکردن خود نیست، زیرا این نوع نگاه نهایتاً به تنفر ختم می‌شود. عشق واقعاً نوعی قدرت است. برای ادعای قدرتمان لازم است یاد بگیریم به‌طور هشیار زندگی کنیم، برای خودمان مسئولیت‌پذیر باشیم و یاد بگیریم به خواسته‌های نامشروع دیگران بگوئیم «نه»، باید برای خودمان امنیت و احترامی دوجانبه خلق کنیم؛ و در نهایت باید به طرف مقابلمان هم اجازه دهیم همین طور فکر و عمل کند
نه تنها حرمت نفس بالا، بلکه خودمختارترشدن نیز مهم است. خودمختاری به ما اطمینان می‌دهد که می‌توانیم زندگی خودمان را حفظ کنیم. این آگاهی ما را کمتر به دیگران و تأیید آنها وابسته می‌کند. خودمختاری به هر دو طرف اجازه می‌دهد کمتر به‌صورت واکنشی، بلکه بیشتر براساس یک پاسخ منطقی عمل کنند. افراد با خودمختاری بیشتر قادرند احساسشان را با دیگران سهیم کنند، به نیاز همدیگر گوش کنند، مسائل فی‌مابین را طرح و حل کنند؛ بدون سرزنش و دفاعی‌بودن، مذاکره کنند. سهیم‌کردن دیگران در موارد آسیب‌پذیری (احساسات، خواسته‌ها و نیازها) یک توانمندی واقعی از خود حقیقی، در محیطی رشدیافته و اعتمادبرانگیز است. بنابراین، قدرت امنیت می‌آورد و صمیمت و عشق را جاری می‌کند. اگر احساس بی‌قدرتی یا عدم امنیت کنیم عشق و سلامتی مورد نیاز در رابطه، مورد تهدید قرار می‌گیرد.
برای صحبت با مشاور روانشناس به هنر زندگی سر بزنید

مقالات مرتبط
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.
جدیدترین ها

موضوعات به روز شده

[rtl][size=3][font=B Lotus]با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند،  حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1 ، دارای 574 ص و 249 منبع موثق و علمی بروز دنیا که برخی از آنها پرفروشترین کتب دنیا هستند» و به ویژه جلد دوم آن [که بیشتر برای بانوان است] را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی  توأم با آرامشی مداوم، تندرستی خود و نسل زیبا و قوی خود و به ویژه برای داشتن ازدواجی موفّـق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. لذا تا هنوز فرصت را ازدست نداده اید، مطالعه و برسی خود را آغاز نمایید، شاید حتّی دقایقی دیگر دیر باشد. این کتب بیش از ده سال با تحقیق و بررسی نوشته شده اند. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «[/font][/size][size=3]www.Book.soltanpanah.ir[/size][size=3][font=B Lotus]» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود هر چند اندک، در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.[/font][/size][/rtl]
مشاهده...
6 روز قبل
هفته قبل
هنر زندگی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید مشاهده لیست کامل

لینک های دسترسی

تبادل نظر

تبادل نظر

در تبادل نظر سایت شرکت کنید و با هزاران نفر دیگر در ارتـباط باشـید ...

تالار گفتگو ها...