هنر زندگی مرکز مشاوره روانشناسی
ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج | سندروم بازگشت به خانه

اهمیت و ضرورت ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج چیست؟ تعارضات یا نحوه تعاملاتی که افراد با والدین خود دارند مستقیما بر کیفیت روابط بعدی آن ها در آینده خصوصا روابط عاشقانه تاثیر مستقیم میگذارد که به آن تاثیر ذهن ناخودآگاه برای ازدواج یا سندروم بازگشت به خانه نام دارد.در واقع  هر کودک دو خواسته اصلی دارد: 1- عشق پدر و مادر را دریافت کند 2- پدر و مادرش به یکدیگر عشق بورزند. ممکن است در کودکی در رسیدن به این خواسته ها ناکام شده باشید؛ از همین رو این خواسته ها حتی در بزرگسالی باقی می مانند. به همین دلیل در بزرگسالی، ناخودآگاه ما شرایطی را به وجود می آورد تا بتوانیم به این دو خواسته خود در عشق پاسخ دهیم. در مشاوره قبل از ازدواج، این امکان فراهم میشود تا با آگاهی از ضمیر ناخودآگاه خود و عدم پیروی از وسوسه های آن، ازدواج موفق را تجربه کنید.

 

برای دریافت مشاوره در زمینه مشاوره قبل از ازدواج می توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت از کل کشور با شماره 9099075228 و از تهران با شماره 9092305265 تماس بگیرید.

 

ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج به چه معناست؟

معمولا افراد به دنبال این هستند که با هر نوع ازدواج، نیمه های خالی وجودی خود را پر کنند و هر چه بیشتر به سمت رشد و شکوفایی حرکت کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید چرا در روابط عاشقانه خود جذب برخی از افراد با شخصیت های خاص میشوید. معمولا ما از ضمیر ناخودآگاه خود برای ازدواج و انتخاب همسر تاثیر میگریم؛ دقیقا مانند این است که یک کار ناتمام دارید که باید به اتمام برسانید. کافیست به روابط پدر و مادرتان با یکدیگر و حتی تعاملاتی که با شما داشتند توجه کنید. تا چه اندازه فردی که به او علاقه مند شده اید ویژگی هایی مشابه با یکی از والدین شما دارد؟ 

 

نقش و اهمیت ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج چیست؟

در ادامه با ذکر مثال اهمیت ضمیر ناخوداگاه در ازدواج را به صورت واضح توضیح میدهیم:

1- جذب شدن به فردی که به ما بی توجه است؛ به دلیل عدم دریافت عشق و توجه از یکی والدین

اگر در کودکی عشق و توجه لازم را از یکی از والدین دریافت نکرده باشیم، ممکن است به کسی علاقه مند شویم که او نیز مانند پدر یا مادرمان عشق و توجه کافی به ما نداشته باشد. مریم زنی است سی ساله که به طور ناخودآگاه از مردان انتقادگر و کنترل کنننده خوشش می آید. او با مردی ازدواج کرده که مدام از او انتقاد می کند و با انتقاد های خود به مریم این احساس را می دهد که همسر خوبی نیست، باهوش نیست و لازم است که خودش را تغییر دهد. او حتی به دلیل خواسته شوهرش، بینی اش را عمل کرده است. از مریم خواسته شد که فهرستی از ویژگی های پدر و مادرش را بنویسد.

مادر مریم زنی انتقادگر، سختگیر، طعنه زن، دمدمی مزاج، کمال گرا و همواره عصبانی بوده است. مریم با علاقمند شدن به مردانی که ویژگی مادرش را دارند سعی در بازسازی رابطه خود با مادرش دارد. رابطه ای که در آن همواره سخت تلاش می کند که باهوش، زیبا و خوب باشد. گویی هنوز با خود می اندیشد که "شاید بتوانم کاری کنم که دیگر مادرم من را سرزنش نکند. ممکن است بتوانم کاری کنم که او فکر کند من هم خوب هستم." مریم هنوز نیاز به تایید مادر خود دارد و چون در کودکی هرگز نتوانسته این تایید را بدست آورد. به همین دلیل دچار سندروم بازگشت به خانه شده است. مریم سعی می کند تا در رابطه با همسرش این کار ناتمام دوران کودک خود را به پایان برساند.

 2- طرد کردن عاشق خود به منظور تسکین خشم و عصبانیتی که سر منشا آن والدین هستند

تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج | سندروم بازگشت به خانه

اگر از دست یکی از والدین خود عصبانی و خشمگین باشیم، آن احتمال وجود دارد زمانی که کسی به ما عشق می ورزد، او را طرد کنیم تا دلش را بشکنیم، تا هم خشم خود را تسکین داده باشیم و هم او را مجبور کنیم تا تلاش کند که عشق و توجه ما را با تلاش بیشتری بدست آورد. یکی دیگر از تاثیرات ذهن ناخودآگاه برای ازدواج را می توان در مثالی که در ادامه بیان شده است نام برد. پدر و مادر سارا وقتی که او پنج ساله بودند، از هم جدا شدند. سارا تحت نظارت مادرش بزرگ شده است. در این مدت پدرش بسیار به ندرت به دیدن او رفته و تماس چندانی با او نداشته است. پدرش تقریبا او را فراموش کرده است و بیشتر به زندگی شخصی خود توجه دارد.

حال سارا قصد ازدواج دارد. وقتی برایش خواستگار می آید، تا جایی پیش می رود که مطمئن شود که پسر واقعا خواهان ازدواج با اوست. سپس به او جواب رد می دهد و با تندی و عصبانیت برخورد می کند. سارا با طرد کردن خواستگارهایش، در واقع پدر خودش را به خاطر این که او را در کودکی ترک کرده است، تنبیه می کند. او با این کار پیش خود به آنها می گوید" فهمیدید که طرد شدن چه احساس بدی است؟! حلا می فهمید که من چه احساسی داشتم."

3- جدب و علاقه مند شدن به فردی که شبیه یکی از والدین است به منظور جبران کوتاهی هایی که در حق والد خود انجام دادیم

یکی دیگر از تاثیرات ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج باعث میشود به کسی علاقمند شویم که شبیه یکی از والدینمان باشد و سعی می کنیم تا زندگی او را نجات دهیم. تا بدین وسیله تلافی کاری که نتوانستیم برای پدر یا مادر خود انجام دهیک جبران نماییم و او را خوشحال کرده باشیم. ظاهرا پآنتا از مردان معتاد خوشش می آید. او اکنون در آستانه ازدواج با یک فرد معتاد است. در جلسات مشاوره معلوم شد که پدر او یک مرد کاری، سخت کوش و مهربان بوده، که به تریاک اعتیاد داشته است.

پآنتا مانند دیگر اعضای خانواده خود، اعتیاد پدرش را پذیرفته بود؛ اما در این حال همیشه سعی می کرد تا به طریقی اعتیاد پدرش را از دیگران پنهان کند. او پدرش را خیلی دوست داشت، اما در عین حال هرگز موفق نشد کاری کند که پدرش اعتیاد خود را کنار بگذارد. پآنتا 11 ساله بود که به دلیل سکته قبلی پدرش فوت کرد. او پایان زود هنگام زندگی پدرش را به اعیتاد او ارتباط داده بود و به سندروم بازگشت به خانه مبتلا شده است. او می خواهد که این پایان غم انگیز را به گونه ای تغییر دهد. به همین دلیل تصمیم به ازدواج با یک معتاد دارد تا او را نجات دهد و باعث شود که آن پایان غم انگیز دیگر تکرار نشود.

4- جذب شدن به فردی مشابه با والدی که هیچگاه مورد محبت و توجه نبوده است 

اگر یکی از والدین ما شاد نبوده و یا در زندگی خود مورد محبت و توجه واقع نشده است، ممکن است جذب فردی شبیه او شویم؛ تا با عشق ورزیدن خود به او ثابت کنیم که پدر یا مادر ما بسیار دوست داشتنی بوده و باید مورد توجه واقع میشد. پویا از نیلوفر خوشش می آید و می خواهد با او ازدواج کند. نیلوفر دختری است که احساس نا امنی دارد و بسیار آسیب پذیر است و از مردم می ترسد. نسبت به نیلوفر احساس حمایت و محبت فراوانی دارد و می خواد به او احساس دوست داشتنی بودن بدهد.

گذشته پویا روشن کننده ماجرا ست. پدر پویا از مهارت های لازم برای ازدواج موفق برخوردار نبوده و پانزده سال پیش همسر و فرزندانش را ترک می کند. مادر پویا بعد از این رویداد از لحاظ روحی بسیار آسیب میبیند و همواره احساس بی کفایتی می کرد. او دیگر ازدواج نکرد. پویا در آن زمان پانزده ساله بود. او احساس نا امیدی و ترک شدگی مادر را به خوبی درک می کرد. به همین دلیل او به طور ناخودآگاه تصمیم گرفت تا به مادرش ثابت کند که دوست داشتنی است. به همین دلیل او با عشق ورزیدن و ازدواج با دختری که شبیه مادرش است می خواهد به مادرش بگوید که دوست داشتنی است و به پدرش هم ثابت کند که در ترک مادرش اشتباه کرده است.

 5- وارد شدن به رابطه ای که خوشبخت تر از والدین نباشیم!

تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج | سندروم بازگشت به خانه

گاهی ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج باعث میشود که به رابطه ای وارد شویم که از ازدواج پدر و مادرمان بهتر نباشد. در واقع میخواهیم از پدر و مادر خود خوشبخت تر نباشیم. سعید بیست و هفت ساله در یک خانواده پر تشنج بزرگ شده است. پدر و مادر او با هم تفاهم ندارند. سعید بارها شاهد دعوا و بحث آنها بوده است. اکنون سعید تصمیم به ازدواج با مریم دارد. سعید می داند که مریم زود عصبانی می شود اما با این حال می خواهد با او ازدواج کند. هنگامی که از سعید پرسیده شد که آینده خود را چگونه می بینی؟ در جواب گفت: چیزی شبیه زندگی پدر و مادرم. از او پرسیده شد که آیا فکر نمی کنی حق تو از زندگی بیشتر از یک زندگی همراه با دعوا و مرافعه باشد؟ پاسخ داد: حق من از زندگی بیشتر از حق پدر و مادرم از زندگی نیست.

 

درمان و شناخت تاثیر ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج

آشنایی و دوستی های قبل از ازدواج، میتواند فرصت مناسبی برای شناخت فرد مقابل است. استفاده از تجربه های خانواده و اطرافیان نیز نقش مهمی در ازدواج موفق دارد. شناختن تاثیر ذهن ناخودآگاه در ازدواج بر انتخاب های عشقی، نیاز به بررسی تخصصی دارد. بررسی انگیزه های ازدواج و تاثیر ذهن ناخوداگاه در ازدواج طی جلسات مشاوره روانشناسی امکان پذیر است. فرصتی که باعث میشود در دام ذهن ناخوداگاه خود قرار نگیرید و ازدواجی اصولی و ماندگار را تجربه کنید. 

 

برای دریافت مشاوره در زمینه مشاوره قبل از ازدواج می توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت از کل کشور با شماره 9099075228 و از تهران با شماره 9092305265 تماس بگیرید.

مقالات مرتبط
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.