علائم خسته شدن از زندگی | چرا از زندگی خسته می شویم؟
آیا تا به حال خسته شدن از زندگی را تجربه کرده اید؟ احساس خستگی می کنید و حوصله هیچ کاری را ندارید؟ فکر کرده اید که چگونه دوباره آن را هیجان انگیز کنید؟ حتی وقتی در خانه گیر افتاده اید، اقیانوسی از امکانات برای ایجاد یک زندگی هیجان انگیز وجود دارد. حقیقت تلخ این است که جامعه امروزی افراد را به چیزهایی معتاد می کند که منجر به بی حوصلگی و خستگی طولانی مدت می شوند. با انجام چند کار ساده می توانید خستگی از زندگی را پشت سر بگذارید و احساس زنده بودن کنید. البته به این سادگی ها نیست. رسیدن به این مقصود با درک اینکه چرا بسیاری از زندگی خسته شده اند شروع می شود. در این مقاله توضیح خواهیم داد که چگونه این اتفاق می افتد و در نهایت به چه صورتی می توانید بر خستگی خود غلبه کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خستگی مزمن کلیک کنید.  

تماس با مشاور

پیش بینی ناپذیری زندگی

این تصور که برنامه ریزی برای زندگی همیشه به روش دلخواه افراد پیش نمی رود شاید درست باشد. اما این ویژگی می تواند عاملی باشد برای هیجان انگیزتر شدن زندگی. انجام دادن کارها طبق برنامه ی همیشگی، ماه به ماه و سال به سال یکنواخت می شود. حتی آن دسته از کسانی که در زندگی خود برنامه و ساختار قابل پیش بینی ندارند هم خستگی را تجربه می کنند. کمبود تنوع، باعث بی حوصلگی افراد می شود. همین امر روی تمام جنبه های زندگیشان تاثیر می گذارد. برای اطلاعات بیشتر در زمینه علت بی حوصلگی کلیک کنید.  

اینفوگرافیک علائم خسته شدن از زندگی

 اینفوگرافیک علائم خسته شدن از زندگی

خسته شدن از زندگی چه حسی دارد؟

وقتی زندگی خسته کننده به نظر می رسد، احساس بی هدف بودن می کنید. در طول روز کلافه اید. کارهایی که به عنوان مسیولیت برعهده شما است انجام می دهید. سپس خسته به خوابی آشفته و نا آرام پا می گذارید. حتی آخرهفته هم هیچ لذتی برای شما ایجاد نمی کند. بخشی از وجود شما می خواهد که زندگیتان تغییر کند. اما شما نه توانی برای تغییر دارید و نه حتی می دانید چگونه باید تغییر کنید. ممکن است زندگی ای داشته باشید که از نظر دیگران خیلی هم خوب است. مانند یک رابطه مستحکم، شغل خوب، بچه های شاد، دارایی های کافی. اما هنوزم احساس خستگی می کنید.
ممکن است عزیزانتان را دوست داشته باشید. افرادی هم باشند که شما را دوست دارند؛ ولی همچنان احساس می کنید زندگی باید بهتر از این ها باشد. این احساس محدود به ذهن نیست. بی حوصلگی به اعضا و جوارح بدن شما نیز نفوذ می کند. می تواند منجر به سردرد، گرفتگی عضلات، مشکلات هضم غذا و کمبود سطح انرژی شما در زندگی شود. برای آگاهی کامل در این زمینه می توانید از مشاوره روانشناسی تلفنی بهره مند شوید.  

خسته شدن از زندگی یعنی چه؟

شما در خانه گیر کرده اید. وقتی خسته شده اید در برابر بسیاری از عناصر دم دستی زندگی تسلیم می شوید. شاید به خاطر شرایط نامناسب رابطه، از دست شریک زندگی بی حوصله باشید. از شغلتان، از غذای مورد علاقه اتان و یا از سرگرمی های خود بیزار باشید. روانشناسان نام آن را گذاشته اند سازگاری لذت جویانه. نوعی از رفتار که گرایش بشر را نسبت به خوگیری و عادت به کارهای تکراری هر روزه توصیف می کند. وقتی برای اولین بار چیزی را تجربه می کنیم، واکنش احساسی نسبت به آن در بالاترین حد خود قرار دارد. به مرور، واکنش احساسی ما کاهش می یابد تا دیگر حسی وجود نخواهد داشت. این همان نقطه ای است که ما احساس کسالت و خستگی می کنیم.
برای مطالعه بیشتر، مقاله خستگی و بی حالی در بارداری را بخوانید.  

خسته شدن از زندگی چه زمانی بروز می کند؟

نارضایتی مزمن زمانی اتفاق می افتد که فرد از زندگی خود مدام ناراضی باشد. شاید فرد به ظاهر زندگی آرامی داشته باشد. اما از یک کار بی معنی به یک کار بی معنی دیگر می پردازد. از یک رابطه توخالی کم عمق به یک رابطه توخالی تر دیگر در حال جا به جایی باشد. این شیوه ها به سختی می توانند شادی را به ارمغان بیاورند. چرا که احساس رضایت در این کارها بسیار کم عمق است. این خلا معنا می تواند به بسیاری از رفتارهای ناسالم و بیماری ها دامن بزند. از جمله سو مصرف مواد مخدر و الکل، افسردگی و اضطراب.
گاهی اوقات هم برعکس است. جایی که خود افسردگی در واقع دلیل عدم احساس شادی و خوشبختی در زندگی فرد است. این احساسات پوچ می تواند باعث شود که شخص با هدف تلاش برای از بین بردن خستگی از زندگی، به یک رفتار خود تخریبی دست بزند. درباره افسردگی مزمن بیشتر بدانید.  

آیا دلزدگی همان افسردگی است؟

پاسخ کوتاه این است که نه همیشه. شما می توانید این کسالت عمیق را تجربه کنید بدون اینکه لزوماً از نظر بالینی افسرده باشید. می توانید از افسردگی رنج ببرید و از روزمرگی های خود خسته و کسل نباشید. بین این دو گروه همپوشانی وجود دارد. همچنان که بین کسالت و افسردگی تعامل وجود دارد. اگر مطمئن نیستید که ممکن است افسرده باشید یا خیر بهتر است که با یک مشاور روان شناس صحبت کنید. برای شناخت بهتر علائم افسردگی کلیک کنید.
خسته شدن از زندگی 

آیا زندگی با افزایش سن کسل کننده می شود؟

مراحل مختلف زندگی دارای عناصر مختلفی است که ممکن است باعث شود افراد احساس کسالت یا پرانرژی بودن کنند. هرچه مسن تر می شوید، کارهایی که انجام می دهید تازگیشان را از دست می دهد. نتیجتا انجام برخی از کارها تکراری شده و لذت کمتری خواهد داشت. همین می تواند اوضاع را کسل کننده کند. دایره روابط اجتماعی با افزایش سن ممکن است کاهش یابد. به این معنی که ببشتر وقتتان را با همان افراد همیشگی صرف کارهای همیشگی می کنید. در واقع این زندگی نیست که هرچه بیشتر ادامه یابد خسته کننده تر می شود؛ این خود شما و انتخاب های شماست که باعث چنین برداشت ذهنی می شود. با منطق و در حد توان مالی خود، می توانید کارهایی را انتخاب کنید که قبلاً انجام نداده اید. همان کارها را با یک گروه جدید از افراد می توانید امتحان کنید. برای اطلاعات بیشتر درباره تغییر زندگی کلیک کنید.  

برای از بین بردن حس خستگی از زندگی چه کنیم؟

قبل از اینکه بفهمید مناسب ترین راه های مبارزه با خستگی چیست، باید ریشه های اصلی آن را بررسی کنید. آیا از یکنواختی زندگی خود خسته شده اید چون تنهاییتان دلیل آن است؟ احساس پوچی و بی هدفی می کنید؟ آیا زندگی شما خسته کننده است زیرا افراد زندگیتان، شما را خسته می کنند؟ آیا در آینده شما چیزی وجود ندارد که بتوانید امیدوار باشید و از آن هیجان زده شوید؟ آیا احساس می کنید تحت شرایط تحمیلی و قوانین سختگیرانه قرار دارید؟ خسته اید چون قادر به کنترل زندگی خود نیستید؟ هرچه بیشتر بتوانید علت خستگی خود را بیابید، هنگام درگیر شدن با زندگی بهتر می توانید هدفمند عمل کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره عادی شدن و یکنواختی زندگی کلیک کنید.  

هدف گذاری برای مبارزه با خسته شدن از زندگی

یافتن هدف یا علتی برای همسویی خود با مهارت های فردی، می تواند احساس غرور و خوشبختی را افزایش دهد. شاید گفتن این کار آسانتر از انجام  دادنش باشد، اما در واقع بسیاری از گروه ها هستند که سعی در ایجاد تغییرات مثبت در جهان دارند. شما می توانید بخشی از آنها باشید. اهدافی را دنبال کنید که به شما احساس موفقیت می دهد. تعیین هدف یک قسمت اساسی در بهبود احساس رضایت از زندگی است. رانندگی بدون هدف در جاده آسان است اما اینکه به سمت مقصد خاصی نمی روید ممکن است از لذت آن بکاهد. برای کسب اطلاعات مفید درباره معنای زندگی کلیک کنید.

چطور می توان از زندگی لذت برد؟

کارها را انجام دهید. به همین سادگی. به نظر کلیشه ای می آید اما تنها راهی که شما می توانید بفهمید چه چیزی باعث خوشبختی، رضایت و معنی در زندگی شما می شود این است که فعالانه درگیر زندگی شوید. کارهای مختلفی انجام دهید. اگر آن کار را دوست نداشتیم چه می شود؟ جواب این است که به سراغ کار دیگری می روید. حتی وقتی کارهایی را انجام می دهید که لزوماً دوست ندارید و از آنها لذت نمی برید، در حال گسترش دانش و آگاهی خود در مورد جهان پیرامون هستید. این به شما امکان می دهد با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید. درک بهتری از آنچه انجام می دهید ایجاد می کند و شناخت آنچه را دوست ندارید تسهیل می کند. و بلاخره اینکه شاید کار جدیدی را امتحان کنید و متوجه شوید که رضایت شما را فراهم می کند.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره لذت بردن از زندگی کلیک کنید.

 

با انتظارات و ایده آل گرایی جامعه چه کنیم؟

ممکن است خود را خسته و محصور در ساختار سختگیرانه جامعه برای منطبق شدن با اجتماع ببینید. این مسئله با فشار اجتماعی توسط همسالان و گروه ها تشدید می شود تا در چهارچوب قابل قبول جامعه جای بگیرید. این فضای از پیش تعیین شده برای برخی از افراد مکان مطلوبی است. افرادی وجود دارند که به دیدگاه سنتی آنچه جامعه از آنها انتظار دارد تن می دهند و خوشحالند. زیرا یک مسیر مشخص و روشنی را پیش رویشان باز می کند.
مشکل این است که همه در این چهارچوب ها نمی گنجند. از آن بدتر، جامعه دوست دارد احساس شرم، انتقاد و تمسخر را در فردی که تصمیم می گیرد متمایز باشد و وضع موجود را زیر سوال ببرد برانگیخته کند. حقیقت تأسف آور این است که بعید است این شیوه ی رفتار جوامع تغییر کند. یک فرد با روحیه ی آزادمنشانه، احتمالاً در یک محیط سرکوبگر و ساختار یافته ی تنگ نظر با مشکل روبرو خواهد شد. مانند سلسله مراتب خشک حاکم بر محیط سازمانی یا داشتن والدین انعطاف ناپذیر در خانه که به رکود اعضای آن می انجامد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نارضایتی از زندگی کلیک کنید.  

خسته شدن از زندگی | اهمیت زندگی معنادار

شکل نارضایتی مزمن این است که فرد به طور منظم از روند زندگی یا مسیر فعلی خود ناراضی باشد. ما نمی توانیم از یکنواختی های روزمره فرار کنیم. هیچ کس دوست ندارد در صف های خرید بایستد. وقت خود را با نشستن در ترافیک تلف کند یا سعی کند در جلسات بی هدف که علاقه ای به آنها ندارد شرکت کند. اما اینها بعضی اوقات بخشی ضروری از پویایی در مسیر زندگی است. حقیقت تلخ این است که هیچ کس قرار نیست همیشه شاد باشد. این یک انتظار غیر منطقی است که منجر به بدبختی و نارضایتی بیشتری خواهد شد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره امید به زندگی مطالعه کنید.

چگونگی یافتن معنا برای زندگی

هیچ مسیر مشخص و مستقیمی برای رسیدن به خوشبختی، معنا و احساس رضایت از زندگی وجود ندارد. مسیر شما منحصر به شما خواهد بود. این مسیر ممکن است شباهت هایی هم با مسیر افراد دیگر داشته باشد؛ اما این ماموریت شماست که بفهمید چه راهی برای شما بهتر است و آن را دنبال کنید. این بدان معنا نیست که شما مجبورید تمام مسیر را به تنهایی طی کنید یا هیچ کس نمی تواند به شما کمک کند. فقط نباید انتظار داشته باشید که شخص دیگری جز خودتان آن را در یک بسته بندی شسته و رفته و آماده، به شما تحویل دهد. بعید است که این اتفاق بیفتد.
برای برخی، این معنا در حرفه ای است که از داشتن آن خوشحال و هیجان زده اند. دیگران ممکن است معنای خود را در پرورش و رشد یک خانواده دوست داشتنی پیدا کنند. برخی ممکن است آن را در خدمتگذاری به دیگران یا افراد آسیب پذیر ببینند. هنرمندان ممکن است آن را در خلق هنر پیدا کنند. دانشمندان ممکن است آن را کشف کنند. تعداد مسیرهای بی نهایت وجود دارد که همه آنها تا حدی امکان پذیر هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره تقویت احساسات مثبت کلیک کنید.

آیا زندگی لزوما با داشتن هدف معنادار می شود؟

در واقع مهم نیست که هدف شما چیست. زمانی که بتوانید یک کاری را پیدا کنید خود بخود معنا به زندگی اتان راه پیدا می کند. کاری که برایش صبح از خواب برخیزید و برای دستیابی به آن تلاش کنید. ممکن است دریابید کارهایی که انجام می دهید لزوماً شما را به سمت هیجان یا خوشبختی سوق نمی دهد. اما دانش، تجربه یا افرادی را که برای گام برداشتن در راهی دیگر به انها نیاز دارید در اختیارتان می گذارد. اجازه ندهید ضعف و افسردگی شما را از مسیرتان دور کند. مدام برگردید و به تلاش خود ادامه دهید. اگر در شرایط سختی هستید و مطمئن نیستید که باید چه مسیری را دنبال کنید، کمک گرفتن از یک مشاور را از خود دریغ نکنید.  

آیا خسته شدن از زندگی طبیعی است؟

نمی توان گفت که اساس هستی و زندگی بر کسالت بار بودن بنا شده است، اما اکثر مردم بهرحال در زندگی خود، دوره هایی را سپری می کنند که به طور قابل توجهی نسبت به زمان هایی دیگر کسل کننده خواهد بود. این ویژگی ذهن انسان است که ساعتهای بی شماری را به مقایسه مسایل در زمان های مختلف می گذراند. مانند مقایسه تجارب مختلف آدم های مختلف در مراحل مختلف زندگی. حفظ سطح بالایی از فعالیت ذهنی و انرژی بدنی برای مدت زمان طولانی دشوار است. بعضی از افراد می توانند آن را مدیریت کنند. در بعضی دیگر مواقعی پیش می آید که زندگی هیجان کافی برای تأمین انرژی مورد نیاز را از دست می دهد. درباره مثبت اندیشی بیشتر بدانید

احساس کسالت طبیعی است؟

احساس خستگی و گذراندن دوره های بی حوصلگی در زندگی رایج است. این بدان معنا نیست که طبیعی است و باید خستگی خود را بپذیرید و سعی نکنید برای اصلاح آن اقدام کنید. همانطور که نباید خود را به خاطر تجربه خستگی مزمن سرزنش کرد، همزمان باید به قدرتی که برای غلبه بر آن دارید پی ببرید. بدون شک کارهای زیادی وجود دارد که انجام دادن آنها باعث لذت شما می شود و زندگی را هیجان انگیز می کنند.  
خسته شدن از زندگی

آیا دنیای مدرن موجب کسالت و خسته شدن از زندگی است؟

قبل از توضیح اینکه چه کاری می توانید انجام دهید تا زندگی کمتر خسته کننده باشد، اگاهی به عواملی که زندگی را برای شما بسیار کسل کننده کرده مهم است. ما در دنیایی با هزاران کانال تلویزیونی، میلیونها وب سایت و تعداد بیشماری بازی ویدئویی و فیلم و آلبوم موسیقی زندگی می کنیم. همچنین با توانایی سفر به سراسر جهان و یادگیری زبان ها و غذاهای عجیب و غریب متنوع. اپیدمی خستگی در دنیای مدرن به چند شکل مختلف بروز می کند. ناگهان متوجه می شوید همه چیز تغییر کرده و شما در خانه منزوی شده اید. بسیاری از مردم خستگی مزمن را گزارش می دهند. چرا اینطور است؟ چند دلیل برای این موضوع وجود دارد که به شرح کوتاهی از ان می پردازیم. درباره اعتیاد به شبکه های اجتماعی بیشتر بخوانید.

1- تحریک بیش از حد اولین دلیل خسته شدن از زندگی

ذهن انسان مستعد اعتیاد است. دوپامین پس از یک تجربه لذت بخش در مغز آزاد می شود. اعتیاد رفتاری به تکرار فعالیت ها و عادت کردن به روال معمول اتفاقات؛ اعتیاد روانشناختی برای همنوایی نشان دادن با فعالیت های دوستان که از نظر اجتماعی طرد نشوید. اینها از جمله عوامل بسترساز برای وابستگی به شرایط است. می توانیم به هرآنچه که ما را به اندازه کافی برای کسب لذت تحت فشار قرار دهد معتاد شویم. اعتیاد گسترده به تحریک بیش از حد مساله است.
ما دائماً با فناوری که در اختیار داریم محرک های اضافی دریافت می کنیم. از نمایش های تلویزیونی گرفته تا بازی های ویدئویی، واکنش به عکس ها و هر چیز دیگری که شامل اخبار شخصی و اجتماعی باشد. اینها وقت ما را در تمام طول روز پر می کند. با تحریک شدن نا به جای حواس، احساسمان به تحریک کافی و مناسب را از دست می دهیم.

2- نیازهای اساسی از بیش تامین شده

در تاریخ بشری دسترسی همیشگی به ملزومات اساسی زندگی تضمین نشده است. غذا، آب و سرپناه مواردی بودند که اکثریت مردم همیشه مجبور بودند برای بدست اوردنش تلاش کنند. این روزها بسیاری از ما لازم نیست که اینقدر نگران نیازهای ابتدایی زندگی مانند غذا، آب و سرپناه باشیم. ممکن است هنوز برای پرداخت قبوض تلاش کنیم، اما فقط در بدترین شرایط باید با واقعیت گرسنه ماندن، نداشتن آب کافی روبرو شویم. حالا که بسیاری از ما نیازهای اساسی را بدون تلاش شبیه دوران اولیه، در اختیار داریم مغز مجبور شده است بپرسد خب حالا چه؟ این سوال جدیدی است که هنوز بسیاری از ما برای پاسخ دادن به آن درمانده ایم. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با راه های افزایش انگیزه کلیک کنید.

3- خسته شدن از زندگی | انتظارات غیر واقعی

سرگرم بودن بیش از حد با رسانه های اجتماعی ما را با احساس ( فومو ) یا ترس از دست دادن درگیر می کند. ما میلیونرها و افراد مشهور را دنبال می کنیم. با تصاویر و فیلم های زندگی آنها بمباران می شویم. همچنین از همتایان خود پیروی می کنیم و همه اتفاقات مهم زندگی آنها را می بینیم. تعطیلات، ارتقا شغل، روابط عالی و موارد دیگر. سپس مجبور می شویم یکی از دو کار را انجام دهیم: اول مصرف مداوم و اعتیادگونه ی محتوای شگفت انگیز رسانه های اجتماعی در حالی که به آرامی احساس می کنیم زندگی خودمان به قدر کافی خوب نیست. دوم اینکه سعی می کنیم با محافل اجتماعی خودمان رقابت کنیم. این در نهایت منجر به چرخه ای از انتظارات غیرواقعی می شود.

4- نمی دانیم چه می خواهیم

در آخر مهمترین نکته برای بسیاری از ما که با خسته شدن از زندگی روبرو هستیم این است که ما نمی دانیم چه می خواهیم. بسیاری از ما در انتخاب هایمان به درستی عمل نمی کنیم. در دنیای مدرن بسیاری از انتخاب ها پیش روی ما گسترده شده است. یک میلیون راه برای رفتن به یک میلیون مسیر مختلف پیش رو داریم. این سطح از انتخاب می تواند فلج کننده باشد. دائماً باید از خود بپرسیم آیا من انتخاب درستی انجام داده ام؟ وقتی در زندگی خود احساس نارضایتی و عدم اطمینان می کنیم به تصمیمات مهمی که گرفته ایم شک می کنیم. آیا من در جای مناسب تحصیل کردم؟ آیا مدرک درستی گرفتم؟ آیا شریک مناسبی را انتخاب کردم؟ در پایان، این امر باعث مسموم شدن کل زندگی ما می شود. باعث می شود در زندگی فعلی امان احساس ناکافی بودن داشته باشیم. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بی انگیزگی کلیک کنید.  

درمان خسته شدن از زندگی

هر کار جدیدی که انجام می دهید مطمئناً کسل کننده خواهد بود زیرا ریشه مشکل در کارهایی که انجام می دهید نیست. در مورد نحوه انجام آن است. در حقیقت شما نمی دانید با آرامش لحظه های بدست آمده چه کار کنید. شما معتاد به تحریک شدن مداوم هستید. راه حل خستگی از زندگی، فرار کردن نیست. برای درمان کسالت باید استقلال زندگی خود را به چالش بکشید. ترتیب دادن یک ماجراجویی بزرگ به رفع کسالت شما کمک نمی کند. بهتر است زندگی روزمره خود را به یک ماجراجویی تبدیل کنید.
برای غلبه بر خستگی، باید بر سازگاری لذتجویانه غلبه کنید. هنگامی که با برنامه روزمره خود عادت کردیم، جزئیات مهم آن را فراموش می کنیم. یادمان می رود زمانی این کار برایمان بسیار لذت بخش بوده است. اتخاذ یک ذهنیت آگاهانه تر به شما کمک می کند شادی های جدیدی در زندگی پیدا کنید. به طور مداوم احساس جدید را با احساس قدیمی جایگزین کنید.  

خسته شدن از زندگی |سخن آخر

بی حوصلگی نه یک مشکل بلکه یک علامت است. در بیشتر موارد، آنچه کسالت را بسیار غیر قابل تحمل می کند این است که مردم با آن مانند یک مشکل برخورد می کنند. در واقعیت نیازی به فرار از کسالت نیست. بی حوصلگی، اگر نگوییم اجتناب ناپذیر اما حتما بخشی طبیعی از زندگی همه ی ما است. مشکلی نیست که مجبور باشید از آن فرار کنید. فرصتی است که از خود بپرسید چگونه می توانم کارها را متفاوت انجام دهم ؟ قبل از حرکت به سمت اتخاذ یک تغییر، لحظه ای بایستید و نفس عمیق بکشید و به آن آرامش دست داده فکر کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر مشاوره روانشناسی بهترین گزینه است.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران