نظریه شخصیت آلبرت بندورا | دیدگاه های اصلی شخصیت کدام اند؟
نظریه شخصیت آلبرت بندورا چیست؟ برای روانشناسان حوزه شخصیت سوال اساسی این بوده است که شخصیت چگونه رشد می کند و تحت تاثیر چه عواملی قرار می گیرد. تئوری های زیادی وجود دارند که سعی می کنند پاسخی روشن و منطقی به این سوال اساسی بدهند. یکی از این نظریه ها، نظریه شناختی اجتماعی بندورا در شخصیت است. رویکرد بندورا به رفتار آشکار و متغیرهای شناختی مخصوصا احساس کارایی می پردازد. در نتیجه هنگامی که احساس کارایی در طول درمان افزایش می یابد، درمانجو به طور فزاینده ای می تواند با موقعیت های تهدید کننده کنار بیاید.  

تماس با مشاور

روانشناسی شخصیت

مطالعه شخصیت یکی از موضوعات اصلی مورد علاقه در روانشناسی است. تئوری های شخصیتی متعددی وجود دارد و بیشتر آن ها در یکی از چهار دیدگاه اصلی که در ادامه معرفی می شود قرار می گیرند. هر یک از این دیدگاه ها در مورد شخصیت تلاش می کند تا الگوهای مختلف شخصیت را توصیف کند. از جمله اینکه این الگوها چگونه شکل می گیرند و چگونه افراد در سطح فردی متفاوت هستند و از این الگوها تقلید می کنند.
درباره چهار دیدگاه اصلی شخصیت که عبارتند از دیدگاه روانکاوی، دیدگاه انسان گرایانه، دیدگاه صفت، دیدگاه شناختی اجتماعی و نظریه پرداز مرتبط با هر نظریه و ایده های اصلی که در هر دیدگاه، محوری هستند، به طور خلاصه توضیحاتی آورده شده است.  

دیدگاه های اصلی شخصیت

دیدگاه روانکاوانه شخصیت بر اهمیت تجربیات اولیه دوران کودکی و ضمیر ناخودآگاه تأکید دارد. این دیدگاه در مورد شخصیت توسط روانپزشک اتریشی زیگموند فروید مطرح شد که معتقد بود مسائل پنهان در ناخودآگاه می توانند به طرق مختلف آشکار شوند. از جمله از طریق رویاها، تداعی آزاد، و لغزش های زبانی. دیگرانی چون کارن هورنای، اریکسون و آدلر در همین مسیر فعالیت کردند و با وارد کردن انتقاداتی، دیدگاه را پیشرفت داده یا به اصلاح آن مبادرت ورزیدند.

1-دیدگاه انسان گرایانه

دیدگاه انسان گرایانه شخصیت، بر رشد روانی، اراده آزاد و آگاهی شخصی متمرکز است. این نظریه، نگاه مثبت و خوشبینانه ای به طبیعت انسان دارد و بر این سوال متمرکز است که چگونه هر فرد می تواند به پتانسیل فردی خود دست یابد. از تأثیرگذارترین نظریه پردازان دیدگاه انسان گرایانه می توان به کارل راجرز و ابراهام مزلو که هرم نیازهای مازلو از اوست، اشاره کرد.

2-نظریه شخصیت آلبرت بندورا | دیدگاه صفات

دیدگاه صفت شخصیت، بر شناسایی، توصیف و اندازه‌گیری ویژگی‌های خاصی که شخصیت انسان را می‌سازد متمرکز است. چراکه محققان معتقدند با درک این ویژگی ها، می توانند تفاوت های بین افراد را بهتر درک کنند. نظریه پردازان اصلی این دیدگاه کسانی بودند مانند هانس آیزنک، کتل، کاستا. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه صفات شخصیتی کلیک کنید.

3-دیدگاه شناختی اجتماعی

دیدگاه شناختی اجتماعی شخصیت بر اهمیت یادگیری مشاهده ای، خودکارآمدی، تأثیرات موقعیتی و فرآیندهای شناختی تأکید دارد. آلبرت بندورا که در واقع خود مبدع این نظریه شناخته می شود بر اهمیت یادگیری اجتماعی یا یادگیری از طریق مشاهده تاکید می کرد. نظریه او بر نقش افکار آگاهانه از جمله خودکارآمدی یا باورهای خود شخص در توانایی‌های او تأکید داشت.
نظریه پردازان یادگیری اجتماعی مشاهده کردند که پیچیدگی رفتار انسان را نمی توان به راحتی با نظریه های رفتاری سنتی توضیح داد. بندورا متوجه شد که مردم از تماشای دیگران و دیدن پاداش ها و یا تنبیه هایی که دیگران دریافت می کنند چیزهای زیادی یاد می گیرند. نظریه پردازان یادگیری اجتماعی تأثیر تقویت و تنبیه را انکار نمی کنند، بلکه پیشنهاد می کنند که می توان آن را از طریق مشاهده تجربه کرد و همانطور که اسکینر استدلال می کرد نیازی به تجربه مستقیم و شخصی ندارد. در این زمینه میتوانید از مشاوره تلفنی فردی نیز بهره مند شوید.
علاوه بر این، یادگیری مشاهده‌ای مستلزم شناخت است. چیزی که رفتارگرایان رادیکال آن را خارج از حوزه تحقیقات روان‌شناختی می‌دانند، زیرا شناخت قابل مشاهده نیست. بندورا دیدگاه نظری گسترده ای در مورد یادگیری اجتماعی داشت.  

شخصیت و بندورا

بندورا در نظریه شناختی اجتماعی شخصیت خود، مفهوم یادگیری مشاهده ای را به عنوان یکی از نکات نظری اصلی مطرح کرد.  او استدلال کرد که تقویت صرفاً به عنوان یک مکانیسم کار نمی کند، بلکه در واقع ارائه دهنده اطلاعات تقویت بعدی است که پس از تکرار رفتار ارائه می شود.
بندورا خاطرنشان کرد برای اینکه فرد بتواند یک رفتار مطلوب را تکرار کند، باید فرآیندهای فکری خود را نیز در بر گیرد، برخلاف عقیده اسکینر که تفکر فقط در یک "جعبه سیاه" رخ می دهد.  به این معنا، بندورا موافق بود که محیط موثر بر رفتار است، اما رفتار نیز می تواند موثر بر محیط باشد. این مفهوم اصلی در نظریه او جبر متقابل نامیده می شود.
رویکرد بندورا به شخصیت را می‌توان با پرداختن به این مثال  توضیح داد. فرض کنید نوجوانی ویژگی شخصیتی پرخاشگر خود را نشان می‌دهد زیرا همسالانش با او بدرفتاری می‌کنند.  هنگامی که این فرد پرخاشگری خود را از طریق اعمال خشونت آمیز ابراز می کند، می تواند سطح بالاتری از پرخاشگری یا ترس را در ذهن همسالان خود ایجاد کند، بنابراین محیط خود را تغییر می دهد. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه پرخاشگری نوجوانان کلیک کنید.  

مفاهیم به کار رفته در روانشناسی شخصیت بندورا

بندورا در تقابل با رفتارگرایان رادیکال تر، عوامل شناختی را عوامل علّی در رفتار انسان می داند. حوزه تحقیقاتی او، نظریه شناخت اجتماعی، به تعامل بین شناخت، رفتار و محیط می پردازد. بسیاری از کارهای بندورا بر کسب و اصلاح ویژگی های شخصیتی در کودکان متمرکز شده است. به ویژه که آن ها تحت تأثیر یادگیری مشاهده ای یا مدل سازی قرار می گیرند که به گفته او، نقش بسیار مهمی در تعیین رفتار بعدی ایفا می کند.
مفهوم یادگیری از طریق الگوسازی یا تقلید  کار او، به ویژه بر ماهیت پرخاشگری، نشان می دهد که مدل سازی نقش بسیار مهمی در تعیین افکار منفی و مثبت، احساسات و رفتار ایفا می کند. بندورا مدعی است که عملاً هر چیزی را که بتوان با تجربه مستقیم آموخت، با مدلسازی نیز می توان آموخت. علاوه بر این، یادگیری اساسا از طریق مدل‌سازی اتفاق می‌افتد. اگرچه نه مشاهده‌گر و نه مدل برای انجام یک عمل خاص، پاداشی دریافت نمی‌کنند.

1-شرطی سازی مدل جانشین

با تکیه بر روش های یادگیری رفتارگرایانه ایوان پاولوف و بی.ف. اسکینر، و تمرکز بر یادگیری از طریق شرطی سازی و تقویت، نشان داده شده است که تنبیه و پاداش می‌تواند بر وضعیت مدل‌سازی تأثیر بگذارد. کودک با سهولت بیشتری از آن مدلی تقلید می کند که برای عمل انجام شده پاداش می گیرد نه کسی که تنبیه می شود.
بنابراین کودک می تواند بدون اینکه در واقع پاداش یا تنبیه شود، به یادگیری بپردازد. مفهومی که به عنوان یادگیری جانشین شناخته می شود. به طور مشابه، بندورا نشان داده است که وقتی یک مدل در معرض محرک هایی قرار می گیرد که قصد دارند یک اثر شرطی سازی داشته باشند، شخصی که به سادگی این فرآیند را مشاهده می کند، حتی بدون شرکت مستقیم در آن، تمایل دارد که توسط محرک ها نیز شرطی شود.

2-نظریه شخصیت آلبرت بندورا | مدل سازی

باندورا بر اساس تحقیقات خود مدل سازی را به عنوان یک وسیله درمانی گسترش یافته است.  بیمار تشویق می شود تا رفتار خود را با شناسایی و تقلید از رفتار درمانگر اصلاح کند.
اگرچه مدل سازی ابتدا در رابطه با کودکان مورد مطالعه قرار گرفت اما مشخص شده است که در درمان فوبیا بزرگسالان نیز موثر است. بیمار یک مدل را در تماس با یک شیء ترسناک، در ابتدا تحت شرایط نسبتاً غیر تهدید کننده تماشا می کند. بیمار تشویق می شود تا اقدامات مشابه مدل را انجام دهد. سپس وضعیت به تدریج تهدید کننده تر می شود تا زمانی که بیمار بتواند به تنهایی با شی یا تجربه منجر به ترس، مقابله کند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه غلبه بر ترس کلیک کنید.

3-نمادسازی، مدل سازی معکوس

بندورا همچنین بر ظرفیت انسان برای نمادسازی تمرکز کرده است که می توان آن را نوعی مدل سازی معکوس در نظر گرفت.  افراد با استفاده از ظرفیت‌های نمادین خود، مدل‌های درونی جهان را می‌سازند که زمینه‌ای برای برنامه‌ریزی، حل مسئله و تأمل فراهم می‌کند و حتی می‌تواند ارتباط با دیگران را تسهیل کند.  حوزه دیگری از نظریه شناخت اجتماعی که توسط بندورا مورد بررسی قرار گرفت، فعالیت خودتنظیمی یا روش هایی است که استانداردهای داخلی بر انگیزه و اعمال تأثیر می گذارند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه مهارت های حل مسئله کلیک کنید.
او تأثیر باورهایی که افراد در مورد خود دارند بر روی افکار، انتخاب‌ها، سطح انگیزه، پشتکار و استعداد ابتلا به استرس و افسردگی مطالعه کرده است.  بندورا نویسنده بسیاری از کتاب ها از جمله پرخاشگری نوجوانان (۱۹۵۹)، یادگیری اجتماعی و شخصیت (۱۹۶۳)، اصول اصلاح رفتار (۱۹۶۹)، پرخاشگری (۱۹۷۳)، نظریه یادگیری اجتماعی (۱۹۷۷)، و مبانی اجتماعی فکر و عمل است.(۱۹۸۵)

4-فرایند های روان شناختی فرد

بندورا بعد از نظریه‌پردازی مبنی بر اینکه شخصیت آن‌طور که در رفتار و محیط او آشکار می‌شود متعلق به فرآیندی دوطرفه است، عامل سومی را نیز پیشنهاد کرد که باید در این نوع تعامل در نظر گرفته شود. عامل سوم پیشنهادی، فرآیندهای روان‌شناختی فرد بود. او گفت که ظرفیت افراد برای پردازش زبان و تصاویر و سایر محرک‌های حسی در ذهن، بر نحوه رفتار شخص، نحوه رشد ویژگی‌های شخصیتی‌ و بنابراین تأثیر فرد بر محیط تأثیر می‌گذارد. بندورا زمانی که این مفهوم را مطرح کرد در حلقه روانشناسان رفتارگرایانه-شناختی قرار گرفت. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه تیپ های شخصیتی کلیک کنید.  

خصوصیات وضعیت الگوپذیری در شخصیت بندورا

بندورا با معرفی سه عامل مرتبط با الگوگیری به توضیح چگونگی تاثیر این سه عامل بر الگوپذیری پرداخت. سه عامل عبارت بودند از: خصوصیت الگوها، خصوصیت شخص تماشاگر الگو و عواقب پاداشی که متعاقب رفتار دریافت می شود. یادگیری در دوران کودکی و الگوپذیری در این دوران نسبت به دوران بزرگسالی با نفوذتر است اما بزرگسالان قربانی تجربیات کودکی نیستند.
هدف اصلی افراد تعیین کردن معیارهای عملکرد واقع بینانه برای حفظ کردن سطح مطلوب احساس کارایی است. احساس کارایی با توجه به سن و جنسیت تفاوت دارد و می تواند بر انتخاب شغل عملکرد تحصیلی و شغلی، سلامت روان و جسم و توانایی مقابله با استرس تاثیر بگذارد.

نظریه شخصیت آلبرت بندورا | فرایندهای الگوپذیری

فرایندهای توجه: پرورش فرایندهای شناختی  و مهارت های ادراکی به نحوی که شباهت کافی به الگو داشته باشد و از رفتار آشکار شده تقلید شود.
  • فرایندهای یادداری: یاداوری رفتار الگو به نحوی که بعدا از آن تقلید کرده یا آن را در موقعیت هایی بشود تکرار کرد.
  • فرایندهای تولید: انتقال تصاویر ذهنی یا بازنمایی نمادی کلامی رفتار الگو به رفتار آشکار خود با تولید کردن بدنی پاسخ ها و دریافت بازخورد از دقت تمرین مستمر.
  • فرایندهای تشویقی و انگیزشی: پی بردن به اینکه رفتار الگو به پاداش منجر می شود و از این رو توقع داشتن که یادگیری و عملکرد موفق در همان رفتار به پیامد مشابهی بیانجامد.
 نظریه شخصیت آلبرت بندورا

خدمات بندورا به روانشناسی

آلبرت بندورا، روانشناس دانشگاه استنفورد، تئوری یادگیری اجتماعی و مفهوم خودکارآمدی را رواج داد که تأثیر زیادی در روانشناسی روابط اجتماعی، شناختی، رشدی، آموزشی و بالینی داشته است. بندورا در تحقیقات اولیه خود با مطالعه تمایل به تقلید از رفتار دیگران، به ویژه در رابطه با پرخاشگری، بر پایه های یادگیری انسان تمرکز کرد. بر اساس این تحقیق، او تئوری یادگیری اجتماعی را رایج کرد که بر اهمیت مشاهده، الگوبرداری و تقلید در یادگیری تاکید می کند.
این نظریه نشان دهنده انحراف از تفکر رایج در آن زمان بود که معتقد بود رفتار عمدتاً توسط محیط و تقویت، هدایت می شود. بعدها، بندورا نظریه یادگیری اجتماعی خود را به عنوان نظریه شناختی اجتماعی مورد بازنگری قرار داد که در آن افراد را به عنوان خود سازمان ‌دهنده، فعال، خود انعکاس‌دهنده و خود تنظیم‌کننده، مفهوم‌سازی کرد.

نظریه شخصیت آلبرت بندورا | خودسازماندهی

او مفهوم یک رابطه پیچیده و متقابل بین رفتار انسان و عوامل محیطی را مطرح کرد و بر نقش عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیکی فردی تأکید داشت. تاکید او بر ظرفیت خودسازماندهی و خودتنظیمی، منجر به کار بعدی او در مورد خودکارآمدی شد که ابتدا در مبتلایان به فوبیا و تروما یا همان اختلال استرس حاد مورد تحقیق قرار گرفت.
کار بندورا در مورد خودکارآمدی به ویژه در آموزش نیز تأثیرگذار بوده است. مطالعات متعدد توسط بندورا و دیگران نشان داده است که دانش‌آموزانی که به توانایی‌های خود برای یادگیری و خودتنظیمی ایمان دارند، از نظر تحصیلی موفق‌تر هستند. بر اساس کارهای بندورا مداخلاتی برای ارتقای درک دانش آموزان از خود کارآمدی ایجاد شده است.  

سخن آخر درمورد نظریه شخصیت آلبرت بندورا

بندورا چندین کتاب منتشر کرده است که به بررسی نظریه های شناختی اجتماعی خودسازماندهی و تنظیم و خودکارآمدی می پردازد. او برنده جوایز بسیاری شده است و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین چهره ها در روانشناسی مدرن شناخته می شود. پس از اسکینر فروید و پیاژه در رتبه چهارم قرار دارد.
بندورا متغیرهای رفتار و شناختی را از طریق مشاهده مستقیم پرسشنامه های خودسنجی و مقیاس های فیزیولوژیکی ارزیابی می کرد. انتقادهای وارد شده به نظریه بندورا به تمرکز او بر رفتار آشکار و نادیده گرفتن هیجان ها و تعارض ها درمان نشانه ها به جای علت های درونی احتمالی و ناتوانی او در بیان کردن این موضوع که متغیرهای شناختی دقیقا چگونه بر رفتار تاثیر می گذارند مربوط می شوند. اگر شما هم در راستای این موضوع مسئله ای دارید، می توانید از مشاوران و روانشناسان در این مورد کمک بگیرید. برای کسب اطلاعات بیشتر از مشاوره روانشناسی کلیک کنید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران