کاربرد نظریه بی اف اسکینر ( تاثیر تقویت منفی و مثبت در اصلاح رفتار)
اصلی ترین کاربرد نظریه بی اف اسکینر در اصلاح رفتار  است. بی اف اسکینر (1904-1990) روانشناس برجسته آمریکایی، استاد دانشگاه هاروارد و طرفدار نظریه رفتارگرایانه یادگیری بود که در آن یادگیری فرآیندی از شرطی سازی در محیطی از محرک، پاداش و تنبیه است. اسکینر تفاوت بین یادگیری غیررسمی را که به طور طبیعی اتفاق می‌ افتد و آموزش رسمی که به ایجاد الگوهای بهینه محرک و پاسخ (پاداش و انتشار) توسط معلم یا آموزش دهنده بستگی دارد، یا شرطی ‌سازی عامل توضیح داد. برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توانید از مشاوره تلفنی فردی نیز راهنمایی بخواهید.  

تماس با مشاور

آزمایش بی اف اسکینر

اسکینر اصطلاح جدیدی را در قانون اثر معرفی کرد: تقویت؛ رفتاری که تقویت می شود تمایل به تکرار دارد (یعنی آن رفتار تقویت شده است). رفتاری که تقویت نمی شود، تمایل به از بین رفتن یا خاموش شدن دارد (یعنی ضعیف می شود). اسکینر (1948) شرطی سازی عامل را با انجام آزمایش هایی با استفاده از حیواناتی که در جعبه اسکینر که شبیه جعبه پازل ثورندایک بود، مطالعه کرد.
جعبه اسکینر، هم چنین به عنوان اتاقک شرطی سازی عامل شناخته می شود، وسیله ای است که برای ثبت عینی رفتار حیوان در یک بازه زمانی فشرده استفاده می شود. یک حیوان را می توان برای انجام برخی رفتارها، مانند فشار دادن اهرم (برای موش) یا نوک زدن کلید (برای کبوتر) پاداش یا تنبیه کرد. در این زمینه مطالعه مقاله روش های تشویق کودکان پیشنهاد می شود.

کاربرد نظریه بی اف اسکینر |عوامل اصلی

اسکینر سه نوع پاسخ یا عاملی را شناسایی کرد که می توانند رفتار را دنبال کنند.
  • عملگرهای خنثی: پاسخ ‌هایی از محیط که نه احتمال تکرار یک رفتار را افزایش می‌ دهند و نه کاهش می‌ دهند.
  • تقویت‌ کننده ‌ها: پاسخ‌ هایی از محیط که احتمال تکرار یک رفتار را افزایش می‌ دهد. تقویت کننده ها می توانند مثبت یا منفی باشند.
  • تنبیه‌ کنندگان: واکنش‌ های محیطی که احتمال تکرار یک رفتار را کاهش می‌ دهد. تنبیه رفتار را ضعیف می کند.
همه ما می‌ توانیم به مثال‌ هایی فکر کنیم که چگونه رفتار خودمان تحت تأثیر تقویت‌ کننده‌ ها و مجازات‌ کنندگان قرار گرفته است. در دوران کودکی شما احتمالاً تعدادی از رفتار ها را امتحان کرده اید و از عواقب آن ها درس گرفته اید. برای مثال، اگر زمانی که جوان‌ تر بودید سیگار کشیدن را در مدرسه امتحان می‌ کردید. برای آشنایی با روانشناسان معروف ایران و جهان و نظریات آن ها کلیک کنید.
نتیجه اصلی این بود که به جمعیتی که همیشه می‌ خواستید با آن ها معاشرت کنید، وارد می‌ شدید، به طور مثبت تقویت می‌ شدید (یعنی پاداش می‌ گرفتید) و احتمالاً رفتار را تکرار کنید. با این حال، اگر عواقب اصلی این بود که شما را بازخواست می کردند، از مدرسه محروم می کردند و والدینتان درگیر می شدند، مطمئناً مجازات می شدید و در نتیجه اکنون احتمال سیگار کشیدن شما بسیار کمتر بود.  

تقویت مثبت در نظریه ی بی اف اسکینر

تقویت مثبت اصطلاحی است که توسط بی اف اسکینر در نظریه شرطی سازی عامل توصیف شده است. در تقویت مثبت، یک پاسخ یا رفتار با پاداش تقویت می شود و منجر به تکرار رفتار مطلوب می شود. پاداش یک محرک تقویت کننده است. برای آگاهی بیشتر درباره روانشناسی رفتار انسان کلیک کنید.
اسکینر با قرار دادن یک موش گرسنه در جعبه اسکینر خود نشان داد که چگونه تقویت مثبت کار می کند. جعبه حاوی یک اهرم در کناره بود و همان طور که موش در اطراف جعبه حرکت می کرد، به طور تصادفی اهرم را می کوبید. بلافاصله این کار را انجام داد تا یک گلوله غذا در ظرفی در کنار اهرم بیفتد. موش ها به سرعت یاد گرفتند که پس از چند بار قرار گرفتن در جعبه، مستقیماً به سمت اهرم بروند. نتیجه دریافت غذا در صورت فشار دادن اهرم تضمین می کند که عمل را بارها و بارها تکرار می کنند.
تقویت مثبت با ارائه پیامدی که برای فرد پاداش می ‌یابد، رفتار را تقویت می ‌کند. به عنوان مثال، اگر معلم شما هر بار که تکالیف خود را انجام می دهید، به شما جایزه می دهد؛ احتمال این که این رفتار را در آینده تکرار کنید زیاد است، در نتیجه تکالیف خود را تقویت خواهید کرد.

چگونه تقویت و تنبیه رفتار را اصلاح می کند

شرطی سازی عامل، هم چنین به عنوان شرطی سازی ابزاری شناخته می شود، یک روش یادگیری است که معمولاً به بی اف اسکینر نسبت داده می شود، که در آن پیامدهای یک پاسخ، احتمال تکرار آن را تعیین می کند. از طریق رفتار شرطی سازی عامل که تقویت می شود (پاداش) احتمالاً تکرار می شود و رفتاری که تنبیه می شود کمتر اتفاق می افتد.  

تقویت منفی در نظریه ی بی اف اسکینر

تقویت منفی پایان یک حالت ناخوشایند پس از یک پاسخ است. این به عنوان تقویت منفی شناخته می شود زیرا حذف یک محرک نامطلوب است که برای حیوان یا شخص پاداش محسوب می شود. تقویت منفی رفتار را تقویت می کند زیرا باعث توقف یا حذف یک تجربه ناخوشایند می شود. به عنوان مثال، اگر تکالیف خود را کامل نکنید، جریمه می شوید و دوبرابر می نویسید. شما تکالیف خود را تکمیل خواهید کرد تا از جریمه شدن اجتناب کنید، بنابراین رفتار تکمیل تکالیف خود را تقویت خواهید کرد.
اسکینر با قرار دادن یک موش در جعبه اسکینر خود و سپس قرار دادن آن در معرض جریان الکتریکی ناخوشایند که باعث ناراحتی او شد، نشان داد که چگونه تقویت منفی کار می کند. همان طور که موش در اطراف جعبه حرکت می کرد، به طور تصادفی اهرم را می کوبید. بلافاصله این کار را انجام داد تا جریان الکتریکی قطع شود. موش ها به سرعت یاد گرفتند که پس از چند بار قرار گرفتن در جعبه، مستقیماً به سمت اهرم بروند. نتیجه فرار از جریان الکتریکی باعث شد که آن ها این عمل را بارها و بارها تکرار کنند.

تنبیه (تضعیف رفتار) در نظریه ی بی اف اسکینر

تنبیه به عنوان متضاد تقویت تعریف می شود، زیرا برای تضعیف یا حذف پاسخ به جای افزایش آن طراحی شده است. این یک رویداد بد است که رفتاری را که دنبال می کند کاهش می دهد. مانند تقویت، تنبیه می تواند با اعمال مستقیم یک محرک ناخوشایند مانند شوک پس از پاسخ یا با حذف یک محرک بالقوه پاداش، به عنوان مثال، دوباره نوشتن تکالیف برای مجازات رفتار نامطلوب محسوب می شود. البته تشخیص تنبیه و تقویت منفی همیشه آسان نیست.

مشکلات ناشی از تنبیه

استفاده از تنبیه مشکلات زیادی دارد از جمله:
  • رفتار تنبیه شده فراموش نمی شود، سرکوب می شود. رفتار زمانی بر می گردد که تنبیه دیگر وجود نداشته باشد.
  • باعث افزایش پرخاشگری می شود. نشان می دهد که پرخاشگری راهی برای کنار آمدن با مشکلات است.
  • ترسی ایجاد می کند که می تواند به رفتارهای نامطلوب تعمیم یابد، به عنوان مثال ترس از مدرسه.
  • لزوماً به سمت رفتار مطلوب هدایت نمی شود. تقویت به شما می گوید چه کاری انجام دهید، تنبیه فقط به شما می گوید که چه کاری را انجام ندهید.
 کاربرد نظریه بی اف اسکینر

برنامه های تقویت

یک موش را در یک جعبه اسکینر تصور کنید. در این آزمایش، اگر بلافاصله پس از فشار دادن اهرم، مواد غذایی تحویل داده نشود، پس از چندین بار تلاش، موش فشار دادن اهرم را متوقف می‌ کند اگر کارفرمای او دستمزد او را نپردازد، تا چه مدت به سر کار خود ادامه می‌ دهد؟. پس رفتار خاموش شده است.
رفتارشناسان کشف کردند که الگوهای (یا برنامه‌ های) مختلف تقویت تأثیرات متفاوتی بر سرعت یادگیری و انقراض دارند. فرستر و اسکینر (1957) راه های مختلفی برای ارائه تقویت ابداع کردند و دریافتند که این امر بر روی موارد زیر تاثیر می گذارد:
1. نرخ پاسخ: سرعتی که موش اهرم را فشار می‌ دهد (یعنی میزان سختی کار موش).
2. سرعت انقراض: سرعتی که فشار دادن اهرم از بین می‌ رود (یعنی موش چقدر زود تسلیم شد).
اسکینر دریافت که نوع تقویتی که کندترین سرعت انقراض را ایجاد می کند (یعنی افراد این رفتار را برای طولانی ترین زمان بدون تقویت تکرار می کنند) تقویت با نسبت متغیر است. تقویت‌ کننده‌ ای که سریع‌ ترین سرعت انقراض را دارد، تقویت‌ کننده پیوسته است.

1-کاربرد نظریه بی اف اسکینر |تقویت مداوم

یک حیوان یا انسان هر بار که رفتار خاصی رخ می دهد، آن را به طور مثبت تقویت می کند. به عنوان مثال، هر بار که یک اهرم فشار داده می شود، غذا تحویل داده می شود و سپس تحویل غذا قطع می شود. در این حالت، نرخ پاسخ آهسته است و هم چنین سرعت انقراض سریع است.

2-کاربرد نظریه بی اف اسکینر |تقویت نسبتا ثابت

رفتار تنها زمانی تقویت می‌ شود که عمل مورد نظر چند بار انجام شود. به عنوان مثال، پس از هر تعداد پاسخ صحیح، به عنوان مثال، پس از هر پنجمین پاسخ، یک تقویت کننده به صورت پاداش داده می شود. به عنوان مثال، یک کودک به ازای هر پنج کلمه که به درستی بتواند بنویسد، یک ستاره دریافت می کند. در این حالت نرخ پاسخ سریع است و هم چنین نرخ انقراض متوسط است. برای آگاهی از فرآیند و مراحل یادگیری کلیک کنید.

3-تقویت فاصله ثابت

یک تقویت پس از یک بازه زمانی ثابت ارائه می شود که حداقل یک پاسخ صحیح داده شده است. به عنوان مثال حقوق و دستمزد ساعتی پرداخت می شود. مثال دیگر این است که هر 15 دقیقه (نیم ساعت، ساعت و غیره) یک گلوله غذا به موش داخل جعبه تحویل داده می شود (به شرطی که حداقل یک اهرم فشار داده شده باشد) سپس تحویل غذا قطع می شود. در این حالت نرخ پاسخ متوسط است و هم چنین نرخ انقراض متوسط است.

4-تقویت نسبت متغیر

رفتار پس از چند بار غیر قابل پیش بینی بودن باز هم تقویت می شود. به عنوان مثال قمار یا ماهیگیری. در این حالت نرخ پاسخ سریع است و هم چنین سرعت خاموشی آهسته است. خاموشی آن به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن بسیار سخت است.)

5-کاربرد نظریه بی اف اسکینر |تقویت فاصله متغیر

در صورتی که یک پاسخ صحیح داده شده باشد، پس از گذشت مدت زمان غیرقابل پیش بینی، به عنوان مثال، به طور متوسط هر 5 دقیقه، تقویت می شود. به عنوان مثال یک فرد خوداشتغال در زمان های غیرقابل پیش بینی حقوق دریافت می کند. در این حالت نرخ پاسخ سریع است و هم چنین سرعت انقراض آهسته است.  

کاربرد نظریه بی اف اسکینر در اصلاح رفتار

دیدگاه های اسکینر اندکی کمتر از دیدگاه واتسون (1913) بود. اسکینر معتقد بود که ما واقعاً چیزی به عنوان ذهن داریم، اما مطالعه رفتار قابل مشاهده به جای رویدادهای ذهنی درونی به سادگی مؤثرتر است. کار اسکینر ریشه در این دیدگاه داشت که شرطی‌ سازی کلاسیک بسیار ساده‌ تر از آن است که توضیح کاملی از رفتار پیچیده انسانی باشد.
او معتقد بود که بهترین راه برای درک رفتار، نگاه به علل یک عمل و پیامدهای آن است. او این رویکرد را شرطی سازی عامل نامید. اسکینر به عنوان پدر شرطی سازی عملگر در نظر گرفته می شود، اما کار او بر اساس قانون اثر ثورندایک (1898) است. بر اساس این اصل، رفتاری که پیامدهای خوشایندی به دنبال دارد، احتمال تکرار دارد و رفتاری که پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارد، کمتر تکرار می شود. در این راستا مطالعه مقاله رفتار درمانی پیشنهاد می شود.
اصلاح رفتار مجموعه‌ ای از درمان‌ ها و تکنیک‌ های مبتنی بر شرطی‌ سازی عامل است (اسکینر، 1938، 1953). اصل مطلب شامل تغییر رویدادهای محیطی است که با رفتار یک فرد مرتبط است. مثلاً تقویت رفتارهای مطلوب و نادیده گرفتن یا تنبیه رفتارهای نامطلوب. این به آن سادگی که به نظر می رسد نیست. برای مثال، همیشه تقویت رفتار مطلوب اساسا کار درستی نیست و ممکن است رشوه باشد.
انواع مختلفی از تقویت های مثبت وجود دارد. تقویت اولیه زمانی است که یک پاداش به خودی خود یک رفتار را تقویت می کند. تقویت ثانویه زمانی است که چیزی یک رفتار را تقویت می کند زیرا منجر به تقویت کننده اولیه می شود. نمونه‌ هایی از درمان اصلاح رفتار شامل بروز نشانه های مثبت و شکل‌ دهی رفتار است.  

کاربرد نظریه بی اف اسکینر در رفتار گرایی

با نگاهی به مطالعات کلاسیک اسکینر در مورد رفتار کبوتر یا موش، می‌ توان برخی از مفروضات اصلی رویکرد رفتارگراها را شناسایی کرد.
  • روانشناسی را باید به‌ عنوان یک علم دانست که به شیوه‌ ای علمی مورد مطالعه قرار گیرد. مطالعه رفتار اسکینر در موش‌ ها تحت شرایط آزمایشگاهی با دقت کنترل شده انجام شد.
  • رفتارگرایی در درجه اول به رفتار قابل مشاهده مربوط می شود، برخلاف رویدادهای درونی مانند تفکر و احساسات. توجه داشته باشید که اسکینر نگفته است که موش ها فشار دادن اهرم را یاد گرفته اند زیرا غذا می خواهند. او در عوض بر توصیف رفتاری که موش‌ ها به راحتی مشاهده می‌ کردند، تمرکز کرد.
  • تأثیر عمده بر رفتار انسان، یادگیری از محیط ماست. در مطالعه اسکینر، به دلیل این که غذا از یک رفتار خاص پیروی می کرد، موش ها یاد گرفتند که آن رفتار را تکرار کنند، به عنوان مثال، شرطی سازی عامل.
  • تفاوت کمی بین یادگیری در انسان و سایر حیوانات وجود دارد. بنابراین تحقیقات (به عنوان مثال، شرطی سازی عامل) می تواند بر روی حیوانات (موش یا کبوتر) و هم چنین بر روی انسان انجام شود. اسکینر پیشنهاد کرد که روشی که انسان‌ ها رفتار را یاد می‌ گیرند تقریباً مشابه روشی است که موش‌ ها فشار دادن یک اهرم را یاد گرفته‌ اند.
بنابراین، اگر ایده روانشناسی شما همیشه این بوده است که افرادی در آزمایشگاه‌ ها روپوش سفید پوشیده‌ اند و موش‌ های بدبخت را تماشا می‌ کنند که سعی می‌ کنند با پیچ و خم‌ ها دست و پنجه نرم کنند تا به شام خود برسند، احتمالاً به روانشناسی رفتاری فکر می‌ کنید.  

کاربرد نظریه بی اف اسکینر | بهبود آموزش

کاربرد نظریه شرطی سازی عامل در آموزش ساده و مستقیم است. تدريس عبارت است از ترتيب امكانات تقويتي كه دانش آموزان تحت آن ياد مي گيرند. آن ها بدون تدریس در محیط طبیعی خود یاد می‌ گیرند، اما معلمان موارد خاصی را ترتیب می‌ دهند که یادگیری را تسریع می‌ کنند، ظاهر یادگیری رفتاری را تسریع می‌ بخشند که در غیر این صورت به آرامی به دست می‌ آیند.
در بهبود آموزش، یافتن تقویت‌ کننده‌ های جدید کمتر از طراحی موارد احتمالی بهتر با استفاده از موارد موجود، اهمیت دارد. البته تقویت فوری و مداوم مطلوب است، اما این به معنای انکار اهمیت تقویت کننده های متناوب یا از راه دور نیست. دانش‌ آموزی که می‌ داند چگونه مطالعه کند، می‌ داند چگونه پیامدهای فوری را تقویت کند تا تقویت‌ کننده باشد.
او نه تنها می داند، بلکه می فهمد که می داند و بر همین اساس رفتار او تقویت می شود. در یک کلاس کوچک، رفتارهای گوش دادن، خواندن، حل مسائل و مهارت نوشتن جملات به طور مکرر و تقریباً بلافاصله تقویت می شود، اما در یک دوره سخنرانی بزرگ عواقب آن نادر و این فرایند ها به تعویق می افتد. اگر دستگاه‌ های میانجی راه‌ اندازی نشده باشند، اگر دانش‌ آموز به‌ طور خودکار به دلیل دانستن این که می‌ داند تقویت نشود و اهمیت ندهد، کار را متوقف می‌ کند و محصول جانبی ناخوشایند ندانستن انباشته می‌ شود.  

سخن آخر

رفتارگرایی و شاخه‌ های آن از علمی‌ ترین دیدگاه‌ های روانشناختی هستند. تأکید روانشناسی رفتاری بر این است که چگونه یاد می ‌گیریم به روش ‌های خاصی رفتار کنیم. همه ما دائماً در حال یادگیری رفتارهای جدید و چگونگی اصلاح رفتار فعلی خود هستیم. روانشناسی رفتاری رویکرد روانشناختی است که بر چگونگی این یادگیری تمرکز دارد. کمک مهم دیگری که توسط اسکینر (1951) انجام شد، مفهوم شکل ‌دهی رفتار از طریق تقریب متوالی است.
اسکینر استدلال می‌ کند که اگر پاداش‌ ها و تنبیه‌ ها به گونه‌ ای ارائه شود که هر بار ارگانیسم را به رفتار مطلوب نزدیک‌ تر و نزدیک‌ تر کند، می‌ توان از اصول شرطی ‌سازی عامل برای ایجاد رفتار بسیار پیچیده استفاده کرد. برای انجام این کار، شرایط (یا موارد احتمالی) مورد نیاز برای دریافت پاداش باید هر بار که ارگانیسم یک قدم به رفتار مورد نظر نزدیک‌ تر می‌ شود، تغییر کند. به عقیده اسکینر، بیشتر رفتارهای حیوانی و انسانی (از جمله زبان) را می توان محصول این نوع تنبیه و پاداش متوالی توضیح داد. در صورت نیاز به کسب آگاهی بیشتر درباره اسکینر و نظریه او می توانید با مشاوره روانشناسی تماس بگیرید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران