احساس گم شدن در مسیر زندگی | گمگشتگی روانشناختی
احساس گم شدن در مسیر زندگی چیست؟ گم گشتگی یا احساس گم شدن در زندگی که بسیاری از مردم با آن دست به گریبانند به این معنا است که نمی دانند چه کسانی هستند، به کجا می روند و آیا هدف یا معنایی در زندگی آن ها وجود دارد یا خیر. پاسخ به این سوالات کمی شفافیت به زندگی مردم می آورد و به آن ها در راستای بازگشت به راه درست و گوش دادن به ندای قلب خود و رهایی از گم شدن در مسیر زندگی کمک می کند. برای دریافت مشاوره تلفنی فردی کلیک کنید.  

تماس با مشاور

احساس گم شدن در مسیر زندگی

اگر در زندگی احساس گمراهی می کنید، تنها نیستید. زندگی فراز و نشیب های خود را دارد و اکثر افراد گاهی اوقات احساس می کنند که در مسیر اشتباهی قرار گرفته اند. اما نکته مهم این است که اغلب وقتی احساس گمگشتگی دارید دقیقا در مسیر دستیابی به چیزهای بهتر در زندگی خود قرار گرفته اید. به شرطی که هوشمندانه به بررسی اوضاع بپردازید. رشد کردن در حاشیه امن زندگی امکان پذیر نیست. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه منطقه امن ذهنی و راه های خروج از آن کلیک کنید.
گاهی اوقات وقتی احساس می‌کنید در مسیر زندگی گم شده اید یا احساس کرختی و سستی می کنید خروج از منطقه آسایش به شما کمک می کند چیزهای جدیدی بیاموزید و به عنوان یک شخص رشد کنید. بازگشت به مسیر درست تغییرات زیادی را می طلبد و تغییر می تواند ترسناک باشد. اما مطمئن باشید وقتی این سفر را به پایان می رسانید شجاعتی را کسب می کنید که تا پیش از این نداشته اید تا زندگی خود را به مسیر درست برگردانید.  

دلایل احساس گم شدن در زندگی

یکی از دلایل متعددی که باعث می‌شود افراد در زندگی احساس گم شدن کنند این است که ارتباط آن ها با قلب و روح خود قطع شده است. آن ها بیش از حد به عقل منطقی خود و به حرف های دیگران توجه می کنند و اکنون نه صدای دل خود را می شنوند و نه می توانند به خرد روح خود وصل شوند.‌ تنها زمانی که بتوانند صداهای پرهیاهوی زندگی روزمره خود را خاموش کنند سرانجام زمزمه های حقیقت را می شنوند.
آن زمانی است که زندگی برای آن ها مسیر را آشکار می کند. همانطور که در آستان قلب آن ها را می کوبد و آن ها را دعوت به همراهی می کند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه موفقیت در زندگی کلیک کنید.

1-بنیان نهادن زندگی بر افکار دیگران

یکی دیگر از دلایلی که مردم در زندگی احساس گمراهی می کنند این است که آن ها زندگی خود را بر اساس آنچه دیگران معتقدند برای آن ها مناسب است بنیان می گذارند و بر اساس آنچه دیگران فکر می کنند درست است زندگی می کنند. زندگی خود را بر اساس افکار، باورها و ایده هایی می سازند که از دوران کودکی توسط والدین، اعضای خانواده، معلمان، دوستان و جامعه و تک تک افرادی که با آن ها در تعامل بودده اند و به آن ها منتقل کرده اند می سازند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه زندگی بر اساس حرف مردم کلیک کنید.
از آنجایی که هیچ وقت برای زیر سوال بردن صحت این باورها قدمی برنداشته و به دنبال اینکه خود چه کسی هستند نرفته اند، با خود واقعی ارتباطی نداشته اند. در نتیجه به ساختن و شکل دادن زندگی خود بر اساس آنچه دیگران معتقد بودند درست است ادامه داده اند.

2-بها دادن به نظر دیگران بیش از نظرات شخصی

مردم غالبا برای نظرات دیگران بیشتر از نظرات خود ارزش قائل هستند. از انجایی آموزه های اجتماعی و فرهنگی ترس قضاوت شدن و دوست داشتنی نبودن را در آن ها نهادینه می کنند، از ترس از دست ندادن آدم ها به نظرات آن ها بیش از حد نیاز ارزش قائل می شوند. حتی با وجود اینکه آن ها یک مشاور بسیار عاقل و مورد اعتماد در درون خود دارند، قلب و روح خود، به نظر نمی رسد به خود اعتماد کنند. آن ها دائماً از دیگران مشاوره می گیرند و نظرات اطرافیان همیشه ارزشمندتر و مهم تر از نظر آن ها به نظر می رسد. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه طراح زندگی خود باشید کلیک کنید.

3-مغلوب ترس شدن

مردم در زندگی احساس گمراهی می کنند زیرا ترس بر آن ها حکومت می کند. قلب آن ها به روی ناشناخته ها بسته است و به نظر می رسد ترس بر هر بخش از زندگی آن ها حاکم شده است. ترس در ذهن و قلب، در خانه و در کاری که انجام می دهند و در تصمیماتی که می گیرند، در روابطی که تجربه می کنند و در هر کاری که انجام می دهند وجود دارد.
در حالت ترس دائمی زندگی می کنند و از آنجایی که هر کجا ترس باشد عشق دیگر مورد استقبال قرار نمی گیرد احساس گمراهی، سرگردانی، قطع ارتباط با خویشتن و هستی زندگی به وجود می آید و احساس ناراحتی بسیاری می کنند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه غلبه بر ترس کلیک کنید.
احساس گم شدن در مسیر زندگی

4-احساس گم شدن در مسیر زندگی | احساس تحریف شده از خود

افرادی که در زندگی احساس گمراهی می‌کنند، معمولاً احساس نادرستی از خود دارند. دیگر زیبایی و نور و کمال خود را نمی بینند و نمی توانند این حقیقت را بپذیرند. گویی همین که هستند کافی است. به نظر می رسد دید آن ها از واقعیت تحریف شده و تاریک است. تنها چیزی که به نظر می‌رسد می‌بینند این است که چقدر کوچک، بی‌ارزش و بی‌اهمیت هستند و هرکاری که انجام می‌دهند به اندازه کافی خوب نیست. این افراد از کمبود اعتماد به نفس رنج میبرند و در ناآگاهی پیش میروند!

5-محاصره شدن توسط افراد سمی

گذراندن زمان زیاد با آدم های نامناسب یکی دیگر از دلایلی است که باعث می شود بسیاری از افراد در زندگی خود احساس گمگشتگی داشته باشند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه نشانه های رفتار سمی کلیک کنید.
وقتی اطراف خود را با افرادی محاصره می کنید که شما را به سطوح پایین می کشانند مانند افرادی که مدام در حال غر زدن، سرزنش، انتقاد و غیبت و شکایت از همه چیز و همه هستند و ذهن و قلب و زندگی شما را با ترس ها، شک ها و افکار منفی خود مسموم می کنند در نهایت خواهید دید تا چه اندازه انرژی قوی و سالم شما تحلیل رفته است. خواهید دید به چه میزان از مسیر زندگی خود منحرف شده اید و این باعث می شود احساس کنید در مسیر زندگی سرگردان شده اید.

6-تسلیم شدن در برابر افکار منفی خود درباره خویشتن

مردم هر فکر و افکار منفی و خودبافته ای که در ذهن آن ها می گذرد را باور می کنند. اکهارت توله به شکلی زیبا بیان می کند که ذهن اگر درست استفاده شود ابزاری عالی است با این حال، اگر اشتباه استفاده شود به همان نسبت بسیار مخرب می شود. به بیان دقیق تر، آنقدری که مردم از ذهن خود به اشتباه استفاده می کنند از آن استفاده درستی نمی کنند بلکه این ذهن است که از آن ها استفاده می برد.
همه چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند مانند زیبایی، عشق و خلاقیت، شادی و آرامش درونی همگی از ورای ذهن ناشی می‌شوند. وقتی هر فکر سمی که در ذهن شما می گذرد را باور می کنید و اصرار دارید که حس خود و کل زندگی خود را بر اساس همان افکار بسازید نمی توانید انتظار داشته باشید احساس گمراهی نکنید.

7-بهای بیش از حد دادن به عقل به جای تخیل

اغلب مردم معتقدند عقل مهم تر از تخیل است. افرادی که از فقدان تخیل رنج می برند احساس می کنند مجبورند هر چیزی را که برای ان ها اتفاق می افتد با رویکردی سرسختانه و منطقی تحلیل کنند. مدام به دنبال ارائه توضیحات منطقی برای خود و دیگران و تایید شدن توسط آنها هستند. برای اینکه چرا نمی توانند به زندگی خود ادامه دهند. برای اینکه چرا آنطور که دوست دارند خوشحال نیستند و اینکه زندگی حال و آینده آن ها چگونه خواهد بود و غیره. حال اینکه تمام پاسخ ها غالبا چیزی جز کپی از گذشته آن ها نیست. اسکار وایلد معتقد بود هرکسی که بیش از حد توان خود زندگی می کند از کمبود تخیل رنج می برد.

8-گیر کردن در گذشته

افراد گمشده و سرگردان در مسیر زندگی به گذشته خود و هر آنچه در آن اتفاق افتاده بسیار وابسته هستند. به نظر نمی رسد راهی برای رهایی خود از آن پیدا کنند و نه حتی می خواهند که چنین کنند. مردم به سختی می توانند رنج خود را رها کنند. از ترس ناشناخته ها، رنج آشنا را ترجیح می دهند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه نارضایتی از زندگی کلیک کنید.

9-کنترل کل زندگی به جای زندگی کردن

مردم در زندگی احساس گمراهی می کنند زیرا سعی می کنند به جای زندگی کردن، زندگی خود را کنترل کنند. به نظر نمی رسد افراد درک کنند که زندگی یک جریان طبیعی داشته و دارد و همیشه طبق همان کار می کند. بنابراین با تلاش برای کنترل همه چیز و همه افراد تصمیم می گیرند که در برابر آن بایستند و بجنگند.
نتیجه چنین برخوردی با زندگی از دست دادن تعادل و جدایی از قلب و روح است و هر روزی که می گذرد‌ احساس گمراهی بیشتری می کنند. شما که حتی نمی توانید خود را کنترل کنید به سختی می توانید به آرزوی کنترل جهان بیرون دست پیدا کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه روش های کنترل زندگی کلیک کنید.  

راهکارهایی برای کنترل احساس گم شدن در زندگی

می گویند نمی شود شصت سال در یک روز زندگی کرد و اسمش را گذاشت زندگی. این شیوه تکراری به راحتی می تواند منجر به فرسودگی روحی شود و فرد را با احساس از دست دادن دست به گریبان کند. از دست دادن عمر و فرصت ها و توانایی ها. زمانی که زندگی یکنواخت و روزمره به نظر می رسد احساس سرگردانی و گمگشتگی به سادگی به سراغ شما می آید. تغییر عادت های روتین روزانه و افزودن فعالیت های به ظاهر کوچک و کم اهمیت کمک بزرگی به از بین رفتن یکنواختی در زندگی می کند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه فرار از روزمرگی های زندگی کلیک کنید.
این امر به ویژه از زمان شروع همه گیری کووید نوزده به مراتب شدید شده است. زیرا ناگزیر سفرها متوقف شد، رستوران‌ها امن نبودند و بسیاری از مکان‌های محلی به دلیل همه‌گیری تعطیل شدند.  بسیاری از افراد ممکن است به دلیل یکنواختی در زندگی روزمره کمی احساس گمراهی از روال هیجان انگیز زندگی را داشته باشند. حتی قبل از همه‌گیری، وارد شدن به یک روال و شکست در شروع و امتحان چیزهای جدید سخت بود و این نوع یکنواختی واقعاً می تواند بر روحیه فرد تأثیر منفی بگذارد.

1-احساس گم شدن در مسیر زندگی | شجاعت

دو نیروی محرک اساسی وجود دارد. ترس و عشق. وقتی می ترسید از تجربه جنبه های باشکوه زندگی عقب نشینی می کنید. وقتی عاشق هستید با اشتیاق، هیجان و پذیرش به روی همه چیزهایی که زندگی برای ارائه دارد آغوش باز می کنید. باید یاد بگیرید که ابتدا خود را با تمام خوبی ها و بدی ها دوست داشته باشید. اگر ناتوان از انجام این کار باشید نمی‌توانید به طور کامل به توانایی خود در دوست داشتن دیگران یا پتانسیل خود برای خلق کردن آنچه برای شما بهترین است گام بردارید. تکامل و همه امیدها برای جهانی بهتر در بی باکی و بینش صمیمانه افرادی است که زندگی را در آغوش می گیرند.

2-دقت کردن در انتخاب افراد برای ارتباط گرفتن

مردم هنگام به اشتراک گذاشتن مزخرفات، ترس و نادانی خود سخاوتمند هستند. در حالی که به نظر می رسد آن ها کاملاً مشتاق این هستند که به شما انرژی منفی بدهند به یاد داشته باشید گاهی اوقات تنها رژیمی که شما باید از آن استفاده کنید یک رژیم معنوی و احساسی است که با دور شدن از افراد سمی امکان پذیر می شود. مراقب چیزهایی که ذهن و روح شما را تغذیه می کند باشید. به خود انرژی مثبت بدهید و مثبت اندیش باشید و بگذارید این سوخت حرکتی شما باشد به سمت اقدامات مثبت و اثربخش.

3-احساس گم شدن در مسیر زندگی | تغییر عادت ها

اگر همچنان همان کارهایی را انجام دهید که تاکنون انجام داده اید و باعث شده احساس گمراهی کنید به احتمال زیاد این احساس ادامه خواهد داشت و تغییری در وضعیت شما ایجاد نخواهد شد. شما با کنار گذاشتن عادت های قدیمی و امتحان کردن چیزهای جدید خود را در مسیر جدیدی قرار می دهید. شکستن عادات قدیمی می تواند ترک سیگار، ترک پیگیری مداوم رسانه های اجتماعی، دست از انتقاد و شکایت دائم برداشتن و تمرکز بر مسائل کوچک با قابلیت اجرایی و غیره باشد.
البته شما می خواهید عادات جدید و سالم تری را نیز به روز خود اضافه کنید. این عادات جدید می تواند هر چیزی باشد مانند شب ها کمی زودتر خوابیدن، ورزش منظم روزانه داشتن تا وقت گذاشتن برای قرارهای دوستانه. وارد شدن به یک روال جدید می تواند زندگی را به گونه ای احیا کند که نمی توانستید تصور کنید واقعاً زندگی چقدر به آن نیاز داشته است.

4-رهایی از کلیشه ها و تعصب ها

زمان شما محدود است. آن را با زندگی کردن به شیوه دیگران هدر ندهید. گرفتار عقاید جزمی نشوید چرا که زندگی با نتایج تفکر دیگران برابر نیست. اجازه ندهید سر و صدای نظرات دیگران صدای درونی شما را خفه کند. مهم تر از همه شجاعت پیروی از قلب و شهود خود را داشته باشید. آن ها به نوعی می دانند که شما واقعاً چه می خواهید و شایسته چه هستید. باقی مسائل در حاشیه و ارزش آن ها ثانویه خواهد بود. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه نظر دیگران درمورد من کلیک کنید.
احساس گم شدن در مسیر زندگی

5-به کار بردن جنبه خلاق درون

خلاق بودن و داشتن تفکر خلاق فقط برای کسانی نیست که حرفه هنری را انتخاب می کنند. خلاقیت برای تجربه شما به عنوان انسان کاملا ضروری است اگر دست خود را از ابراز خلاقیت کوتاه کرده باشید احساس گمراهی در شما ایجاد می شود. تلاش‌های خلاقانه گزینه‌ها و دامنه‌های زیادی را در بر می گیرد. از جمله رقص و آواز، طراحی و نقاشی، مجسمه‌سازی، ساختن اشیا، خیاطی و باغبانی. این فعالیت‌ها می‌توانند خلا روحی شما را به شیوه ای عمیق پر کنند. چرا که وقتی خلاقیت از زندگی فرد غایب می شود، می‌توان متوجه شد که فرد از مسیر درست منحرف شده و در جاده یکنواختی و روزمرگی گیر افتاده است.

6-احساس گم شدن در مسیر زندگی | طوفان فکری و بارش ذهن

در این مرحله ممکن است ندانید به کجا می خواهید بروید و اتفاقا این ندانستن بسیار عالی است. چرا که به راحتی آزادید به هر انچه که ترجیح و اولویت شما است فکر کنید. اهداف شما چه هستند؟ چه کارهایی را می خواهید در زندگی خود انجام دهید و هنوز انجام نداده اید؟ آیا همیشه می خواستید یک مهارت و حرفه جدید بیاموزید؟ آیا می خواهید شغل خسته کننده صبح تا بعد از ظهر خود را رها کنید و به سفرهای کوتاه بروید یا مدیتیشن کنید؟
گاهی اوقات این رویاهای بزرگ می توانند کمک کنند تا هدف واقعی خود را از لابلای این بارش ذهنی روشن تر و شفاف تر ببینید. وضوح تصاویر چشم انداز شما را به زندگی رضایت بخش و هیجان انگیز، متمرکزتر و آزادتر هدایت می کند. پس رویاهای خود را کوچک و کم اهمیت نپندارید. واقعاً به این فکر کنید که اگر پول یک عامل نبود با زندگی خود چه می کردید.

7-پذیرش ریسک های حساب شده

هنگامی که علت احساس گم شدن خود را تجزیه و تحلیل کردید و زندگی روزمره خود را احیا کردید، زمان آن رسیده است که از آن صخره همیشه هولناک(البته با چتر نجات) بپرید و زندگی خود را در مسیر جدیدی قرار دهید. چه چیزی روح شما را به هیجان وا می دارد؟ چه چیزی به شما احساس شادی و آزادی و آرامش می دهد؟ چیزهایی که شما به آن ها اشتیاق دارید دعوت واقعی زندگی هستند و اغلب برای وجود سرشار از عشق و شور شما بهترین گزینه های موجود هستند.  

سخن آخر درمورد احساس گم شدن در مسیر زندگی

تجربه گمگشتگی دامن گیر بسیاری از افراد می شود. حتی اگر  آن را دوست نداشته باشیدباید بدانید که همه این ها بخشی از ماجراجویی به نام زندگی است. همه این ها بخشی از سفر شماست. اگر خود را به طور کامل در هر تجربه ای غوطه ور کنید و هر تعاملی که زندگی به شما می دهد را بپذیرید، مهم نیست که خوب یا بد باشد، چیزهای زیادی برای به دست آوردن خواهید داشت.
هنگامی که زمان بازگشت شما به خانه برسد هرگز دست خالی باز نخواهید گشت. بلکه با درس های ارزشمند، بینش های عالی و خرد فراوان خواهید بود. اگر شما هم در راستای این موضوع مسئله ای دارید، می توانید از مشاوران و روانشناسان در این مورد کمک بگیرید. برای کسب اطلاعات بیشتر از مشاوره روانشناسی کلیک کنید.
تماس با برترین مشاورین ایران