احساس ناراحتی بی دلیل | چرا گاهی هوای دلم ابری است؟!
احساس ناراحتی بی دلیل یک سوال مهم است؛ زیرا وقتی مردم بر این باورند که بی دلیل غمگین هستند، به این معنی است که آن ها هنوز دلیل احساس ناراحتی خود را شناسایی نکرده اند. ممکن است ناخودآگاه باشد مانند یک ضربه و ترومای سرکوب شده در دوران کودکی یا تشخیص علت مستقیم آن ممکن است مشکل باشد مانند عدم تعادل در میکروبیوم (باکتری های موجود در روده). برای اینکه بتوانید علت غمگینی خود را شناسایی کنید و آن را بپذیرید و شروع به تغییر شرایط کنید، لازم است نگاه دقیق تری به این بیندازید که غم چیست و چرا در برخی از موقعیت های زندگی خود غمگین می شوید. در صورتی که نیازمند به راهنمایی بیشتری هستید با مشاوره تلفنی فردی تماس بگیرید.  

تماس با مشاور

ناراحتی چیست؟

غم و اندوه یکی از اساسی ترین احساسات انسانی است و در همه فرهنگ ها به طور جهانی با نمود رفتاری کم و بیش مشابه بیان می شود. یکی از شش احساس اساسی که توسط متخصصان توصیف شده است و معمولاً با احساس غم و  درماندگی، غم و اندوه و از دست دادن مشخص می شود. روش‌های مختلفی وجود دارد که افراد با توسل به آن‌ها، غم خود را کنترل می‌کنند. حال برخی روش ها سالم و برخی دیگر ناسالم و ناسازگار هستند. کسانی که به ناراحتی به ظاهر بی دلیل دچار می شوند ممکن است بنا به دلایلی قادر به شناسایی علت اصلی نباشند و به نظر می رسد که بی دلیل ناراحتند.
گاهی احتمال دارد علت را شناسایی کرده باشند اما از پاسخی که دریافت کرده اند قانع نشده اند. برخی علت بالقوه غم و اندوه خود را یافته اند مانند ناکامی در یک رابطه قدیمی اما هنوز مایل به پذیرش نتایج آن نیستند و ناراحتی را به عنوان پاسخ بروز می دهند. داشتن غم و اندوه گاه به گاه بخشی عادی و اجتناب ناپذیر از زندگی انسان است. هنگامی که نشانه های غم و اندوه به وجود می آید، نتیجه ترکیبی از فرآیندهای عصبی شیمیایی، عادات شناختی و محرک های محیطی است.  

افسردگی در برابر ناراحتی

غم و افسردگی اغلب دست به دست هم می دهند. شما می توانید بدون احساس افسردگی احساس غمگینی کرده و بدون احساس غم و اندوه افسرده شوید. احساس غم و اندوه یک حالت موقتی است که می تواند ناشی از یک رویداد خارجی باشد یا نباشد. گاهی اوقات از آن به‌ عنوان «احساس ناراحتی» یا «مود پایین» یاد می شود. حس افسردگی یک احساس پایدار است که بیش از دو هفته طول می‌کشد و با تعدادی از علائم دیگر مانند تحریک‌پذیری، مشکل در تمرکز، احساس گناه یا بی ‌ارزشی همراه می شود.
افسردگی، برخلاف غم و اندوه، یک بیماری طولانی مدت بوده و معمولاً با ایجاد اختلال در بخش های مهم زندگی از جمله کار یا روابط اجتماعی تعریف می شود. همچنین تجربه خستگی عمومی که با استراحت رفع نمی شود یا از دست دادن انگیزه در افسردگی رایج است.

یک تفاوت اصلی

یکی از مسائل کلیدی در مورد افسردگی این است که هر چه فرد زمان بیشتری احساس غمگینی و ناراحتی داشته باشد، ورودی های حسی مانند بوها یا صداها بیشتر با عناوین مرتبط با غم و اندوه رمزگذاری می شوند و احتمال دارد چیزهای بیشتری در آینده فرد را غمگین کنند. به همین دلیل است که حالات عاطفی، مانند غم و اندوه، تمایل به تقویت خود دارند و مانند موجی عمل می کنند که هر چه می گذرد، شتاب بیشتری می گیرد. اگر بیش از دو هفته به طور مداوم غمگین بوده اید یا دائماً در مورد مرگ فکر می کنید، توصیه می شود به یک درمانگر یا مشاوره افسردگی مراجعه کنید.  

علت احساس ناراحتی بی دلیل

این یک سوال فوق العاده پیچیده است که باید به آن به دقت پرداخت. واقعیت موجود این است که هرگز نمی‌توان یک دلیل مستقیم و مشخص برای ناراحتی تعیین کرد زیرا حتی در شرایطی آشکار و واضح مانند از دست دادن یکی از عزیزان، عوامل حاشیه‌ای دیگر مانند خستگی و انعطاف‌ناپذیری در برابر استرس، واسطه این امر خواهند بود. به همین دلیل، مهم است که برای درک واقعی علت ناراحتی خود، به دلایل بالقوه موثر و مختلف از منظری کل نگر نگاه کنید و تعیین کنید که کدام بخش از زندگی خود را می خواهید بررسی کنید و تغییر دهید.
تلاش کردن برای تشخیص و پذیرفتن واقعیت، گام مهمی در این مسیر خواهد بود. برخی از تغییرات رایجی که مغز در پی آن دچار عدم تعادل شیمیایی شده و سپس منجر به بروز حالات عاطفی منفی می شود در ادامه آورده شده است. محرک های ژنتیکی، محرک های محیطی، محرک های شناختی.

1-حساسیت ژنتیکی موثر در ناراحتی

به خاطر داشته باشید که ساختار ژنتیکی به عنوان یکی از پیش زمینه های بسترساز مهم برای حالات عاطفی شناخته می شود. اغلب علت حالات عاطفی افراد، وابستگی به تنوع ژنی آن ها دارد. بعضی از افراد بیشتر از دیگران و آسان تر از آن ها در معرض غم و اندوه قرار می گیرند.

2-شیمی مغز

مغز انسان یک قطعه ماشینی فوق العاده پیچیده است و شیمی عصبی، نقش اساسی در حالات عاطفی افراد دارد. ده‌ها دلیل وجود دارد که چرا مغز ممکن است حالت غمگینی را تجربه کند، اگرچه همه دلایل به وضوح قابل تشخیص نیستند. به عنوان مثال، مشخص شده است افرادی که غم و اندوه مکرر را تجربه می کنند، سطوح پایین تری از مواد شیمیایی عصبی سروتونین و نوراپی نفرین دارند. اگرچه این بدان معنا نیست که این مواد شیمیایی تنها عامل مستقیم بروز این خلق و خوی ها هستند اما به عنوان عوامل تاثیرگذار پایه ای شناخته می شوند.
تغییرات طبیعی در هورمون‌ها که ممکن است در نتیجه روند طبیعی پیری یا سایر اتفاقات مانند بارداری یا قاعدگی رخ دهد، می‌تواند باعث غم و اندوه دوره ای بشود.

3-عدم تعادل در تغذیه 

تغذیه نقش مهمی از تامین سلامت مغز را بر عهده دارد. عوامل زیادی وجود دارند که می تواند در نتیجه عدم رژیم غذایی سالم به عدم تعادل مغز منتهی شود. اطمینان از اینکه سطح قند خون مناسب و ثابتی دارید و حداقل به شکلی از التهاب رنج نمی برید، موضوع مهمی است که باید در نظر بگیرید. با تنظیم مصرف گلوتن و به حداقل رساندن مصرف غذاهای فرآوری شده و قندهای تصفیه شده و همچنین حذف هر گونه غذایی که نسبت به آن عدم تحمل و یا ممکن است حساسیت داشته باشید، متعادل کردن تغذیه را شروع کنید. همچنین یک امر حیاتی در این زمینه این است که به حد کافی هیدراته بمانید.

4-احساس ناراحتی بی دلیل | کمبود خواب

بدن و مغز برای ارائه بالاترین بازدهی و بهترین عملکرد خود به خواب با کیفیت و کافی وابسته است. وقتی به اندازه کافی استراحت نمی کنید، سیستم عصبی مغزی مختل می شود. ازینرو کسانی که از بی خوابی رنج می برند دچار اختلالات خلقی مانند افسردگی می شوند. با این حال، اگر خیلی بیشتر از حد معمول هم می خوابید، باز نشانه ای از تجربه یک دوره افسردگی می باشد.

5-عدم تحرک بدنی

سبک زندگی کم تحرک یکی دیگر از دلایلی است که تجربه احساس غم و ناراحتی بی دلیل را تقویت می کند. مواد شیمیایی عصبی که با حالات عاطفی مثبت مرتبط هستند، مانند دوپامین، سروتونین و نوراپی نفرین، با ورزش منظم در مغز تولید و حفظ می شوند. ورزش برای تحریک ترشح این هورمون های نشاط اور عالی است زیرا به خواب بهتر هم کمک می کند.
احساس ناراحتی بی دلیل

6-درد و بیماری مزمن

تعدادی از دردها و بیماری‌های مزمن به دلایل اثرات و عوارض روحی که بر جای می گذارند در بروز غم و اندوه نقش دارند. برای مثال آلزایمر و سرطان اغلب با افسردگی مرتبط هستند و کمردرد مزمن اغلب با حالات عاطفی منفی همراه است.

7-محرک های محیطی موثر در ناراحتی

محرک های محیطی اساسا با شیمی مغز و عادات شناختی مرتبط هستند.  همچنین تعداد بی نهایتی از محرک های محیطی وجود دارد که می تواند باعث ناراحتی شما شود.  اگر می خواهید دریابید که چه چیزی در محیط می تواند شما را غمگین کند، داشتن دفترچه ای که بر خلق و خوی شما نظارت می کند، شیوه خوبی  برای خودآگاهی از احوالات شخصی می باشد.

8-احساس ناراحتی بی دلیل | استرس در محل کار

مایه تاسف است که بسیاری از مردم زندگی کاری بسیار پر استرسی دارند. وقتی ساعت‌های طولانی کار می‌کنید سخت است که در نتیجه مشغله ها خسته نشوید و حتی این احتمال وجود دارد که وقتی به خانه می‌رسید همچنان به دغدغه های کاری فکر کنید. این روند مشکل ساز است زیرا این استرس های مداوم به سایر بخش های زندگی سرایت کرده و بر روابط فردی و اجتماعی نیز تأثیر می گذارد. کیفیت اوقات فراغت در نتیجه باعث کاهش استرس می یابد. باعث خستگی مزمن و تحلیل رفتن انرژی در روزهای کاری بعدی می شود و این چرخه ناراحتی و استرس را تداوم می بخشد.

9-احساس ناراحتی بی دلیل | استرس در روابط

علم روانشناسی در حال حاضر، روابط را به عنوان یکی از اساسی ترین جنبه های آرامش فردی می شناسد. روابط سالم به تسهیل ذهن سالم و مغز سالم کمک می کند. به عنوان انسان، به سختی می‌توانید موجوداتی اجتماعی نباشید. بنابراین اگر روابط شما چه عاشقانه و چه افلاطونی یا حرفه‌ای، رنج آور باشد این احتمال وجود دارد که غم و اندوه و ناراحتی را تجربه کنید.

10-اضطراب جدایی

غم و اندوه اغلب پاسخی به از دست دادن است و یکی از اولین اشکال غمگینی که مشاهده می شود در اختلال اضطراب جدایی در کودکان رخ می دهد. اولین تجربه این اضطراب زمانی است که نوزادان را از مادرشان می گیرند. بعداها که فرد در زندگی زمانی را در مسافت های طولانی از خانواده و دوستان خود سپری می کند، شاهد همین واکنش خواهد بود. اگرچه چنین تجربه ای می تواند حتی سالم باشد، چرا که درجاتی از خودمختاری برای رشد شخصی ضروری است.

11-غم اطرافیان و همنوعان

وقتی اطرافیان شما غمگینی را تجربه می کنند، این احتمال وجود دارد که تجربه درونی و احساسات درونی شما منعکس کننده تجربه آن ها باشد. به عبارتی ناراحتی آن ها به شما سرایت کرده و اسباب ناراحتی شما را نیز فراهم می کند. این اتفاق در پی عملکرد نورون‌های آینه‌ای در مغز رخ می دهد و به احتمال زیاد با افرادی که به آن ها نزدیک هستید احساس همدلی و دلسوزی خواهید داشت. اگر فردی هستید که تمایل به همدلی بیشتری نیز با وقایع ناراحت کننده اطراف دارد تجربه غم و اندوه با شدت بیشتری اتفاق می‌افتد.

12-اخبار و خودگویی های منفی

رسانه های مدرن، مملو از داستان هایی هستند که برای بازی با احساسات مخاطبین طراحی شده اند. آن ها برای برانگیختن احساسات ترس، خشم و غم و اندوه از یکدیگر گوی سبقت را می ربایند زیرا این شیوه ای است که از طریق آن شرکت های خبری باعث ایجاد تعامل و درآمدزایی با و برای یکدیگر می شوند. با این حال، این اخبار یک دید محدود از آنچه واقعاً در جهان می‌گذرد ارائه می‌دهد و می‌تواند احساس افسردگی و غمگینی در مخاطبان و شنوندگان ایجاد کند.
وقتی به طور معمول درگیر خودگویی منفی هستید، با احتمال بیشتری عزت نفس، انگیزه و انعطاف پذیری شما در برابر استرس کاهش می یابد. همه این ها عواملی هستند که به احساس غمگینی یا افسردگی کمک می کنند.

13-محرک های شناختی موثر در ناراحتی

هنگامی که یک عدم تعادل شیمیایی یا یک محرک محیطی برای ایجاد ناراحتی وجود دارد، آنچه به طور کلی اتفاق می‌افتد یک اثر قطره‌ای است که منجر به سیلی از الگوهای تفکر ناسازگار می‌شود. این قطره ها مسائلی مانند افکار منفی، اضطراب یا انتظارات غیرمنطقی هستند که منجر به بروز احساس غم و اندوه می شود.

14-احساس ناراحتی بی دلیل | انتظارات غیرواقعی

مغز دائماً در حال تهیه نقشه ای از جهان برای بقا است و وقتی نقشه ای که طرح ریزی می کند به طور مداوم با واقعیت مطابقت نداشته باشد، باعث استرس و سردرگمی می شود. داشتن انتظارات غیر واقعی تبدیل به یک محرک شناختی خطرناک برای غم و اندوه می شود و مطالعات نشان داده اند که در پی این سردرگمی، حالات عاطفی در واقع از حد ناراحتی عبور کرده و به اختلال افسردگی می رسد.

15-وسواس های ناسالم

وقتی برای مدت طولانی روی چیزی تمرکز می کنید عاملی می شود برای بهره وری و خلاقیت بیشتر و بالاتر. اما زمانی که این تمرکز بیش از حد بشود زمانی است که در مورد افکار خاص دچار نشخوار ذهنی شده اید. همین امر به بروز عوامل ذهنی و جسمی منتج به نگرانی، خستگی و در دراز مدت به شکل گیری اختلال افسردگی کمک می کند.

16-از دست دادن معنا و مفاهیم معنوی

کسانی که به ابعاد روحانی مسایل بیشتر می اندیشند وقتی در روزهای سخت قرار می گیرند و با مسایل حواشی آن روبرو می شوند طبیعی است دوره هایی را پشت سر بگذارند که معنویت در آن ها ضعیف شود و کاهش یابد. در آن زمان‌ها احساس از دست دادن به تجربه غم و اندوه بیشتری می انجامد. همین امر را می توان در مورد کسانی که از تمایلات و باورهای معنوی کمتری برخوردارند نیز به شکل دیگری مشاهده کرد. این دسته از افراد نوع دیگری از معنای زندگی را از دست می دهند و شروع به ابراز احساس نارضایتی از کار یا زندگی خانوادگی می کنند.

17-احساس ناراحتی بی دلیل | تجربه نوستالژی

افرادی که اغلب به گذشته و خاطرات دور و دراز آن فکر می کنند احساس غمگینی بیشتری پیدا می کنند. به این دلیل است که وقتی در مورد اوقات بد یا حتی اوقات خوشی که دسترسی به آن ها ندارید فکر می کنید در واقع آن ها را دوباره زنده می کنید و رنج از دست رفتن روزهای خوب یا رنج روزهای بد را مجددا تجربه می کنید. از طرف دیگر، وقتی به گذشته نگاه می کنید، اگرچه ممکن است از فکر کردن به آن ها لذت ببرید، اما احساس از دست دادن و ناتوانی برای تجربه مجدد منجر به بروز احساس ناراحتی خواهد شد.  
احساس ناراحتی بی دلیل

پیشنهاد برای کاهش احساس ناراحتی بی دلیل

چنانچه گفته شد دلایل ناراحتی می تواند متفاوت باشد. یا می تواند به دنبال یک جدایی و از دست دادن یک فرد خاص باشد. می تواند به آرامی یا ناگهانی و بدون هیچ علامت و سابقه ای وارد دنیای روحی فرد بشود. به هر شکلی که باشد، اندوه و ناراحتی چیزی است که همه تجربه می کنند. با این حال رد شدن از آن برای بسیاری دشوار است.
نکته اینجاست که شما می توانید یاد بگیرید که چگونه ناراحت نباشید و برای جلوگیری از غمگینی، صرف نظر از محرک‌ها، روش هایی را در پیش بگیرید که در کنار روش‌های آزموده‌شده حرفه ای که نیاز به مداخله متخصص دارند، به تنهایی انجام شده و بسیار ساده هستند. مانند گذراندن زمان بیشتر در بیرون از خانه و خلوت شخصی، تماشای نمایشی که عملاً شما را به خنده می‌اندازد و در صورت نیاز گریه کردن. یک نکته قابل توجه است و آن اینکه اگر پس از گذشت دو هفته همچنان احساس ناراحتی کردید و متوجه علائم دیگری نیز مانند از دست دادن انرژی، مشکل در تمرکز یا مشکل در خواب شدید، باید از یک متخصص کمک بگیرید.

1-از غمگین شدن احساس بدی نداشته باشید

وقتی یک اتفاق منفی در زندگی رخ می دهد، به نظر می رسد که دنیا به آخر رسیده باشد. اما به جای سرکوب یا نادیده گرفتن احساسات خود چه با پرت کردن حواس یا حفظ یک سبک درست مقابله، در واقع باید ناراحتی را با آغوش باز بپذیرید. همه این احساسات برای تجربه کردن مهم هستند و حاوی اطلاعات ارزشمندی در مورد زندگی شخصی شما می باشد.
یک مطالعه در سال ۲۰۱۷ که در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شد، به این نتیجه رسید افرادی که تجربیات ذهنی خود را به جای قضاوت کردن، می‌پذیرند، به سلامت روان‌شناختی بهتری دست می یابند. تا حدی به این دلیل که پذیرش به آن ها کمک می‌کند احساسات منفی کمتری را در پاسخ به عوامل استرس‌زا تجربه کنند. به جای اینکه به خاطر احساس ناراحتی خود را مورد سرزنش قرار دهید، سعی کنید این را فرصتی برای یادگیری، رشد و یافتن معنای واقعی زندگی در نظر بگیرید.

2-دلایل ناراحتی را لیست کنید

گاهی اوقات به راحتی می توان دلیل ناراحتی را مشخص کرد؛ بطور مثال میدانید که نتوانسته اید بر عوارض جدایی از همسر سابق خود غلبه کنید یا با شریک زندگی خود دعوای شدیدی داشته اید و اکنون ناراحت هستید. اما در مواقع دیگر، بدون هیچ دلیل قابل تشخیصی ممکن است احساس ناراحتی کنید. این صورت، یک خودکار و یک تکه کاغذ بردارید و بدون توقف برای پنج دقیقه یا بیشتر بنویسید. نه تنها به طور طبیعی آنچه را که باعث غم و اندوه شما شده است را بصورت عینی کشف می کنید، بلکه صرف عمل نوشتن، به شما کمک می کند تا احساس بهتری پیدا کنید.
مانند درد دل کردن با کسی که فقط می شنود. فواید نوشتن برای تعدیل اوضاع روحی توسط مطالعات متعدد اثبات شده است. از طرف دیگر، می‌توانید با اختصاص دادن یک دفترچه یادداشت برای زمان ناراحتی، شرکت در کلاس یوگا یا مدیتیشن، روش های کاهش ناراحتی را متحان کنید. همه این ها راه‌هایی عالی برای تمرکز بر درون محسوب می شوند.

3-احساسات خود را بپذیرید

همانطور که قبلاً اشاره شد، وقتی به طور کلی از غم و اندوه دوری می کنید، در واقع بیشتر ضرر می کنید؛ چرا که شما نمی توانید آنچه را که احساس نمی کنید، درمان کنید. هر چقدر هم که ناراحت کننده باشد، تصدیق و پذیرفتن واقعیت غم، در واقع اولین قدم برای داشتن احساس بهتر است. به جای فرار یا خوردن چیزی، نوشیدن یا فریاد کشیدن سر کسی، غم ها را با آغوش باز بپذیرید. برای آشنایی بیشتر با مراحل پذیرش غم کلیک کنید.

4-گریه کنید

تجزیه و تحلیل بیوشیمیایی اشک نشان داده است که این قطرات، حاوی اندورفین به نام لوسین انکفالین است که به کاهش درد و بهبود دهنده خلق و خوی معروف است. بعلاوه، طبق مطالعه ای که درFrontiers in Psychology منتشر شده است، گریه با فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک مرتبط است که واکنش آرامش را تحریک می کند. به این معنی که اشک ریختن یک اثر تسکین دهنده بر افراد داشته است.
همان مطالعه نکته دیگری را که به همان اندازه اشک ریختن مهم است خاطر نشان می کند. مطالعه نشان داد کسانی که گریه می کنند به احتمال زیاد در صورت دریافت آرامش از دیگران، بهبود خلق و خوی بیشتری را گزارش می دهند. گریه کردن در حضور یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده می تواند اثرات درمانی داشته باشد.

5-به دنبال چیزی باشید که خوشحال کننده است

موسیقی شاد، کتاب های کمیک طنزامیز، فیلم کمدی و هر چیز دیگری که به خنداندن شما بیانجامد مفید است. خندیدن در پاسخ به درد و غم می‌تواند یک مکانیسم مقابله‌ای فوق‌العاده باشد. خنده باعث ترشح اندورفین شبیه به ورزش، کاهش هورمون کورتیزول که هورمون استرس است و افزایش دوپامین (هورمون احساس خوب) می‌شود. مطمئناً روند سوگواری زمان می برد، بنابراین شرم از این نداشته باشید که گاهی بخندید.

6-افکار خود را مجدداً تنظیم کنید

پس از جدایی، مدام به خود می گویید که دیگر هرگز عشقی پیدا نخواهید کرد. یا شاید نظر چندان درخشانی از رئیس خود در محل کار دریافت نکرده اید، بنابراین متقاعد شده اید که هرگز ترفیع رتبه نمی گیرید. زمان آن است که روایت خود را تغییر دهید. درمانگران این تکنیک را بازسازی شناختی می نامند. فرآیندی است که در آن افکار ناراحت کننده و غیرمنطقی را شناسایی کرده و به چالش می کشید.
یک راه برای انجام این کار این است که به سادگی یک فکر منفی را به یک فکر مثبت تبدیل کنید. به جای اینکه به خود بگویید من برای همیشه تنها خواهم بود سعی کنید بگویید دوباره عشق را در شخص بهتری پیدا خواهم کرد. در این صورت آرامش بیشتر و اندوه کمتری احساس خواهید داشت و در نهایت حتی آن را باور خواهید کرد.  

سخن آخر

اگر فکر می کنید ممکن است با افسردگی دست و پنجه نرم کنید، کمک بخواهید. اگر غم و اندوه شما فراتر از حالت های گذرای اندوه است و با علایمی مانند تغییر الگوهای خواب و عادات غذایی همراه شده است و یا به فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می بردید علاقه ای ندارید، در تمرکز یا تصمیم گیری مشکل دارید، صحبت با مشاوره روانشناسی را فراموش نکنید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران