خشونت مالی و اقتصادی، آسیبی پنهان علیه زنان
خشونت مالی به چه معنا است؟متاسفانه اغلب زمانی که پرونده های طلاق بررسی می شوند، عوامل درونی افراد و شخصیت آن ها نقش اساسی را در روند طلاق از خود نشان می دهند. مسائلی نظیر ضعف، اضطراب مرض گونه، خود شیفتگی، مباحث عقیدتی و اخلاقی، خساست، وسواس مرض گونه و در موارد حاد تر، انواع خشونت های زناشویی که هر دو نفر را تحت تاثیر قرار می دهند. یکی از جنبه های مهم خشونت خانوادگی، خشونت مالی است. در ادامه با این مسائل و اهمیت آن ها بیشتر آشنا می شویم. برای کسب آگاهی بیشتر در زمینه انواع خشونت کلیک کنید.  

تماس با مشاور

خشونت یعنی چه ؟

خشونت از نظر لغوی معانی گوناگونی دارد. تعدادی از این معانی عبارتند از: خشم، تیزی، غضب، سخت رویی درشتی کردن و تندی کردن. از این معانی می توان خشونت را نوعی واکنش از روی خشم و عصبانیت دانست.
از نظر تخصصی نیز خشونت واکنشی نادرست به شکست‌ های زندگی است. خشونت در واقع یکی از ساده ترین انواع واکنش ها به نا امیدی ها و شکست های زندگی هر فردی است و البته بد ترین آن ها. خشونت به طور حتم به دنبال احساس خشم شدید بروز پیدا می‌کند، به نحوی که در جهت تخلیه فوری آن هیجان، شخص خواهان احساس آرامش فوری است. غافل از اینکه این عمل هم عواقب بسیار بدی را به دنبال دارد و هم خشم‌ انسان به طور صحیح تخلیه نمی گردد.

اینفوگرافیک خشونت مالی و اقتصادی، آسیبی پنهان علیه زنان

 اینفوگرافیک خشونت مالی و اقتصادی، آسیبی پنهان علیه زنان

علل پرخاشگری و خشونت

اولین قدم برای رفع خشونت و پرخاشگری، شناخت دقیق علل بروز این آسیب ها است که به دو دسته کلی تقسیم می شوند. این علل عبارتند از:

1- علل فیزیولوژیکی خشونت

اغلب عوامل فیزیولوژیکی در اختیار افراد نیستند اما نمی‌توان در همه موارد خشونت را با این فرضیه که فرد کنترلی بر رفتار خود ندارد، توجیه کرد. سکته مغزی و قلبی، آسیب ‌های مغزی، کمبود برخی ویتامین ‌های اساسی، برخی املاح و مواد معدنی خاص در بدن، می توانند سبب بروز خشونت و پرخاشگری در افراد شود. به همین دلیل علل فیزیولوژیکی را  نیز باید در بدن بیمار بررسی کرد. این مشکلات گاهی سبب بروز خشم انفجاری می شوند. برای کسب اطلاعات بیشتر اختلال خشم انفجاری کلیک کنیدو

2- علل روان ‌شناختی خشونت

مهم ترین و اساسی ترین علت خشونت را باید در روان انسان ها پیدا کرد. گاهی عوامل روانی خشونت ریشه در یک تعارض حل نشده دارند، به این معنی که فرد در مقابل یک مسئله دچار دوگانگی است. این دوگانگی اغلب خود را به صورت طغیان‌ هایی پرخاشگرانه در مقابل محیط و دیگران نشان می‌دهد. همچنین یکی دیگر از علل روانی نیز، می‌تواند ناتوانی در کنترل هیجانات باشد. البته عوامل اجتماعی نظیر ناکامی و تحریک مستقیم، عوامل محیطی نظیر ازدحام و ترافیک های شهری و عامل اعتیاد نیز در رده های بعدی تاثیر گذاری در بروز پرخاشگری قرار می گیرند.  
خشونت

متداول ترین نوع خشونت

متداول ترین نوع خشونت در تمام جوامع، خشونت کلامی است. همچنین این نوع از خشونت مقدمه و جرقه سایر خشونت ها است. در جامعه و فرهنگ معاصر کشور ما نیز متاسفانه، خشونت کلامی جزئی از زندگی روزمره افراد شده است؛ حتی افراد دوستان صمیمی خود را با عناوینی ناپسند مورد خطاب قرار می دهند. علاوه بر این فرصت بستر مجازی نیز نتوانسته به حل این مشکل جدی و اساسی کمک کند؛ چرا که افراد هنوز یاد نگرفته اند که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و چگونه گفتگویی موثر با یکدیگر داشته باشند، چه در فضای مجازی چه در فضای حقیقی. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مهارت گفتگوی موثر زوجین کلیک کنید.
دو نهاد ابتدایی مسئول امر تربیت یعنی خانواده و مدرسه، باید بستری از احترام و در عین حال آزاد را برای بیان عقاید مهیا کنند. همچنین احترام و آزادی در بیان عقاید، دو نکته ای اند که در آموزه های دینی و اخلاقی هر جامعه ای به عوان اصل پذیرفته شده اند. در ادامه به بررسی خشونت در زندگی و روابط زناشویی، می پردازیم.  

خشونت خانگی

خشونت انواع گوناگونی دارد و در حالات و موقعیت های متنوعی می تواند رخ بدهد. خشونت خانگی نوعی از خشونت است که در محیط خانواده صورت می گیرد و شامل انواع آسیب های فیزیکی، عاطفی، اقتصادی، روانشناختی، در محیط خانوادگی و روابط درون آن است. خشونت خانگی نیز مثل سایر انواع خشونت ها دارای الگوی تکرار است و همین مسئله، اهمیت این مشکل جهانی را پررنگ تر می کند.
بر اساس مطالعات آماری، هدف اصلی اغلب خشونت های خانگی، کودکان خانواده هستند. دومین نوع خشونت متداول در خانواده، خشونت علیه زنان است. متاسفانه در سطح جهانی و به طور میانگین، یک زن از هر سه زن خشونت جسمی و جنسی را از طریق شریک زندگی و یا فردی متجاوز، حداقل یکبار در طول زندگی خود تجربه می‌کند.
مسئله مهمی که در زمینه خشونت در مورد ارتباط با همسر مطرح می شود این نکته است که بر اساس آمار مشخص شده است هم زنان و هم مردان می توانند مورد خشونت و پرخاشگری همسر و شریک زندگی خود قرار بگیرند. به طور مثال در کشور بریتانیا، از هر سه قربانی که مورد خشونت خانگی قرار می گیرند، دو نفر زن و یک نفر مرد هستند. با این حال در 90 درصد موارد فردی که قربانی خشونت می شود زن است. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره راه های پیشگیری از خشونت خانگی کلیک کنید.  

انواع خشونت خانگی

چیزی که به طور غالب و از قدیم در ذهن اکثر افراد وجود دارد این نکته است که فقط در صورت کتک زدن همسر، مرتکب خشونت می شوند. این دسته از تعاریف و توصیف ها ناقص هستند. در واقع همانطور که خیانت کردن در روابط زناشویی به همسر می تواند تعاریف و مفاهیم مختلفی را در بر بگیرد و فقط به داشتن رابطه جنسی با فردی دیگر محدود نمی شود، مفهوم پرخاشگری و خشونت با همسر نیز محدود کتک زدن و آزار فیزیکی نیست. در خشونت های زناشویی، دسته های زیر از انواع خشونت ها بیشتر و بهتر خود را نشان می دهند. این دسته ها عبارتند از:

1- خشونت جسمی

خشونت می تواند بصورت فیزیکی و جسمی باشد به نحوی که یکی از طرفین، همسر خود را کتک بزند. وقتی که صحبت از خشونت فیزیکی می شود این نیست که فرد باید به اصطلاح به صورت مفصل همسرش را کتک بزند بلکه حتی یک کشیده زدن یا توی سر زدن همسر بر پایه پرخاشگری نیز می تواند به عنوان خشونت و پرخاشگری فیزیکی تلقی شود.

2- خشونت جنسی

نوع دیگری از خشونت های خانگی و زناشویی، خشونت جنسی است به نحوی که در حین برقراری رابطه جنسی خشونت رخ می دهدد و حتی این خشونت می تواند بصورت خشونت فیزیکی، کتک زدن در طول رابطه باشد یا به کار بردن الفاظ رکیک و بد در طول رابطه جنسی باشد. در افرادی که مبتلا به اختلالات روانی انحراف جنسی از نوع سادیسم باشند، احتمال اینکه در رابطه جنسی با همسر خود خشونت جنسی انجام بدهند نیز بالا تر است.

3- خشونت عاطفی

نوع دیگر خشونت علیه همسر نوع خشونت عاطفی است که به اصطلاح به آن خشونت سفید نیز می گویند. سفید به این معنی که وقتی که فردی که مورد خشونت واقع شده و یا به روانشناس و روانپزشک یا مشاور ازدواج مراجعه می کند و بیان می کند که همسرم من را مورد آزار روانی قرار می دهد ولی مثل آزار جسمی هیچ آثار کبودی، ضرب و شتم و یا مورد فیزیکی نیست که بتوان آن را بعنوان مدرک ارائه داد و به اصطلاح گفت نوعی خشونت است که آثار فیزیکی قابل دیدنی ندارد

4- خشونت روانی

متأسفانه مشخص شده است که شایع ترین نوع خشونت بر علیه همسر و یا شریک زندگی، خشونت روانی است. خشونت روانی می تواند طیف وسیعی از رفتار ها را شامل می شود به نوعی که وقتی که فردی همسرش را با الفاظی زشت، توهین و فحاشی، تحقیر آمیز، آسیب زننده خطاب می کند و یا اینکه افکار و عقاید طرف مقابل را نادیده می گیرد، به راحتی به تعهداتی که در زمان ازدواج و شروع رابطه داده پشت پا می زند و از انجام ندادن آن تعهدات احساس عذاب وجدان و یا احساس گناهی ندارد.

5- خشونت مالی

در بخشی از پژوهشی که درباره خشونت علیه زنان در ایران نگارش شده است، در تعریف خشونت مالی چنین آمده است: در بسیاری از نقاط جهان، زنان نیروی کار بی‌جیره و مواجب هستند و باید تا آخر عمر از خانواده خود مراقبت کنند بی ‌آن ‌که امنیت اقتصادی داشته باشند. آنان دسترسی به منابع اقتصادی ندارند و به همین دلیل تا آخر عمر کاملا وابسته به مرد خانواده یا افراد ذکور باقی می‌مانند. در ادامه با این نوع خشونت به طور کامل تری آشنا می شویم.  

خشونت مالی«اقتصادی»

نوع دیگری از خشونت که به صورت محرومیت و محدودیت اعمال می شود، خشونت اقتصادی یا مالی است. به نحوی که همسران در زمینه مالی و یا مادی قربانی طرق مقابل خود می شوند. اغلب آقایان در زمینه به اصطلاح خرجی دادن و یا از نظر فقهی نفقه دادن طرف مقابل را به سختی می اندازند و او را به اصطلاح از لحاظ مالی تحت فشار قرار می دهند تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. این اهداف می توانند متقاعد کردن و کنترل کردن همسر باشد.خشونت مالی به همسر (Financial abuse)، از شایع ترین انواع آزار به همسران است.

انواع خشونت مالی

از انواع خشونت های مالی می توان به نمونه های زیر اشاره کرد. این نمونه ها عبارتند از:
  • ندادن پول کافی به قربانی برای خرید مایحتاج روزانه
  • حساب کشی برای هر ریالی که توسط قربانی خرج می‌شود
  • ندادن پول برای مصارف شخصی قربانی
  • مجبور کردن قربانی به امضای چک، سفته و یا اسناد مالی
  • کنترل کردن قربانی در امر چگونگی خرج پول
  • اختصاص دادن درآمد خانواده به پس انداز و منابع مالی و درآمدی قربانی
  • استفاده از کارت های اعتباری‌ قربانی بدون اجازه و آگاهی او
  • اجبار کردن قربانی به پرداخت چک ها و یا دادن مستمری ها و قرض‌ها

آسیب شناسی خشونت مالی

داشتن استقلال در هر زمینه ای برای هر فردی احساسی خاص از امنیت را به ارمغان می آورد؛ چه مادی و چه معنوی. به علاوه جامعه امروزی به کار و فعالیت هر دو جنسیت نیاز پر رنگ تری دارد. این مسئله هم جنبه اقتصادی دارد و هم جنبه فرهنگی. اما با این حال متاسفانه، هنوز هم بسیاری از زنان قربانی خشونت مالی از طرف همسرانشان می شوند؛ به این صورت که یا حق کار کردن مستقل و داشتن درآمدی جدا را ندارند و یا اینکه در جزئی ترین موارد باید حسرت خرج کردن را داشته باشند. چرا که همسرانشان در دسترس آن ها پول کافی را قرار نمی دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره پول گرفتن از شوهر کلیک کنید.
باورهای مرد سالاری حاکم بر جامعه، این خشونت و سایر خشونت های خانگی را در ذات مرد می‌داند و به توجیه آن می پردازد. این باور ها، چنان در ذهن ایرانیان از کودکی ریشه دوانده که اگر زن یا دختری در مقابل این خشونت ‌ها مقاومت کند با برچسب ‌ها و احکامی سخت‌تر رو به‌ رو خواهد شد که اطرافیان و هم ‌جنسان خود به او می‌دهند. حال اینکه از نظر شرعی نیز در اغلب موارد حق با زنان است؛ مثل مسئله داشتن شغل و درآمد ناشی از آن.
مالی

فرهنگ سازی برای مقابله با خشونت مالی

فرهنگ سازی به زمان نیاز دارد و اگر جامعه ای سعی در عدم تغییر باور ها و ارزش های خود داشته باشد، زمان طولانی تری لازم است. در این جا قانون باید نقش خود را پررنگ تر از قبل ایفا کند. به خصوص که وظیفه قانون و مجریان آن، دفاع از حقوق مردم در مقابل دیگران است. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره تاثیر مشکلات اقتصادی بر خانواده کلیک کنید.
انسان ‌ها همگی به پول وابستگی ‌هایی دارند و همین فرصتی را ایجاد می‌کند تا فرد آزارگر یک نفر را تحت سلطه و کنترل خودش بگیرد و آزار بدهد. شکنجه مالی یعنی این که افراد به دلیل نداشتن منابع مالی کافی و در نتیجه، عدم تامین نیازهایشان رنج بکشند. هر زن و مردی، هنگامی که درآمد و پولی دارد حق استفاده از آن را نیز دارد. به همین دلیل چه در قانون شرع و چه در قانون مدنی کشور ما نیز این مسئله به حقوق زن تبدیل می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره استقلال مالی زنان کلیک کنید.  

سخن آخر در باب خشونت مالی

نکته مهم در روابط زناشویی تفاوت بین تصمیم گیری های فردی و غیر فردی است. به طور مثال هر کدام از طرفین می توانند لباسی برای خودشان با پول خودشان بگیرند؛ در این حالت مسئله شخصی است. ولی به طور حتم وقتی که می خواهند وسیله ای برای خونه مثل پرده، تلویزیون و.... تهیه کنند، بهتر است به نظر و سلیقه یکدیگر، فارق از جنسیت، احترام بگذارند. در قدمی بالاتر همانطور که یک زن حق دارد از شغل و درآمد همسر خود راضی باشد، این حق برای مرد نیز به حساب می آید. ولی از نظر شرعی و قانونی، درآمد زن هیچ تعلقی به همشرش ندارد. برای کسب اطلاعات بیشتر از مشاوره روانشناسی کلیک کنید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران