مرکز کنترل درونی و بیرونی | شناخت تفاوت، معایب و مزایای هر کدام
مرکز کنترل درونی و بیرونی چه تفاوتی دارند؟ وقتی با رویدادی در زندگی رو به رو می شوید. اولین برخوردتان در مقابل این رویداد چگونه است؟ آیا فکر می کنید در اتفاق افتادن این رویداد نقشی نداشتید؟ دیگران و شرایط محیطی را در اتفاق افتادن این رویداد مقصر می دانید؟ یا اینکه در اتفاق افتادن این رویداد، نقش خود را بی تاثیر نمی دانید. اگر جز کسانی هستید که نظر و باورتان در مقابل اتفاقات زندگی مثل نظر اول می باشد، چیزی در درون شماست که روانشناسان آن را مرکز کنترل بیرونی می نامند؛ و اگر نظر و باورتان در مقابل اتفاقات زندگی، مانند نظر دوم است طبق گفته روانشناسان کنترل شما درونی است. برای کسب اطلاعات بیشتر از خودشناسی کلیک کنید.  

تماس با مشاور

مرکز کنترل درونی و بیرونی

تمام رفتارهای ما از اختلاف بین آنچه در یک زمان می خواهیم و آنچه در همان زمان داریم ناشی می شوند.حاصل این خواسته ها، در قالب تصویر یا تصاویری در دنیای مطلوبمان( دنیای آرمانی) خود را نشان می دهند. و آنچه هم اکنون در زندگیمان داریم، همان چیزهایی است که طبق برداشت ما در دنیای واقعی برای ما در جریان است.
جولیان روتر (Julian Rotter)، روان‌شناس مشهور آمریکایی، این مفهوم را برای اولین بار در سال ۱۹۵۴ بیان کرد. در علم روانشناسی، مرکز کنترل یک عامل توصیف کننده است که برای احساس مسئولیت یک فرد در قبال رخدادهای زندگی‌اش استفاده می‌شود؛ اینکه او چقدر خودش، دیگران یا شرایط محیطی را مسئول رخدادهای تلخ و شیرین زندگی‌اش می‌داند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مسئولیت پذیری کلیک کنید.

اینفوگرافیک مرکز کنترل درونی و بیرونی

اینفوگرافیک مرکز کنترل درونی و بیرونی

مثال برای درک بهتر

کسی که مرکز کنترلش، کنترل درونی است، رویدادهای که در زندگی اش روی می دهد، حاصل توانایی ها، رفتارها و اشتباهات خودش می داند سهم و نقش عوامل محیطی از جمله شانس و تقدیر در روی دادن آنها بی تاثیر می داند. اما کسی که مرکز کنترلش، کنترل بیرونی است، نسبت به اتفاقات زندگی اش دید دیگری دارد. در اتفاق افتادن اتفاقات زندگی اش، نقش خود را بی تاثیر می داند و بیشتر علت اتفاق افتادن آن اتفاقات را به رفتار و اقدامات دیگران، شانس و تقدیر نسبت می دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روش های کنترل زندگی کلیک کنید.
اجازه دهید که برای فهم بهتر این موضوع با یک مثال آن را بررسی کنیم: اگر در یک آزمون امتحانی نمره قبولی را کسب نکنید و از شما بپرسند که چرا نتوانستید که قبول شوید؟ جواب شما کدامیک از این پاسخ ها خواهد بود:
  • وقت کافی برای مطالعه نداشتم.
  • خانواده ام شرایط مناسبی برای مطالعه من آماده نکردند.
  • اشتباه کردم و کتاب های مرجعی مناسبی برای مطالعه انتخاب نکردم.
بنظرم روشن است که دو پاسخ اول، نشان می دهد که مرکز کنترل،کنترل بیرونی است که خود را با این دلایل و بهانه ها تبرئه می کند. اما پاسخ سوم مرکز کنترل درونی است. خود را مقصر می داند و مسئولیتش را برعهده می گیرد و برای جبران اقدامات لازم را بکار می گیرد.  
مرکز-کنترل-درونی-و-بیرونی

دلایل اهمیت مرکز کنترل

مرکز کنترل، عامل کمک کننده است برای اینکه چگونه شرایط زندگی خودتان  را ارزیابی کنید. طبق تحقیقاتی که انجام شده، مرکز کنترل( بیرونی یا درونی)، روی روابط اجتماعی، کار، تحصیل تاثیر می گذارد. و می تواند زمینه های موفقیت و شادی و خوشحالی را در انسان ها به وجود آورد.  خوب است که به این نکته توجه کنیم که نمی توانیم بگوییم یک شخص کلا مرکز کنترلش درونی یا بیرونی است. مرکز کنترل یک طیف گسترده است و افراد جایی بین این دو سر طیف قرار دارند. و عواملی زیادی در آن دخالت دارند از جمله: ژنتیک، شرایط محیطی، دوران کودکی و…

ارتباط مرکز کنترل و خودکارآمدی

طبق تعریفی که بندورا از خود کارآمدی دارد،خودکارآمدی یعنی توانایی افراد در به انجام رساندن اهداف. حال هرچه منبع کنترلی درونی تر باشد، سطح خودکارآمدی فرد نیز بالا است. وعکس این قضیه نیز صادق است یعنی کسانی که از منبع کنترل درونی برخوردارند، سطح خودکارآمدی آنها بالا خواهد بود.  

نقش مرکز کنترل درونی و بیرونی در مواجهه با شکست ها

همه از وجود آسیب های که اضطراب و استرس در روند زندگی می گذارد، آگاه هستیم. ریشه ی بسیاری از اضطراب ها به طرز افکار و باورهای ما بر می گردد که با آگاهی و شناخت از خود می توان آنها را کنترل کرد.  و یکی از دلایل که موجب شکل گیری اضطراب در وجود ما خواهد شد مرکز کنترل است و گاهی همین مرکز کنترل راهی است برای درمان اضطراب.
شما یک دونده را در مسابقه دوندگی به دلیل ضعف قدرت جسمانی نتوانسته که عملکرد خوبی را از خودش بجا بگذارد. اگر این دونده مرکز کنترلش بیرونی باشد، خود را به‌خاطر ضعف ذاتی‌اش در این ورزش سرزنش نکرده و با این واقعیت که در این کار خوب نیست، کنار خواهد آمد. اما اگر با دید درونی به این قضیه نگاه کند، او مدام خودش را سرزنش کرده و حتی تحقیر می‌کند. نتیجه این رویکرد چیزی جز استرس و اضطراب نخواهد بود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره علائم اضطراب و استرس کلیک کنید. به طور کلی  شرایطی که از دسترس ما خارج  می باشد و میزان توانایی هایمان با شرایط موجود ناهماهنگی وجود داشته باشد، دید و باور رویکرد بیرونی برایمان سودمندتر است.
خیلی‌ها تصور می‌کنند که مرکز کنترل یک ویژگی شخصیتی است که فرد با‌ آن متولد می‌شود؛ اما شواهد علمی نشان می‌دهند که شیوه تربیت کودک و تجربیات کودکی نقش مهم‌تری در شکل‌گیری این مرکز دارند. والدینی که فرزندان خود را مستقل بار می‌آورند و به آنها می‌آموزند که هر پیامدی با کردارشان ارتباط دارد، نقش مهمی در درونی شدن این مرکز ایفا می‌کنند.  

تفاوت های مرکز کنترل درونی و بیرونی

خصوصیات افراد دارای مرکز کنترل درونی- خصوصیات افراد دارای مرکز کنترل بیرونی

  1. افراد با کنترل درونی،مسئولیت پذیرتر هستند، برعکس افراد دارای مرکز کنترل بیرونی میل کمتر به مسئولیت پذیری دارند.
  2. افراد با کنترل درونی، تاثیرپذیری کمتر از نظر دیگران دارند، افراد دارای مرکز کنترل بیرونی  به دخیل بودن شانس در زندگی و اقبال در موفقیت و شکست ها معتقدند.
  3. افراد با کنترل درونی، باور به خود و اقدامات لازم برای تغییر دارند، افراد دارای مرکز کنترل بیرونی  باور به توانایی ها خود برای تغییر ندارند.
  4. افراد با کنترل درونی،خودکارآمدی بالاتری دارند، افراد دارای مرکز کنترل بیرونی ناامیدی و منفعل در شرایط سخت زندگی بسیار دیده می شود.
  5. افراد با کنترل درونی،تلاش بیشتر برای رسیدن به هدف دارند، افراد دارای مرکز کنترل بیرونی بیشتر به درماندگی آموخته شده دچار می شوند.
 

معایب باور به مرکز کنترل درونی و بیرونی

اینکه خودمان را درگیر موضوعات و مواردی کنیم که عملاً از کنترل ما خارج است می‌تواند چنین مشکلاتی را ایجاد کند:

۱.اضطراب زایی

اینکه بخواهیم همه چیز را در کنترل خود داشته باشید منجر به افزایش سطح اضطراب می‌شود. ممکن است که در این بین تلاش های زیادی انجام دهید از تغییر شرایط محیطی گرفته تا تغییر رفتار آدمها، اما اغلب با شکست رو به رو می شوید. اگر چنین رفتاری داشته باشید، هر چقدر بیشتر در تغییر شرایط ناکام باشید احساس اضطراب و تنش بیشتری خواهید داشت و این منجر به احساس کم‌ارزشی و کاهش عزت نفس می‌شود، برای درمان اضطراب کلیک کنید.

۲.تلاش بیجا برای کنترل تمام شرایط

تلاش برای کنترل کردن همه چیز موجب از دست دادن انرژی و زمان می‌شود. نگرانی و ناآرامی در مورد موضوعاتی که کنترلی روی آن‌ها ندارید باعث فرسودگی ذهنی می‌شود. بهترین کار این است که وقت و انرژی خودتان را برای تلاش‌های موثر و نتیجه‌بخش صرف کنید و صرفاً روی مواردی تمرکز کنید که دست خود شماست و می‌توانید روی خروجی آن‌ها تأثیر بگذارید. مثلاً اینکه بگویید کاش شرایط به این شکل نبود، یا اینکه از دیگران بخواهید طبق گفته شما عمل کنند و آنها را مجبور کنید به انجام گفته شما، منجر به نتیجه مطلوبی نمی شود و در این بین فقط و فقط انرژی خود را تلف می کنید.
کنترل‌گری به روابط شما آسیب می‌زند. با توجه به مثال مورد قبلی به نظر می‌رسد که این مورد واضح باشد این رفتار ها شادی و آرامش زندگی را کاهش می دهد.برای آشنایی بیشتر در زمینه چگونه شاد زندگی کنیم کلیک کنید.

۳.قضاوت دیگران

نسبت به رفتار دیگران زود قضاوت می کنید و همین امر باعث بی رحمی در وجود شما می شود. اگراعتقاد داشته باشید که هر کس به طور کامل مسئول شکست یا موفقیتش، با خودش است، احتمالاً خیلی راحت از دیگران عیب‌جویی خواهید کرد و تن به قضاوت عجولانه دیگران خواهید داد.

۴.سرزنش خود

برای همه اتفاقات زندگی، خود را مقصر می دانید. اتفاق‌های بد، شکست، ناکامی و مواردی مثل این‌ها در زندگی هر کس رخ می‌دهد اما اگر شما بخواهید بابت همه این‌ها فقط و فقط خودتان را سرزنش کنید اشتباهی است که به مرور باعث فرسودگی ذهنی، احساس خود‌کم‌بینی و تنش و تشویش در شما می‌شود.  

آیا مرکز کنترلتان درونی است یا بیرونی؟

برای اینکه بفهمیم که مرکز کنترل ما در چه ناحیه ای است، روان‌شناسان از روش‌های مختلف استفاده می کنند.  با این حال با شناخت و آگاهی از نگرش ها و رفتارهای خود، می توانید متوجه شوید که در کجا قرار دارید. برای اینکه بفهمید مرکز کنترل شما در چه طیفی است. جملات زیر را بخوانید و ببینید کدام‌ یک از آنها بیشتر در شما وجود دارد:

مرکز کنترل بیرونی

  • اکثر اوقات حس می کنید در زندگی تان و رخدادهای که برایتان اتفاق می افتد، هیچ کنترلی ندارید.
  • مردم به‌ندرت به آنچه می خواهند، می رسند.
  • چیزی به اسم برنامه ریزی و هدف گذاری وجود ندارد وقتی که عوامل زیادی هستند که خارج از کنترل ما هستند.
  • زندگی فقط بر اساس شانس و تقدیر است. هرچه در تقدیرت باشد همان برایت اتفاق می افتد.
  • در روی دادن رخدادهای زندگی نقش افراد تقریبا هیچ است.
  • اگر جملاتی مانند آنچه گفته شد در زندگی خود زیاد بکار می برید و نگرشتان بدین گونه است، پس مرکز کنترل شما بیشتر بیرونی است تا درونی.

مرکز کنترل درونی

  • اگر تلاش و سعی خود را برای هدفت  به کار ببری، می توانی به هرچیزی که بخواهی، برسی.
  • چیزی به اسم سرنوشت وجود ندارد.
  • اگر زیاد مطالعه کنی و خودت را آماده کنی، در آزمون های امتحانی بهترین نتیجه را خواهی گرفت.
  • از صد در صد احتمال وقوع رویداد، سهم شانس فقط 1% است و 99% باقی مانده به تلاش و پشتکار فرد بستگی دارد.
  • در بلندمدت، افراد به آنچه که لایقش هستند، می‌رسند.
  • اگر  نگرش شما درباره زندگی به این شکل است، پس مرکز کنترل شما بیشتر درونی است تا بیرونی.
 مرکز کنترل درونی و بیرونی

مرکز کنترل درونی و بیرونی و سلامت جسمی و روانی

کسانی که باورشان این است که اعمال و رفتارشان روی رخدادهای آینده تأثیرگذار است،  در راه حفظ سلامت روان و جسم خود بیشترمی‌کوشند. رفتارهایی مانند تغذیه سالم و ورزش کردن زمانی معنا دارند که  به این درک و باور رسیده باشید که این کارها اثرگذار است. در مقابل، وقتی فردی چنین باوری نداشته باشد، ممکن است در مواجهه با یک بیماری خطرناک، امید خودش را از دست داده و دچار افسردگی شود.
افرادی که حس خودکار‌آمدی بالا داشته و مرکز کنترل زندگی‌شان درونی است،  در برابر استرس عملکرد بهتری از خود نشان می دهند؛ چرا که باور دارند رفتار آنها می‌تواند تغییر کند. از طرفی افرادی که خودکار‌آمدی پایین داشته و مرکز کنترل‌شان بیرونی است، هنگام مواجهه با استرس، هورمون کورتیزول بیشتری در بدنشان ترشح شده و احتمال یأس و افسردگی در بلندمدت در آنها بیشتر است.  

مرکزکنترل درونی و بیرونی|نظریه تئوری انتخاب

ویلیام گلسر نویسنده سرشناس کتابی به عنوان تئوری انتخاب تالیف نموده است. تئوری انتخاب به شما نکته ای می آموزد، هنگامی که شرایط نامطلوب در زندگیتان به وجود می آید، نمی توانید آن را نادیده بگیرید؛ باید اقدامی انجام دهید. دربسیاری موارد، شما حتی نمی دانید آنچه انجام می دهید، انتخاب خودتان است، همان طور که به هنگام سردرد به پزشک مراجعه می کنید و پزشک هیچ علتی جسمی برای این درد نمی یابد. آنچه شما در هر شرایطی انجام می دهید، نظریه تئوری انتخاب از آن بعنوان رفتار کلی نام می برد و آن همیشه یک انتخاب است.  برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کتاب های روانشناسی موفقیت کلیک کنید.
در تمام قسمت های کتاب می توان مشاهده کرد که گلاسر، درباره مرکز کنترل درونی صحبت میکند. تمام رفتارهایی که توسط فرد انجام داده میشود، تصمیماتی که می گیرد و حتی افسردگی یا اندوه تمام آن ها رفتاری است که خود انتخاب می نماید. مبنای کلی نظریه انتخاب کنترل درونی است. در یکی از مصاحبه ها می گوید: مرکز کنترل درونی بسیار تاثیر گذار است ولی تمام کتاب به آن خلاصه نمی شود.او در واقع نام کتاب را نظریه کنترل گذاشته بود که بعد ها آن را به تئوری انتخاب تغییر داد.  

سخن آخر درباره مرکز کنترل درونی و بیرونی

برای اینکه در نگرش خود به تعادلی برسید، لازم است بین مرکز کنترل درونی و بیرونی تعادلی منطقی برقرار کنید و قبول کنید که در زندگی تان مواردی هست که تحت کنترل شماست و شما مسئولشان هستید و نیز مواردی هستند که عملا از کنترل شما خارج است و هر چه تلاش کنید در آن پیشرفت ونتیجه ای به دست نمی آورید و در نتیجه بهتر است که خود را مورد سرزنش قرار ندهید و کمتر ذهن خود را درگیرشان کنید. اگر با وجود این توضیحات باز در سنجش و تشخیص مرکز کنترل خود دچار مشکل شدید می توانید از مشاوران و متخصصان مرکز مشاوره هنر زندگی کمک بگیرید. برای کسب اطلاعات بیشتر از مشاوره روانشناسی کلیک کنید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران