روان درمانی روابط ابژه ای | آشنایی با روابط موضوعی و نحوه درمان آن
روان درمانی روابط ابژه ای یا روابط موضوعی گونه‌ ای از نظریه روان‌ کاوی است که با باور زیگموند فروید مبنی بر این که انسان‌ ها با انگیزه‌ های جنسی و پرخاشگرانه برانگیخته می‌ شوند، متفاوت است و در عوض نشان می‌ دهد که انسان‌ ها عمدتاً نیاز به تماس با دیگران مانند نیاز به ایجاد روابط دارند. هدف درمانگر روابط با شی یا ابژه این است که در درمان به فرد کمک کند تا تصاویر ذهنی اولیه را که ممکن است به حل مشکلات موجود در روابط فرد با دیگران کمک کند، کشف کند و آن ها را به گونه‌ ای تنظیم کند که عملکرد بین فردی را بهبود بخشد. برای کسب اطلاعات کاملتر از مشاوره تلفنی فردی کلیک کنید.  

تماس با مشاور

مفاهیم اساسی در روابط ابژه ای

در زمینه نظریه روابط ابژه ای، اصطلاح ابژه به موجودات بی‌ جان اشاره نمی‌ کند، بلکه به افراد مهمی که فرد با آن ها ارتباط دارد، معمولاً به مادر، پدر یا شریک زندگی فرد اشاره می‌ کند. در برخی موارد، اصطلاح ابژه ممکن است برای اشاره به بخشی از یک شخص، مانند سینه مادر در دوران شیردهی کودکان، یا به بازنمایی ذهنی افراد مهم دیگر نیز مربوط می شود. برای آشنایی بیشتر درباره روابط اجتماعی کلیک کنید.
نظریه پردازان روابط ابژه ای بر اهمیت تعاملات اولیه خانواده در درجه اول مانند رابطه مادر و نوزاد در رشد شخصیت فرد تاکید می کنند. اعتقاد بر این است که نوزادان بازنمود های ذهنی خود را در رابطه با دیگران شکل می دهند و این تصاویر درونی به طور قابل توجهی بر روابط بین فردی در مراحل بعدی زندگی تأثیر می گذارد. از آن جایی که این گونه رابطه ها در مرکز نظریه روابط ابژه قرار دارند، اتحاد فرد و درمانگر برای موفقیت درمان مهم است. اصطلاح روابط موضوعی به روابط درونی پویا بین خود و اشخاص مهم اشاره دارد. در این رابطه مطالعه مقاله روانشناسی رشد پیشنهاد می شود.

1-بازنمایی ذهنی در روابط ابژه ای

یک رابطه ابژه شامل بازنمایی ذهنی از موارد زیر است:
  • افراد مهمی که توسط خود فرد ادراک می شود.
  • پی بردن به رابطه خود با دیگران.
  • رابطه بین خود و نسبت بین افراد.
به عنوان مثال، یک نوزاد ممکن است فکر کند:
  • مادر من خوب است چون گرسنه ام به من غذا می دهد (نمایشی از مفعول).
  • این واقعیت که او از من مراقبت می کند باید به این معنی باشد که من خوب و دوست داشتنی هستم (بازنمایی خود در رابطه با مادرش).
  • من عاشق مادرم هستم (نمایش احساسات در رابطه).
روابط ابژه ای در دوران نوزادی از طریق تجارب مکرر با مراقب خود شکل می گیرند. تصاویر لزوماً منعکس کننده واقعیت نیستند، بلکه به طور ذهنی توسط توانایی های شناختی محدود یک نوزاد ساخته می شوند. در رشد سالم، این بازنمایی های ذهنی در طول زمان تکامل می یابند. در رشد ناسالم، بازنمایی و توانایی ها در سطح نابالغ باقی می مانند. برای آشنایی با مراحل رشد شناختی کودک کلیک کنید.

2-ابژه داخلی و خارجی

یک ابژه خارجی یک شخص یا چیز واقعی است که شخصی با انرژی احساسی روی آن سرمایه گذاری می کند. یک ابژه کامل، شخصی است که در واقع وجود دارد، با تمام صفات مثبت و منفی که تجسم می کند. اگر مراحل رشد را با موفقیت طی کنیم، می‌ توانیم با دیگران به‌ عنوان یک کل و همان طور که واقعاً هستند ارتباط برقرار کنیم.
یک ابژه درونی، برداشت روانی و عاطفی ما از یک شخص است. این بازنمایی است که وقتی فرد از نظر فیزیکی آن جا نیست، به آن پایبند می‌ مانیم و بر نحوه نگاه ما به شخص در زندگی واقعی تأثیر می‌ گذارد. در نتیجه، ابژه درونی به شدت بر روابط ما با شخصی که نماینده آن است تأثیر گزار خواهد بود. برای درک بهتر مطالعه مقاله نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون پیشنهاد می شود.

3-روابط موضوعی | ثبات ابژه ای

ثبات ابژه ای توانایی تشخیص این است که ابژه ها فقط به این دلیل که ما آن ها را نمی بینیم تغییر نمی کنند. هنگامی که کودکان والدینشان برای مدت کوتاهی می‌ روند و سپس بر می‌ گردند، نوزادان شروع به یادگیری پایداری ابژه می‌ کنند. وقتی بچه ها بالغ می شوند، شروع به گذراندن دوره های طولانی تری دور از والدین خود می کنند.اختلال اضطراب جدایی و ترس از رها شدن در افرادی که به طور موفقیت آمیزی حس ثبات ابژه را ایجاد نکرده اند رایج است.  
روابط موضوعی

محور نظریه روابط ابژه ای و فواید آن

محور نظریه روابط ابژه، مفهوم تقسیم کردن افراد است که می‌ توان آن را به عنوان جداسازی ذهنی افراد به بخش‌ های خوب و بد توصیف کرد. نوزادان ابتدا در رابطه خود با مادر یا پدر، رابطه با دیگران را تجربه می کنند. به عنوان مثال چنین فکری در ذهن خود دارند: وقتی مادرم از من مراقبت می کند و نیاز های من را براورده می کند پس ادم خوبی است. اما اگر براورده نکند ادم بدی است. در این رابطه مطالعه مقاله استحکام رابطه والدین و فرزندان پیشنهاد می شود.
در ابتدا، این دو جنبه از مادر در ذهن نوزاد از هم جدا می شود و با درک بخش های خوب و بد خود، فرآیندهای مشابه دیگری رخ می دهد. اگر مادر بتواند به طور رضایت بخشی نیازهای نوزاد را برآورده کند (یا به زبان روابط ابژه اگر مادر به اندازه کافی خوب باشد)، کودک شروع به ادغام هر دو جنبه مادر با هم می کند و در نتیجه این توانایی تفکیک را در درون خود می کند.
اگر مادر و یا پدر نیازهای نوزاد را به طور رضایت بخشی برآورده نکند، نوزاد ممکن است جنبه های بد پدر و مادر خود را مدام در ذهنش تداعی کند و این می‌ تواند در روابطش با دیگران در آینده تاثیرگزار باشد. برای درک بهتر روابط بین فرزندان کلیک کنید.  

وجود مادر در روابط موضوعی

طبق نظریه روابط ابژه ای، نحوه تعامل مادران و نوزادان نقش مهمی در رشد و تکامل نوزاد دارد. اگر مراقبت از کودک کافی یا به صورت عالی باشد، کودکان می توانند خود واقعیشان را توسعه دهند، که بخشی از کودک خلاق و خود تکامل یافته است. اگر مراقبت ناکافی باشد، کودکان به جای خود واقعیشان، خود کاذب یا خودی را ایجاد می کنند که با نیاز های دیگران خود را وفق می دهند و مبتنی بر انطباق با انتظارات دیگران است. با گذشت زمان، مراقبت قابل قبول والدین که خود واقعی را ایجاد می کند شامل مراحل زیر است. برای درک بهتر موضوع مطالعه مقاله ملانی کلاین صاحب نظریه روابط موضوعی پیشنهاد می شود.

1-پدر، مادر و نوزاد، هر سه با هم زندگی می‌ کنند

پویایی‌ ها و تعاملاتی که کودک در رابطه با مادر و پدر تجربه می‌ کند، بر تجربه و انتظارات کودک از این که روابط خانوادگی بعدی در زندگی چگونه خواهد بود، تأثیر می‌ گذارد.

2-محافظت کردن از نوزاد

محبت فیزیکی واقعی و در آغوش گرفتن، شامل در آغوش گرفتن، دست گرفتن یا نشستن در دامان، رفتاری آشنا و منظم در مراقبت رضایت بخش والدین است. این‌ ها بعداً به‌عنوان حس محافظت روان‌ شناختی درونی می‌ شوند. در این رابطه مطالعه مقاله مراقبت از نوزاد یک ماهه خالی از لطف نیست.

3-زندگی مشترک مادر و نوزاد

تجربه مراقبت‌ های روانی و فیزیکی روزانه مانند غذا خوردن، نظافت و تعامل از طریق کار های روزمره برای رشد مناسب کودک مهم است. نظریه روابط ابژه ای معتقد است که مشکل در هر یک از این تجربیات مهم می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در ایجاد رابطه سالم در آینده شود.  

اهداف روان درمانی روابط ابژه ای

نظریه روابط ابژه ای از ایده‌ های متنوع و گاهی متناقض نظریه‌ پردازان مختلف، عمدتاً ملانی کلاین، رونالد فیربرن و دونالد وینیکات تشکیل شده است. هر یک از نظریه های آن ها بر پیوند مادر و نوزاد به عنوان یک عامل کلیدی در رشد ساختار روانی کودک در سه سال اول زندگی تأکید زیادی دارد. برای درک بهتر مطالعه مقاله انواع روابط پیشنهاد می شود.
درمان روابط موضوعی در کمک به افراد برای شناسایی و رفع نقص در عملکرد بین فردی و کشف راه هایی برای بهبود روابط با دیگران متمرکز شده است. یک درمانگر می تواند به افراد در درمان کمک کند تا درک کنند که چگونه روابط افراد دوران کودکی بر احساسات، انگیزه ها و روابط فعلی تأثیر می گذارد و به هر مشکلی که با آن مواجه می شود کمک می کند.
جنبه‌ هایی از خود که شکافته و سرکوب شده‌ اند می‌ توانند در طول درمان به خودآگاهی برسند و همچنین افراد قادر خواهند بود به جنبه‌ های خود بپردازند تا وجودی دلخواه را در درون خود پیدا کنند. یک درمانگر همچنین می‌ تواند به فرد کمک کند تا راه‌ هایی را برای ادغام جنبه‌ های «خوب» و «بد» افراد در درون ذهن مراجع کشف کند و به او کمک کند تا فرد بتواند دیگران را به ‌طور واقعی‌ تر ببیند. درمان اغلب می تواند به فرد کمک کند تا تعارض درونی کمتری را تجربه کند و بتواند به طور کامل با دیگران ارتباط برقرار کند.  
روابط موضوعی

تکنیک های روان درمانی روابط ابژه ای

بسیاری از تکنیک‌ های مورد استفاده در درمان روابط موضوعی شبیه به روش‌ هایی است که در درمان‌ های روانکاوی و سایر درمان‌ های روان‌ پویشی به کار می‌ روند. به عنوان مثال، در روانکاوی کلاسیک، دریافت اطلاعات از طرف مراجع به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، زیرا تصور می شود اطلاعات ارزشمندی در مورد فرد تحت درمان ارائه می دهد.
درمانگر این اطلاعات را بررسی می کند و مشکلات آن را می یابد و کمک می کند که مراجع دید بهتر و درست تری داشته باشد. در عوض، تعریف مراجع کننده از افراد نزدیکش اغلب به عنوان نشانه هایی از روابط جسمی و دفاعی در دوران کودکی در نظر گرفته می شوند که ممکن است ریشه مشکلات فرد در نظر گرفته شود.

مرحله اولیه درمان روابط موضوعی

در مرحله اولیه درمان روابط ابژه ای، درمانگر به طور کلی تلاش می کند تا از طریق گوش دادن و پذیرش همدلانه، دنیای درون، پیشینه خانوادگی، انواع ترس ها، امیدها و نیازهای فرد تحت درمان را درک کند. هنگامی که سطحی از اعتماد متقابل ایجاد شد، درمانگر ممکن است با هدف ارتقای خودآگاهی و درک بیشتر، فرد را در درمان کمک کند و دید و بینش جدیدی به آن ها بدهد.
در طول درمان ابژه ای، رفتار های فرد در طول درمان ممکن است به درمانگر کمک کند تا بفهمد که فرد چگونه دیگران را در محیط های مختلف می شناسد و درک می کند. از آن جایی که درمانگر احتمالاً به گونه‌ ای واکنش نشان می‌ دهد که بینش و دیدگاه مراجع را تقویت کند و به فرد کمک کند تا به آگاهی بیشتری دست یابد، ممکن است فرد از طریق فرآیند درمانی، توانایی ایجاد روابط ابژه ای سالم را تقویت کند که می‌ تواند به روابط خارج از محیط مشاوره منتقل شود.
موفقیت درمان روابط ابژه ای تا حد زیادی به ماهیت رابطه درمانی بستگی دارد. ممکن است لازم باشد درمانگران روابط ابژه ای ابتدا یک رابطه همدلانه و قابل اعتماد با مراجع برای درمان ایجاد کنند و محیطی را ایجاد کنند که در آن فرد احساس امنیت و درک کند.  

محدودیت های روان درمانی روابط ابژه ای

درمانگرانی که به تازگی به درمان روابط موضوعی می پرداختند به دلیل دست کم گرفتن مبنای بیولوژیکی برخی از شرایط، مانند اوتیسم، مشکلات یادگیری و برخی از اشکال  سایکوز یا روان‌پریشی مورد انتقاد قرار گرفتند. ارزش درمان روابط ابژه ای در درمان چنین شرایطی توسط بسیاری از متخصصان مورد بحث قرار گرفته است. نظریه پردازان مدرن رابطه ابژه ای عموما تشخیص می دهند که درمان به تنهایی برای برطرف کردن برخی مشکلات آن ها کافی نیست و انواع دیگر درمان و هم چنین حمایت دارویی ممکن است در برخی موارد ضروری باشد.
نوعی از درمان قطعی روان پویشی، درمان روابط ابژه ای معمولاً به تعهد زمانی طولانی تری نسبت به سایر اشکال درمانی نیاز دارد. اغلب ممکن است به جای چند ماه، سال ها طول بکشد. در حالی که این مدت زمان ممکن است برای پرداختن به برخی نگرانی‌ های گسترده، عمیق یا طولانی‌ مدت ضروری باشد، اشکال کوتاه‌ تر درمان ممکن است برای پرداختن به مسائلیکه اخیراً در زندگی فرد ایجاد شده یا مشکلات محدودتری هستند مناسب‌ تر باشد. درمان روابط موضوعی نیز به دلیل طولانی بودن می تواند بسیار پرهزینه باشد.

نتایج درمان روابط موضوعی

نتایج درمان ممکن است در برخی موارد مطلوب باشد، مانند زمانی که یک فرد اعتیاد یا شرایط دیگری را تجربه می‌ کند که ممکن است منجر به آسیب رساندن به خود یا دیگران شود. رویکرد غیر رهنمودی درمان روابط ابژه ای برای مقابله با چنین موضوعی کافی تلقی نمی شود. با این حال، هنگامی که علائم بحرانی برطرف شد، یک فرد ممکن است تصمیم بگیرد که در درمان روابط ابژه ای شرکت کند تا تعیین کند که چگونه روابط گذشته با افراد مهم ممکن است به نگرانی های فعلی کمک کند.  

سخن آخر در باره روابط موضوعی

نظریه روابط ابژه ای بر روابط درونی ما با دیگران متمرکز است. بر اساس این نظریه، مهارت‌ های روابط مادام‌ العمر ما به شدت ریشه در دلبستگی‌ های اولیه ما با والدین، به‌ ویژه مادرانمان دارد. ابژه به افراد یا اقلام فیزیکی اطلاق می شود که به صورت نمادین یک شخص یا بخشی از یک شخص را نشان می دهند. بنابراین، روابط ابژه، روابط درونی شده ما با افراد است. جنبه ای از تکامل نظریه روانکاوی فرویدی، نظریه روابط ابژه در اواخر دهه 1920 و 1930 توسعه یافت و در شکل گیری نظریه روانکاوی در دهه 1970 اهمیت یافت.
کارل آبراهام، مارگارت مالر و ملانی کلاین از جمله کسانی هستند که به پیدایش و پالایش آن نسبت داده شده اند. تئوری روابط ابژه ای گاهی اوقات در درمان فوبیا استفاده می شود، به ویژه آن هایی که بر روابط ما با مردم تمرکز دارند. برای کسب آگاهی بیشتر در این زمینه از مشاوره روانشناسی مشورت بخواهید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران