دروغگویی پاتولوژیک | دروغگویی مکرر و بدون انگیزه خاص
دروغگویی پاتولوژیک (PL) یک موضوع بسیار جنجال برانگیز است که هنوز هیچ اتفاق نظری در جامعه ی روانپزشکی در مورد تعریف آن وجود ندارد. دروغگویی پاتولوژیک با سابقه ی طولانی شاید به مدت تمام عمر دروغ گویی  مکرر مشخص می شود که هیچ انگیزه ی روانی ظاهری یا منفعت خارجی برای آن قابل تشخیص نیست. در حالی که دروغ های معمولی هدف دار هستند و برای به دست آوردن منفعت بیرونی یا اجتناب از مجازاتی گفته می شوند دروغ گوهای بیمارگونه اغلب بی هدف به نظر می رسند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این مشکل از مشاوره تلفنی فردی کلیک کنید.  

تماس با مشاور

دروغگویی پاتولوژیک و علائم آن

پزشک آلمانی آنتون دلبروک اولین کسی است که مفهوم دروغگویی پاتولوژیک را شناخته و توصیف کرده است. او مشاهده کرد که برخی از بیمارانش دروغ هایی می گویند که آن قدر غیرطبیعی و نامتناسب بود که مستحق یک دسته بندی خاص بودند. او متعاقبا این دروغ ها را به عنوان Pseu-dologia phantastica توصیف کرد.
با توجه به گفته های روان پزشکان و متخصصان سلامت روان در سراسر جهان ویژگی های مشابهی برای افرادی با این بیماری وجود دارد از جمله: دروغ گویی بیش ازحد که به راحتی قابل تایید است که نادرست است. عمدتا به هر شکل ظاهری برای برای دروغ گو مفید نیست و حتی شاید برای فرد دروغگویی ضررهایی نیز داشته باشد اما به هر حال در طول زمان بارها و بارها گفته شده است. حتی افراد سرشناس و موفق نیز از این رفتار مصون نیستند. به عنوان مثال پرونده معروف قاضی پاتریک کوونبرگ در کالیفرنیا که نه تنها به دلیل دروغگویی در مقام رسمی خود بلکه به دلیل دروغگویی به کمیسیونی که در حال بررسی او بود از سمت خود برکنار شد.  

میزان شیوع

در طول سال ها در مورد اپیدمیولوژی دروغگویی پاتولوژیک بسیار کمی نوشته شده است. اگرچه شیوع آن در جمعیت عمومی ناشناخته است. یک مطالعه روی 1000 مجرم مکرر نوجوان شیوعی نزدیک به 1% را نشان داد. کشف 22.4 بود. همین بررسی نشان داد که نسبت جنسی برابر است. ضریب هوشی متوسط ​​یا کمی کمتر از حد متوسط، با بهره هوشی کلامی به طور قابل توجهی بهتر از ضریب هوشی عملکرد. و سابقه ناهنجاری CNS در 40٪ موارد که با صرع، یافته های الکتروانسفالوگرافی غیرطبیعی، ضربه به سر یا عفونت CNS مشخص می شود. در این رابطه مطالعه مقاله نشانه های آدم دروغگو پیشنهاد می شود.
دروغگویی پاتولوژیک به دلیل مزمن بودن و فراوانی دروغ ها و عدم سود آشکار ناشی از آن ها مورد توجه قرار گرفته است. دروغ ها داستان هایی هستند که به راحتی قابل رد هستند که اغلب ماهیت خارق العاده ای دارند و ممکن است گسترده، مفصل و پیچیده باشند. اغلب به نظر می رسد که مرزهای بین داستان و واقعیت محو شده است. بزرگی، سنگدلی، یا پیامدهای رفتار دروغ ربطی ندارد.
حتی زمانی که به نظر می‌رسد انگیزه‌ای بیرونی برای دروغ‌ها وجود داشته باشد، دروغ‌ها به قدری نامتناسب با سود درک شده هستند که بیشتر مردم آن‌ها را بی‌معنا می‌دانند. چنین ویژگی‌هایی از PL باعث شده است که برخی از محققان به این نتیجه برسند که رفتار دروغگویی به خودی خود یک لذت است، 5 پاداش درونی معمولاً ناخودآگاه دروغگو است، برخلاف دروغ‌های معمولی، که پاداش مورد انتظار برای آن خارجی است. برای درک بهتر این موضوع مطالعه مقاله تاثیر دروغگویی بر زندگی مشترک  پیشنهاد می شود.  

جنجال پیرامون PL « روان پریشی آرزو! »

بحث بر سر توانایی دروغگویان بیمارگونه در تشخیص دروغ های خود به عنوان دروغ، این پدیده را برای دهه ها ادامه داده است. بخش جدایی‌ناپذیر این بحث، سردرگمی ناشی از پرسش‌هایی درباره توانایی یک دروغگوی بیمارگونه برای تفکر منطقی است. مشاهده شده است که دروغگویان بیمارگونه دروغ های خود را تا حدی باور می کنند که ممکن است این باور هذیانی باشد. در نتیجه، PL به عنوان "روان پریشی آرزو" نامیده می شود.
به علاوه، PL به عنوان تکانشی و برنامه ریزی نشده توصیف می شود. بی هدفی نسبی دروغ ها، از جمله مزایای نامشهود اتهامات نادرست یا خود متهم سازی، و ماهیت تکراری دروغ ها، علیرغم پیامدهای منفی برای شهرت و معیشت دروغگو، بیشتر به شک و تردید در مورد توانایی دروغگو در کنترل رفتار خود دامن می زند. از سوی دیگر، مشاهده شده است که به چالش کشیدن شدید و مداوم دروغگویان بیمارگونه ممکن است برای تشخیص روش درست برخورد با دروغگو کارساز باشد.

دروغ برای لذت

چنین ارائه ای با دیدگاه PL به عنوان یک خیال سازگار است. دروغ، رویایی که به عنوان واقعیت بیان می‌شود و صرفاً برای لذت دروغگو گفته می‌شود. اگرچه دروغ‌های فانتزی ممکن است به دروغگوی بیمار کمک کند از موقعیت‌های استرس‌زا زندگی فرار کند یا آسیب‌های رشدی را جبران کند، شواهدی وجود دارد که افراد مبتلا به PL «گناه» طبیعی نشان می‌دهند. پاسخ‌ها" هنگام دروغ‌گویی در طول آزمون تشخیص دروغ. شاید این تلاشی برای کاهش احساس گناه است که دروغ‌گویان بیمار را برمی‌انگیزد تا دروغ‌های خود را باور کنند و در نتیجه شکل عجیبی از پیوند دوگانه ایجاد می‌کند.
مشاهده بیشتر مبنی بر اینکه دروغگویان بیمارگونه معمولاً قضاوت درستی در مورد سایر موضوعات دارند و ارتباط مشاهده شده PL با سایر رفتارهای مجرمانه در تقریباً نیمی از موارد، از مفهوم آزمایش واقعیت دست نخورده پشتیبانی می کند. جرایم مرتبط با PL شامل دزدی، کلاهبرداری، جعل و سرقت ادبی است. با این حال، شایان ذکر است که برخی از دروغگویان بیمارگونه، حرفه ای های موفقی هستند که هیچ گونه سابقه عمومی جرم ندارند.  
دروغگویی پاتولوژیک

تشخیص های افتراقی

PL باید از سایر شرایط روانپزشکی که با فریب همراه بوده اند متمایز شود. این امر پیچیده است زیرا رفتارهای دروغگویی که PL را تقلید می کنند در اختلالات شخصیتی خاص و در اختلال ساختگی توصیف شده است. علائم اصلی این اختلالات شخصیت - ضد اجتماعی، مرزی، هیستریونیک و خودشیفتگی - اغلب آشکار است. برای مثال، جعل‌هایی که ممکن است در اختلال شخصیت مرزی  رخ دهد معمولاً ماهیت پیچیده، خارق‌العاده یا پیچیده‌ای که در PL دیده می‌شود، نیستند.

1-اختلال شخصیت مرزی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب فاقد هویت شخصی ثابت هستند، دیدگاه های متناقضی نسبت به خود دارند که اغلب متناوب می شوند، اغلب تهدیدهای نادرست می کنند و مستعد اتهامات نادرست بدرفتاری و یا رها شدن هستند. برعکس، دروغگویان بیمارگونه اختلالات شدید عاطفی یا رفتارهای خودکشی را که مشخصه BPD است نشان نمی دهند. در اختلال شخصیت ضداجتماعی، دروغ ها اغلب برای منفعت بیرونی است و سابقه اختلال سلوک در دوران کودکی برخلاف PL وجود دارد. علاوه بر این، رفتار دروغگویی در PL زمینه وسیع تری را نسبت به اختلال ساختگی پوشش می دهد، که در آن دروغ گفتن صرفاً به منظور ایفای نقش بیمار است.

2-سایر اختلالات مشابه

سایر شرایطی که ممکن است با PL اشتباه گرفته شود عبارتند از: مالنگرینگ، سندرم گانسر و کوفتگی. فانتزی‌های پیچیده و پیچیده‌ای که در PL دیده می‌شود در سندرم گانسر، جایی که دروغ‌ها به پاسخ‌های تقریبی محدود می‌شود، یا در سرگردانی  رخ نمی‌دهد، جایی که از جعل برای پوشاندن حافظه استفاده می‌شود. شکاف ها علاوه بر این، هیچ فراموشی مشتق شده ارگانیک در PL همانطور که در confabulation وجود دارد وجود ندارد. ویژگی‌ای که بدگویی را از PL متمایز می‌کند، انگیزه دروغ گفتن است.
انگیزه های بیرونی آشکار به تنهایی باعث ایجاد دروغ در بدگویی می شود، بر خلاف PL، که در آن انگیزه دروغ گفتن کمتر واضح است. هذیان ها را باید در تشخیص افتراقی در نظر گرفت زیرا گزاره های بحث برانگیزی مبنی بر اینکه دروغ هایی که در PL گفته می شود به اختلالات هذیانی می رسد. با این حال، برخلاف PL، هذیان ها دروغ های عمدی نیستند که برای فریب دادن گفته می شوند، بلکه باورهای ثابتی هستند که اتفاقا نادرست هستند. تاری واقعیت و تخیل که در PL اتفاق می افتد با اعتقاد مطلقی که در افراد مبتلا به هذیان رخ می دهد یکسان نیست.

3-ضعف ذهنی

هیلی در گزارش اصلی خود استدلال کرده است که PL واقعی در "عدم جنون قطعی، ضعف ذهنی یا صرع" رخ می دهد، نظری که نشان می دهد PL ثانویه به یک اختلال روانی دیگر نیست. این نظر عموماً پذیرفته نشده است. استدلال‌های متقابل بیان می‌کنند که PL همیشه ثانویه به یک اختلالات روانی قابل تشخیص است.

4-اختلال وسواس فکری

اگر PL نمی تواند به تنهایی یک موجودیت بالینی در نظر گرفته شود، با توجه به ماهیت تکانشی دروغ ها، آیا می توان آن را زیرمجموعه ای از طیف اختلال کنترل تکانه دانست؟ از سوی دیگر، آیا مشاهده این که دروغگویان بیمارگونه احساس می‌کنند مجبور به دروغگویی مکرر هستند، یا ابطال‌های وسواسی دارند ، در نظر گرفتن PL به عنوان یک اختلال وسواس فکری جبری را تضمین می‌کند؟ یک بررسی بحث برانگیزتر این است که آیا انواع فرعی از دروغگویی بیمارگونه وجود دارد که ممکن است در دسته خاصی از اختلالات هذیانی قرار گیرد - به ویژه در کسانی که آزمایش واقعیت مشکوک است.
با این حال، پیشنهاد این که PL یک اختلال سایکوز یا روان‌پریشی است، برای اکثر روان‌پزشکان مضحک به نظر می‌رسد، زیرا افرادی که PL را نشان می‌دهند اغلب در بسیاری از حوزه‌های زندگی روزمره به خوبی عمل می‌کنند. اگرچه علت PL ناشناخته است، ارتباط فزاینده ای با اختلال عملکرد CNS وجود دارد.  

پیامدهای دروغگویی پاتولوژیک

همه روابط دروغگو در خطر نابودی ناشی از عدم اعتماد و اعتبار است. شرم از تعامل اجتماعی یا رسمی با دیگران در جمع همسری که به طور مکرر دروغ می گوید، می تواند روابط را تحت تأثیر قرار دهد. در محل کار، از آنجایی که رفتار دروغگویی آنها برای همکارانشان به طور فزاینده ای آشکار می شود، دروغگوهای بیمارگونه در معرض خطر تحمل لطیفه های بی ادبانه، بیگانگی یا اخراج هستند. در موقعیت های بالینی، درمانگر وظیفه دشواری را بر عهده دارد که نه تنها بر انتقال منفی درمان یک دروغگوی همیشگی غلبه کند، بلکه بر ناامیدی ناشی از ندانستن کدام یک از اظهارات بیمار نیز صحت دارد.
اگرچه اکثر افراد مبتلا به PL ممکن است دلیلی برای درمان نداشته باشند و در واقع ممکن است به زندگی موفق و سازنده ادامه دهند، غیر معمول نیست که دروغ های آن ها از طریق درگیری با قانون یا سایر مقامات، آن ها را با عواقب نامطلوب مواجه کند. به عنوان مثال، یک اتهام نادرست بی هدف، ارائه شناخته شده PL، یک رفتار مجرمانه است که ممکن است دروغگوی بیمارگونه تحت تعقیب قرار گیرد.
این نوع اتهامات نادرست را باید از اتهامات نادرست برای اهداف انتقام جویی یا آن هایی که ممکن است در هیستری جمعی رخ دهد (مثلاً پدیده جادوگری سالم) که در آن یک ایده نادرست اضطراب شدید ایجاد می کند که به سرعت گسترش می یابد و ممکن است به اتهامات بی اساس منجر شود متمایز شود.  
دروغگویی پاتولوژیک

درمان دروغگویی پاتولوژیک

در مورد گزینه های درمانی موجود برای درمان PL تحقیقات ضعیفی انجام شده است. روش درمانی که عمدتاً در ادبیات مورد بحث قرار می گیرد، روان درمانی است. با این حال، هیچ مطالعه سیستماتیک در مورد اثربخشی روان درمانی در درمان PL و هیچ بحثی در مورد دارو درمانی یا هر نوع مداخله دیگری وجود ندارد. ممکن است زیرمجموعه ای از دروغگویان بیمارگونه وجود داشته باشند که گزینه های دارویی ممکن است به کاهش تکانش گری یا اجبارهای مرتبط با میل به دروغگویی کمک کنند.
علاوه بر این، بررسی بیشتر ناهنجاری های CNS ممکن است به مداخلات درمانی دیگر منجر شود. با این حال، برای شروع کامل کاوش گزینه های درمانی برای PL، ابتدا باید به عنوان یک موجودیت تشخیصی شناخته شود. PL در حال حاضر به عنوان یک علامت شایع اما غیر ضروری اختلال ساختگی وجود دارد. مانند سایر شرایط پزشکی یا روانپزشکی، معمولاً تأکید بر درمان بیماری به عنوان یک کل است و لزوماً درمان علائم فردی آن نیست. بنابراین، PL باید به عنوان یک نهاد تشخیصی برای تشویق تحقیقات در مورد درمان آن شناخته شود. عواقب احتمالی PL برای دروغگو شدید است.  

مسائل قانونی حول محور دروغگویی پاتولوژیک

شاید در عرصه روانپزشکی قانونی است که نیاز به تعریف واضح PL بسیار ضروری است. سؤال فوری در این تنظیمات حول محور صلاحیت دروغگوی بیمارگونه برای محاکمه می چرخد. معیارهای صلاحیت برای محاکمه عبارتند از توانایی همکاری با وکیل خود برای رویارویی با متهمان. متهمی که مکرراً و مکرراً به وکیل خود دروغ می گوید، در نهایت وکیل را گیج می کند و تدوین یک استراتژی دفاعی صحیح را دشوار می کند. در این رابطه مطالعه مقاله همسر دروغگو نیز پیشنهاد می شود.
مشکل دیگر، خطر متهم شدن دروغگوی بیمارگونه به شهادت دروغ در هنگام ادای سوگند است. در مورد قاضی کوونبرگ، کمیسیون عملکرد قضایی ایالت کالیفرنیا خاطرنشان کرد که او شرایط روانی ندارد که رفتار او را توجیه یا کاهش دهد. کمیسیون به این نتیجه رسید که صرف وجود یک علامت بدون هیچ گونه اختلال روانی پیامد قانونی کمی دارد. ساده تر است که بگوییم PL یک توهم نیست تا اینکه بگوییم دروغگویان بیمار همیشه بر دروغ های خود کنترل دارند.
کوپن مشاهده کرد که دروغ در نهایت بر دروغگوی بیمارگونه قدرت می بخشد، بنابراین تسلط بر دروغ های خود از بین می رود. علاوه بر این، PL یک کیفیت اجباری یا تکانشی دارد. آیا می توان گفت که در برخی موارد رفتار دروغ گویی غیرقابل کنترل بوده است؟ چنین نتیجه‌گیری، هنگامی که با شواهد اخیر در مورد ناهنجاری‌های احتمالی CNS در PL ترکیب شود، در مورد میزان مسئولیت دروغگویان بیمارگونه که دروغ‌های آنها منجر به رفتار مجرمانه می‌شود، تردید ایجاد می‌کند.  

سخن آخر درباره دروغگویی پاتولوژیک

PL شکل خاصی از دروغگویی است که در تعریف محدود و در ارائه آن پیچیده است. نادر بودن ظاهری آن ممکن است نتیجه عدم آگاهی پزشکان از این پدیده باشد. متأسفانه، این امر به طور دوره ای برای دروغگوی بیمارگونه سختی قابل توجهی ایجاد می کند. روانپزشکانی که با دروغگویان آسیب شناسی مواجه می شوند باید یک ارزیابی بالینی کامل را انجام دهند و یک تاریخچه طولانی از دروغ های خود به ویژه از طریق اطلاعات جانبی از بستگان، دوستان و کارفرمایان به دست آورند. علاوه بر درمان روان درمانی، روانپزشکان باید تحقیق در مورد سودمندی دارودرمانی برای رفتارهای تکانشی یا اجباری در این بیماران را در نظر بگیرند. در صورت نیاز به آگاهی بیشتر در این زمینه با مشاوره روانشاسی حامی هنر زندگی تماس بگیرید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران