خشونت جنسی چیست؟ | مصادیق آن و راه هایی برای مقابله


خوشحال می شویم برای دیدن ویدیوهای مرتبط با خشونت جنسی پیج اینستاگرام دکتر فرزاد طباطبایی را دنبال کنید.


خشونت جنسی مشکلی همیشگی و جهان شمول است که در تمام ادوار تاریخ، بشر و زندگی او را درگیر خود کرده است. امروزه با افزایش دانش بشر در زمینه های مختلف می توان در حل این معضل نیز کوشید. البته این آرزو بزرگ تلاش همگانی انسان ها را در جهت متوقف کردن هر گونه خشونتی در هر سطحی می طلبد که کاری سخت اما امکان پذیر است. هدف از این مقاله بررسی پدیده خشونت جنسی، انواع و راه های مقابله با آن است.

تماس با مشاور

خشونت

در ابتدا بهتر است تا با آسیب و معضل اصلی، یعنی خود پدیده خشونت آشنا شد؛ چرا که درمان اصلی را باید برای این معضل در نظر گرفت. تعاریف زیادی برای این پدیده شایع وجود دارد ولی طبق نظر سازمان بهداشت جهانی، آن را می توان به این صورت تعریف کرد: " استفاده عامدانه از نیرو فیزیکی، اعمال اجباری قدرت، تهدید و یا اقدام واقعی علیه خود، دیگران، علیه گروه و یا جامعه، که در نتیجه آن آسیب، خسارت، مرگ، ناهنجاری و یا محرومیت به بار بیاید."
از دید اسلاوی ژیژک، فیلسوف معروف اسلوانیایی، خشونت سه چهره اصلی دارد: چهره اول آن کنش گرانه و شامل جنایت و ارعاب است. چهره دوم کنش ‌پذیرانه و شامل نژادپرستی، نفرت ‌پراکنی و انواع تبعیض می شود و در نهایت چهره سوم خشونت، سیستمی؛ که شامل سطوح حکومتی و دولتی یک جامعه است.

اینفوگرافیک خشونت جنسی چیست؟

اینفوگرافیک خشونت جنسی چیست؟

انواع خشونت

دسته بندی های فراوانی برای انواع خشونت قابل ارائه هستند. در زیر به تعدادی از مهم ترین آن ها اشاره شده است. این دسته از خشونت ها عبارتند از:

1-خشونت خود محورانه

در این نوع از خشونت، مرکز اصلی دریافت خشونت خود فرد می شود. رفتار هایی نظیر اقدام به انواع خود آزاری ها، اعمال خشونت کلامی نسبت به خود و اقدام به خودکشی مصداق های خشونت خود محورانه هستند. در صورتی که نشانه هایی از خودآزاری در خود می بینید لازم است به متخصصان روانشناسی مراجعه نمایید. برای کسب آگاهی بیشتر از مشاوره فردی تلفنی کلیک کنید.

2-خشونت بین فردی

وقتی از خشونت میان فردی صحبت به میان می آید ابتدا باید دانست که این نوع از خشونت در چه بستری رخ می دهد؛ بستر خانواده و یا بستر جامعه. خشونت خانوادگی به معنای وجود خشونت به مقدار زیادی در بین اعضا یک خانواده است درحالی که در خشونت اجتماعی به طور کلی خشونت در خارج از محیط خانواده و بین افرادی که ارتباطی با یکدیگر ندارند، یا ممکن است یکدیگر را بشناسند رخ می‌ دهد.

3-خشونت جمعی

خشونت جمعی به سه دسته سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم می شود. خشونت جمعی در جهت انجام یک دستور کار و یا هدف مشخص اجتماعی است؛ نظیر جنایات جنگی و نژادی که از سوی گروه هایی سازمان یافته، اقدامات تروریستی و خشونت اوباش صورت می گیرد. در خشونت مالی و اقتصادی حملات گروه ‌های بزرگ ‌تر با انگیزه اقتصادی و منافع مالی صورت می گیرد؛ مانند حملات صورت گرفته با هدف اخلال در فعالیت‌ های اقتصادی و یا وضع تحریم های اقتصادی، ممانعت از دسترسی به خدمات ضروری مادی، و البته تقسیم اقتصادی نامتوازن.

4-خشونت خانگی

خشونت های خانگی مجموعه ای تکرار شونده از رفتار هایی هستند که موجب ارعاب، تحقیر، کنترل، منزوی سازی، اجبار، تهدید، سرزنش و آسیب به افراد یک خانواده اغلب توسط یک عضو آن می شود. طیف رفتاری خشونت خانگی می تواند شامل فعالیت های فیزیکی، روانی، جنسی، اقتصادی و عاطفی باشد.

5-خشونت جنسی

خشونت جنسی به هرگونه فعالیت جنسی بدون رضایت و میل شخص، که باعث بروز احساس ناراحتی، ترس و وحشت در فرد بشود و همچنین در زیر گروه تجاوز جنسی قرار بگیرد، گفته می شود. تجاوز جنسی خود نیز دارای طیف گسترده ای است که بخش فیزیکی آن تنها بخشی کوچک است و به هیچ عنوان محدود به فعالیت فیزیکی جنسی نمی باشد.  
 خشونت جنسی

علل خشونت جنسی

پدیده خشونت یک پدیده تدریجی است؛ بنابراین ریشه های آن به طور ناگهانی سبب بروز رفتار های خشونت آمیز نمی شوند. تعدادی از عوامل بروز خشونت که در زیر به آن ها اشاره شده است عبارتند از:

1-عوامل روانی

بسیاری از نظریه پردازان و متخصصین با ارائه نظریه های متنوع روان شناختی و اجتماعی، خشونت و پرخاشگری ناشی از آن را برخاسته از غریزه، سرکوب شدید امیال و نیاز ها، کاهش تنش های درونی، جبران کمبود ها و ناکارآمدی ها و البته امری آموختنی از جامعه تبیین می کنند.عوامل شناختی احتمال بروز خشونت در افراد با 4 مولفه شناختی در ذهن ارتباط دارد. این مولفه ها عبارتند از: انتظار، مسئولیت پذیری، انگیزه و عدالت گرایی

2-عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی ناکامی و تحریک مستقیم از جمله عوامل اجتماعی هستند که احتمال بروز خشونت را افزایش می دهند. در بررسی جنبه اجتماعی ناکامی، خشونت و پرخاشگری همواره نتیجه ناکامی بوده است. در بررسی تحریک مستقیم، اگر فرد مورد سوء استفاده و بد رفتاری های جسمی و روانی قرار بگیرد، مولفه خشونت به تدریج در او شکل می گیرد و سپس او به اعمال پرخاشگرانه روی می آورد.
با شروع خشونت و پرخاشگری در او،  نقش ارکان های اجتماعی در تشدید خشونت او پررنگ تر می شود. در واقع او با استفاده از یادگیری خشونت تصویری، کلامی و فیزیکی جامعه خود، حجم بیشتری از بنزین خشونت را در خود انباشته می کند که تنها با جرقه ای کوچک قابل منفجر شدن است.

3-عوامل محیطی

عواملی نظیر ترافیک، شلوغی، آلودگی های صوتی، هوایی و محیطی از جمله عواملی اند که زمینه بروز خشونت را در فراد فراهم می کند. عواملی نظیر برانگیختگی جنسی و انواع درد های جسمی نیز می توانند شرایط بروز خشونت توسط افراد را تشدید کنند.

4-عوامل زیستی

عواملی نظیر واثت، عدم تعادل هورمون ها و آنزیم ها، استفاده از برخی مواد افیونی، وجود بیماری هایی مزمن نظیر میگرن و..، از جمله عوامل زیستی هستند که خشونت و پرخاشگری افراد را افزایش می دهند.  

خشونت جنسی

‌با اینکه خشونت جنسی اغلب به‌ عنوان شکلی فیزیکی و افراطی از خشونت جنسیتی تعریف شده است، ولی طیفی وسیع از رفتار ها می توانند شامل خشونت جنسی باشند. باید توجه داشت با اینکه پدیده خشونت جنسی اغلب به‌ وسیله رفتار های کلامی و فیزیکی بیان می ‌شود، اما عنصر مهم خشونت جنسی، وجه ذهنی آن است. در وجه ذهنی خشونت جنسی، توازن نا برابر قدرت و کنترل بین متجاوز و قربانی ساخته می شود. در واقع متجاوز از این عدم توازن قدرت سوء استفاده می‌ کند تا قربانی مجبور به پذیرش تسلط او بشود.
به هر نوع رفتار جنسی است که از روی عمد و همراه با زور، بی ‌رضایتی و خارج از روابط متعارف علیه یک شخص به خاطر جنسیتش صورت بگیرد، خشونت جنسی یا جنسیتی می گویند. متاسفانه با اینکه اکثر قربانیان و بازماندگان خشونت های جنسی‌ و جنسیتی دختران و زنان یک جامعه هستند، ولی‌ پسران و مردان نیز می توانند از انواع خشونت جنسی‌ و جنسیتی آسیب های گسترده ای را دریافت کنند.

مصادیق خشونت جنسی

  • قرار دادن دست، زبان، دهان، آلت تناسلی یا اشیاء بر روی اندام تناسلی و مقعد فرد بدون رضایت او
  • لمس، نوازش، بوسیدن و هرگونه تماس اجباری فیزیکی با بدن فرد
  • اجبار به انجام آمیزش جنسی
  • اجبار به استمناء و یا ارضاء جنسی
  • اجبار به نگاه کردن به مطالب صریح جنسی و یا گرفتن عکس های جنسی
  • انجام معاینات غیر ضروری توسط پزشک، پرستار و سایر متخصصان مراقبت های بهداشتی

خشونت در روابط زناشویی

یکی از مهم ترین و اصولی ترین روابط پایه ای هر خانواده ای، روابط خانوادگی است. روابط زناشویی نیز اولین دسته از این روابط هستند که شالوده زندگی اعضا خانواده وابسته به آن است. حال اگر پایه روابط زناشویی یک خانواده بر اساس خشونت بنا شده باشد، خشونت به تمام وجوه زندگی اعضا خانواده وارد می شود و آن را تحت الشعاع قرار می دهد. خشونت جنسی نمونه بارز و پررنگی از همسرآزاری خشونت هایی است که در روابط زناشویی دیده می شود.
آزار و اذیت فیزیکی تنها یک نمونه از خشونت علیه زنان در روابط بین زوجین است. اقدام به توهین، ایجاد ارعاب، منزوی سازی، اقدامات کنترل گرانه، تلاش برای محروم کردن همسر از حق تحصیل و یا کار و تصمیم گیری به جای زن، همگی از مصداق‌ های خشونت علیه زنان هستند. افرادی که مبتلا به اختلالات روانی و انحرافات جنسی، به خصوص از نوع سادیسم باشند، احتمال اینکه در رابطه جنسی با همسر خود خشونت جنسی را به کار ببرند بالا تر است.  
 خشونت جنسی

اشکال خشونت جنسی

یکی از انواع خشونت که به دلیل ملاحظات فرهنگی و اجتماعی کم تر مورد برسی و توجه قرار گرفته است، خشونت جنسی علیه دختران و زنان است. این نوع از خشونت، زندگی و روابط بین زوجین را تحت الشعاع قرار داده و اثرات نامناسب گوناگون و قابل توجهی را بر فرزندان به جای می گذارد. در روابط زناشویی خشونت جنسی می تواند اشکال مختلفی را داشته باشد. تعدادی از این اشکال عبارتند از:

1-خشونت جنسی | ختنه زن 

در این نوع از خشونت قسمتی و یا قسمت هایی از دستگاه تناسلی زنان، با اهدافی غیر پزشکی، بریده و یا برداشته می شود. پیامد های این عمل بر روی سلامت روانی و جسمی زنان بسیار منفی و خطرناک است. به نظر می رسد که این نوع از خشونت ریشه های باستانی دارد و از قاره آفریقا به مناطق دیگر جهان گسترش یافته است.
باید توجه داشت که انجام این عمل در زنان به همراه خود انواع عفونت ها را دارد چرا که هر کدام از این نواحی نقشی مهم در مبارزه با انواع میکروب ها و بیماری ها دارند. همچنین ناقص سازی آلت تناسلی زنانه منجر به درد بسیار زیاد در آن ها در حین آمیزش جنسی می شود. برای آگاهی بیشتر درباره ختنه زنان و عوارض آن کلیک کنید.

2-خشونت جنسی | ازدواج تحمیلی

این خشونت تعاریف مشخصی را در بر دارد؛ اجبار و یا تحت فشار قرار دادن یک و یا دو نفر از طرفین برای امر ازدواج. در ازدواجی که تحمیلی است، دختر و یا پسر توسط افراد دیگری نظیر والدین، سرپرست، اعضا فامیل و... همراه با خشونت های تهدید و ارعاب زا و یا مشوق های مادی، قطع امکانات قبلی، مجبور به ازدواج با شخصی که تمایلی ندارند، می شوند. البته باید توجه کرد ازدواج اجباری با ازدواج سنتی، که در آن آشنایی دختر و پسر به وسیله دوست یا اعضای خانواده است ولی ازدواج با رضایت زوج صورت می‌گیرد تفاوتی آشکار دارد. برای آگاهی بیشتر درباره ازدواج اجباری و پیامد های آن کلیک کنید.

3-خشونت جنسی | خشونت ناموسی

اسم دیگر این نوع خشونت به خشونت حیثیتی معروف است چراکه به نظر می رسد این نوع از خشونت برای دفاع از آبرو و حیثیت اجتماعی از سوی افراد بروز می کند. در واقع افرادی که مرتکب خشوت ناموسی می شوند، خود به نوعی قربانی فشار اجتماعی ناشی از نظرات جامعه می شوند و برای ادامه زندگی در جامعه خود متوسل به خشونت حیثیتی می شوند.
بسیاری از افراد به اشتباه گمان می کنند که ریشه خشونت ناموسی در ادیان و سنن است، در حالی که با بررسی اصول ادیان این مسئله رد می شود. مشکل از چیزی به نام عرف و یا فرهنگ شروع می شود که اگر بر پایه الگو های نادرستی ساخته شود، انسان های نادرستی را نیز تربیت می کند. آزادی زنان در خانواده در این گونه جوامع کاملا از بین می رود.

4-اجبار به روسپی گری

روسپی گری یکی از قدیمی ترین معضلاتی است که تمام جوامع دنیا، فارق از نوع حکومت، را درگیر کرده است و متاسفانه امروزه به صنعتی پولساز، به خصوص با ساخت و توسعه شبکه های اجتماعی متنوع، تبدیل شده است. آمار دریافت کنندگان خدمات این نوع تجارت نیز خود معضلی بزرگ تر است؛ چرا که بیشترین این افراد را مردان متاهل تشکیل داده اند.
یکی از انواع خشونت که از هر کدام از اعضا خانواده نسبت به دیگر اعضا می تواند اعمال شود، اجبار آن ها به سوی روسپی گری است. باید دانست که روسپی گری و تن فروشی زنان همانند اعتیاد، سراب هایی هستند که انسان ها را با امید رفع نیاز ها به سوی خود از این سمت به آن سمت می کشند و او را به ناتوان ترین حالت خود می رسانند.

5-آزار و اذیت جنسی

شناخته شده ترین نوع خشونت جنسیتی، آزار و اذیت جنسی است. به هر نوع رفتار جنسی که بر خلاف میل قربانی و با اعمال اجبار و آزار از سوی متجاوز باشد، آزار جنسی می گویند. دختران و زنان بیشترین بخش قربانیان تجاوز را تشکیل می دهند. البته می توان تبعیض و نابرابری جنسیتی که در محیط های مختلف شغلی، تحصیلی و...، رخ می دهند را نیز به نوعی آزار جنسی دانشت که البته با تجاوز فرق دارند. به عنوان مثال متلک گویی های جنسیتی به نوعی آزار جنسی است؛ در حالی که ممکن است به برخورد فیزیکی همراه نباشد.
تجاوز جنسی در روابط زناشویی نیز رخ می دهد اما مشکلی که بیشتر این مسئله و پیامد های آن را برای قربانیان تلخ تر می کند، عدم توجه ارکان های حقوقی و قانونی جوامع به این معضل زناشویی است. می توان گفت تا قبل از قرن کنونی، هیچ کشوری به طور جدی به آسیب شناسی این معضل و تعیین مجازات کیفری برای آن اقدام نکرده بود.  

جلوگیری از خشونت جنسی

با توجه به افزایش بحران خشونت جنسی و تجاوز، به نظر می رسد علاوه بر مقابله قانونی با این دسته از جرائم باید از روش های پیشگیرانه نیز استفاده کرد؛ چراکه متاسفانه اغلب مشکلات به دلیل عدم جلوگیری از این دسته از خشونت ها است. برای آگاهی بیشتر در این زمینه مطالعه مقاله پیشگیری از خشونت خانگی توصیه می شود.
  • عدم سرزنش قربانی
  • سعی در ایجاد فرهنگ توافق جنسی در جوامع
  • عدم سکوت در مقابل این دسته از جرائم
  • تعریف مجدد و صحیح از مردانگی و هویت یک مرد
  • عدم شوخی و جوک سازی با جرائم جنسی
  • آسیب شناسی درست و تخصصی جرائم جنسی، مجرمین و قربانیان
  • آموزش مناسب و درست افراد در نهاد های آموزشی
  • گفت و گو با قربانیان این دسته از جرائم و تلاش برای توانمند سازی مجدد آن ها
  • جنسیت زدایی و سن زدایی این دسته از جرائم سنی
 

سخن آخر درباره خشونت جنسی

خشونت به هر نوع و سبکی که باشد خارج از رفتار انسانی است و نه تنها در همان لجظه موجب آسیب های جسمی به قربانی خواهد شد، بلکه در روج و روان افراد تاثیر گذار است. در صورتی آسیب های روانی خشونت درمان نگردد موجب مشکلات رفتاری در آینده خواهد شد. برای کسب آگاهی بیشتر در این زمینه مشاوره روانشناسی مرکز حامی هنر زندگی آماده پاسخگویی به سوالات شما است.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران