مشاوره خانواده تلفنی و آنلاین | مرکز مشاوره تلفنی خانواده

آیا مشاوره تلفنی خانواده و مشاوره گرفتن در مورد مشکلات و مسائل خانوادگی نیاز است یا نه؟ در هنگام برخورد با هر مشکل خانوادگی نیاز به مشاوره خانواده داریم؟ آیا مشاوره تلفنی خانواده در حل کردن مشکلات خانواده کمک می کند یا بی اثر است؟ گاه خانواده ها در زندگی با مشکلاتی مواجه می شوند که برای حل کردن آنها، با افراد با تجربه و سن بالای خانواده خود به اصطلاح ریش سفید خانواده مشورت می کردند. با توجه به تغییر سبک زندگی و نیاز هایی که زندگی امروزه می طلبد. امروزه خانواده ها با مشکلات پیچیده تری مواجه هستند و برای حل این مشکلات نیاز به مشاوره با یک متخصص دارند.

 


برای دریافت مشاوره خانواده می توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی تلفنی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت از کل کشور با شماره 9099075228 و از تهران با شماره 9092305265 تماس بگیرید.

 

مشاوره خانواده | مشاوره تلفنی خانواده

مشاوره خانواده

مشاوره خانواده و مشاوره تلفنی خانواده طیف وسیعی را در برمی گیرد. استفاده از مشاوره خانواده علاوه بر کمک در حل مشکلات خانوادگی می توانید در بالا بردن مهارت ما در زندگی به عنوان فردی در خانواده بسیار موثر باشد. از جمله مباحث مطرح شده در زمینه مشاوره خانواده می توان به مشاوره پیش از ازدواج، مشاوره دوستی بین دختر و پسر، مشاوره دوستی‌های پیش از ازدواج، مشاوره دوران نامزدی، مشاوره همسرگزینی، مشاوره همسریابی، مشاوره ازدواج، مشاوره عقد و مهریه، مشاوره زندگی مشترک، مشاوره جنسی، مشاوره زناشویی، مشاوره دوران بارداری، مشاوره نوزاد و نوباوه، مشاوره کودک، مشاوره یادگیری کودک، مشاوره بازی کودک، مشاوره تربیت کودک، مشاوره نوجوان، مشاوره بلوغ و رشد، مشاوره جوان، مشاوره خانواده تلفنی، مشاوره طلاق، مشاوره خیانت، مشاوره چندهمسری و .... اشاره داشت. شما عزیزان می توانید از خدمات مشاوره حضوری و تلفنی خانواده مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی برخوردار شوید. 

برتری مشاوره خانواده تلفنی نسبت به مشاوره خانواده حضوری

امروزه بسیاری از خانواده ها برای مشاوره خانواده حضوری به مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی مراجعه می کنند ولی  چند مشکل برای مراجعه به مراکز مشاوره روانشناسی وجود دارد. برای مراجعه حضوری مشاوره خانواده مخاطبان باید از قبل به مراکز مراجعه کنند، وقت قبلی بگیرند و در لیست انتظار بمانند تا زمانی که نوبتشان بشود. در این سیکل در بسیاری از موارد، شاهد بوده ایم زمانی که نوبت بعضی از مخاطبان می رسید کار از کار گذشته و مشکلاتشان به مرحله بحرانی رسیده است.

 

دسترسی به مشاوره خانواده از تمامی نقاط کشور

مشاوره خانواده

یکی از بزرگترین مزیت های مشاوره خانواده تلفنی ، دسترسی آن برای تمام مردم کشور می باشد. در بسیاری از شهر های کوچک و روستاها مشاوره خانواده خوب وجود ندارد و دسترسی به یک مرکز مشاوره خانواده خوب برای آنها بسیار مشکل است، لذا بسیاری از مردم نمی توانند از یک مشاوره روانشناسی خوب بهرمند شوند. همچنین در شهر های بزرگ بسیاری از افراد به دلیل مشغله زیاد خود نتوانند به یک مرکز مشاوره خانواده خوب مراجعه کنند به همین دلیل مشاوره خانواده تلفنی و مشاوره روانشناسی تلفنی می تواند یک بستر مناسب برای حل این مشکل باشد تا تمامی مردم بتوانند به راحتی در هر جایی هستند، به راحتی با متخصصان مجرب ارتباط برقرار کنند و از خدمات مشاوره خانواده تلفنی بهرمند شوند.

 

چرا مشاوره تلفنی خانواده ؟

در دنیای تخصص گرای امروز دسترسی به مشاوران خوب بسیار مشکل می باشد. چرا که جمع آوری مشاوران متخصص در یک مرکز برای مشاوره حضوری فضای بسیار زیادی را نیازمند است، در حالی که از توان مراکز مشاوره روانشناسی خارج می باشد (به همین علت است که برای مشاوره حضوری نوبت دهی می شود). در حالی که زمانی که متخصصان، مشاوره تلفنی می دهند به فضای بسیار زیادی برای مشاوره نیاز ندارند و تمامی متخصصان در زمینه های مختلف می توانند در یک مرکز حضور یابند. به همین دلیل فرد هر زمان که به مشاوره تلفنی نیاز پیدا کند می تواند با مرکز مشاوره تلفنی خانواده تماس برقرار کند تا اپراتور او را به متخصص مربوطه وصل کند و بتواند مشکلش را مطرح کرده و در صدد حل آن برآید. در صورتی که موضوع او به تخصص دیگری نیاز داشت بدون نیاز به این که مخاطب به صورت حضوری مراجعه کند، به مشاور دیگر وصل شده تا بتواند پاسخ مناسب سوال خود را دریافت کند.

 

چرا مشاوره تلفنی خانواده هنر زندگی

هنر زندگی تنها مرکز مشاوره تلفنی خانواده مورد تایید خانه روانشناسان می باشد که با بهره مندی از کادری مجرب و متخصص در زمینه های متخلف آماده پاسخگویی به تمامی سوالات مشاوره خانواده شما می باشند. درمانگران حاضر در مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه های تهران و روانشناسان برتر تهران می باشند.

 

خدمات مرکز مشاوره تلفنی خانواده هنر زندگی

مرکز مشاوره تلفنی خانواده هنر زندگی با بهره مندی از کادر مجرب خدمات خود در زمینه مشاوره تلفنی خانواده با موضوعاتی شامل مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره دوستی دختر و پسر،  مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره دوستی‌های پیش از ازدواج، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره دوران نامزدی، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره همسرگزینی، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره همسریابی مشاوره خانواده تلفنی با موضوع مشاوره ازدواج، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره عقد و مهریه، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره زندگی مشترک، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره جنسی، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره رابطه زناشویی، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره دوران بارداری، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره نوزاد و نوباوه، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره کودک، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره یادگیری کودک، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره بازی کودک، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره تربیت کودک، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره نوجوان،مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره بلوغ و رشد،مشاوره خانواده تلفنی با موضوع مشاوره جوان، مشاوره تلفنی خانواده با موضوع مشاوره خانواده تلفنی، مشاوره خانواده تلفنی با موضوع مشاوره طلاق،مشاوره خانواده تلفنی با موضوع مشاوره خیانت همسر ،مشاوره خانواده تلفنی با موضوع مشاوره چندهمسری و .... ارائه می دهد.

برای دریافت مشاوره خانواده می توانید با مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی تلفنی هنر زندگی از طریق تلفن ثابت از کل کشور با شماره 9099075228 و از تهران با شماره 9092305265 تماس بگیرید.

 

کلمات کلیدی :
مقالات مرتبط
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.
    • مهمان
      مهمان   1397/01/08 - 21:42:17

      با سلام نزدیک 2سال ازدواج کردم .ازدواجی با عشق و علاقه،همسرم فردی مهربان و فعال و البته حساس است تنها عیبی که داره اینه که با کارش ازدواج کرده .کارش شده هوی من.اون شغل بازاریه.از ساعت حدود 8ونیم صبح میره تا ساعت 11یا 11ونیم شب.وقتی میاد هر چند اخلاق خوبش همیشه هست ،و سعی میکنه با وجود خستگی آرامش رو بهم بده اما من دوست دارم بیشتر وقتش پیشم باشه .بهش میگم کمتر کار کن به فکر سلامتیت باش.هرچند حرفمو ظاهرا قبول میکنه اما انگار نمیتونه بیشتر تو خونه بمونه فکرش تو کسب و کاره.

      • آشنا
        آشنا   1397/02/28 - 13:50:17

        سلام متاسفانه مشاغل آزاد و بازاری همواره دارای ساعت کار بالا هستند. معمولا کسانی که شغل آزاد هستند خو با تکنیک های مدیریت زمان آشنا می باشند همانند استخدام یک کمک دست و یا کم کردن ساعت فعالیت مغازه با توجه به پیک ازدحام مشتری و ... . اما وقتی شخصی با آگاهی از این موضوعات و بدون نیاز مالی تمایلی به این کار ندارد دلیل مهم برای خود دارد که ممکن است این دلیل در ناخود آگاه او شکل گرفته باشد و خودش متوجه این رفتارش نشود. علاقه شدید به کار و یا کسب پول بیشتر و ...زمانی که از حد خارج شود، تبدیل به یک اختلال شده و شخص نا آگاهانه به سمت فعالیت بیشتر سوق پیدا میکند و علارغن علاقه به خانواده کمتر برای آنها وقت میگذارد. که این امر منجر به کاهش کیفیت زندگی شده و نارضایتی خانواده را به دنبال خواهد داشت و ممکن است آثار سو تربیتی برای فرزندان در پی داشته باشد. برای رفع مشکل خود توصیه می کنیم که حتما به یک مشاوره روانشناسی مراجعه کنید تا بتوانید مشکل خود را ریشه یابی و حل کنید

    • مهمان
      مهمان   1397/01/11 - 06:09:32

      سلام لطفا کمکم کنید من 20 سالمه شوهرمم 28 سالشه که هفت ماهه ازدواج کردیم که از همون روز اول دعواهای ما شروع شد و گفت من دیگه خونه بابات نمیام الان با خانوادم قطع رابطه کرده میگه هر وقت خاستی تو رو میبرم ولی خودم نمیام منم گفتم اشکال نداره تا عید درست میشه اما الانم میگه نمیام که باز باهم دعوا کردیم میگه حرفایی که خانوادت گفتن یادم نمیره تو رو خدا کمکم کنین چیکار کنم که با هم اشتی کنن خیلی عذاب میکشم

      • آشنا
        آشنا   1397/02/28 - 13:42:05

        سلام در مورد این مسئله دلیل اصلی بروز مشکل و نوع نگاه همسر شما به زندگی مشترک و خانواده بسیار با اهمیت است. برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز است که اطلاعات بیشتری در مورد دلیل بروز مشکل و همسرتان و روابط بین شما و خاواده شما در اختیار داشته باشیم. با استفاده از جلسات مشاوره روانشناسی حتما می توانید مشکل خود را حل نمایید.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/13 - 14:16:15

      سلام من ۶ساله ازدواج کردم و از نظر جنسی خیلی داغ هستم خانمم خیلی مهربونه و از نظر جنسی کم نمیزاره ولی مشکل من اینه که علاقه به ارتباط با زنان دیگر هستم و توی دنیای مجازی و واقعی خیلی از زنان شوهر دار بهم پا میدن و دوست میشن و ساده بگم راحت مخشونو میزنم ولی رابطه نداشتم و از دوستی و باهشون و خیانت پشیمون میشم خانوممو خیلی دوست دارم و اونم خیلی دوسم داره و برام چیزی کم نمیزاره و خیلی حساس به این موضوع و میدونم اگه بفهمه خیلی ناراحت میشه منم اولش دوست دارم با یه خانم دوست بشم ک سریع موضوع رو به صحبتهای جنسی میکشونم ولی بعداز چندروز پشیمون میشم و رابطه رو قطع میکنم درکل با ۳یا ۴ تا زن اینجوری رابطه داشتم اونم تو تلگرام حالا من چیکار کنم که این رابطه ها پیش نیاد و به همسرم خیانت نکنم لطفا راهشو بهم بگید ممنون

      • آشنا
        آشنا   1397/02/30 - 10:30:07

        با سلام در درون شما دو نیروی نیاز به مسائل جنسی (شهوت) و تعهد در حال جنگ هستند. که ممکن است حتی بحث تنوع طلبی نیز در شما شکل بگیرد و یا گرفته باشد. شما برای درمان و مواجهه با این مسائل راهی جز مشاوره فردی ندارید چرا که این بحران در شما ریشه ای میباشد و از یک جریان خاص در ذهن شما شکل گرفته است و تا زمانی که بصورت اختصاصی با یک مشاور مشکل را مطرح نکنید و واکاوی ذهنی نشوید قابلیت کنترل این بحران را در درون خود ندارید و همواره در هر جبهه ای که بایستید سمت دیگر شما را آزار میدهد. و حتی اگر پنهانی به روابط خود ادامه دهید در درون خود با حس خیانت کنار نمی آیید و همواره فکر آشکار شدن این مسئه شما را اذیت میکند. و اگر این حس را در خود کنترل کنید نیروی زیادی از شما میگیرد و باعث کم شدن کیفیت زندگی شما میشود پس بهترین کار درمان اصولی این جریان برای شما است.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/18 - 11:35:57

      با سلام.نزدیک به دو ماه هست که عقد کرده ام و سه سال هم با همسرم دوست بودم .ما تقریبا هر روز باهم بحث داریم .همسرم در بهترین شرایط و بدون دلیل شروع به جروبحث می کند.بارها گفته که از من بدش می آیدو هیچ دلخوشی در زندگی ندارد. هر روز تهدیدم می کند که روزگارم را سیاه می کند و می گوید که من درکش نمی کنم و نمیدانم از زندگی چه می خواهد. خسته شدم نمیدونم چی کار کنم .هرروز آرزوی مرگ می کنم.

      • آشنا
        آشنا   1397/02/28 - 15:33:37

        سلام در این مواقع دلیل اصلی عدم شناخت صحیح نسبت به زندگی مشترک و مسائل مربوط به آن است. اینکه که جر و بحثها بدون دلیل است آیا واقعا اینگونه است یا اینکه همسرتان برای جر و بحث خود، دلیل خاص و محکمی دارد و شما نسبت به آن دلیل شناختی ندارید.خودتان فکر میکنید دلیل اینکه به شما می گوید از شما بدش می آید چیست! تا به حال با ایشان در مورد این احساسات حرف زده اید؟ آیا در دوران دوستی این مشکلات را داشتید؟ اطلاعات شما برای پاسخ دقیق کافی نمی باشد. باید دوستانه با همسرتان صحبت کنید که اگر واقعا شما را دوست ندارد به چه علت راضی به ازدواج شده است و چرا دوست دارد ادامه دهد؟ به شما پیشنهاد می کنیم که اگر مایل به ادامه یافتن زندگی مشترک خود هستید حتما برای مشاوره خانواده و زوج درمانی در هر شهری که هستید اقدام کنید تا زندگی خود را نجات دهید.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/18 - 12:59:46

      سلام من یه پسر۱۵ ساله دارم که از کسی شنیده ام که پسرم سیگارکشیده وضمنا دوبارهم متوجه شدیم که مشروب خورده که خیلی حالش بدشده وحالت تهوع واستفراغ شدیدداشته ضمنا بامن که مادرشم خیلی خوب وصمیمی نیست اماباپدرش خیلی بهتره بااینکه من خیلی باهاش خوب برخوردمیکنم امافایده ندارد لطفاراهنمایی کنیدکه بایدچیکارکنم چگونه برخوردکنم ممنونم

      • آشنا
        آشنا   1397/02/28 - 20:59:38

        با سلام فرزند شما در سنی به سر میبرد که رفتارها و روان او برای آینده شکل میگیرد پس بسیار مهم است که در همین سن به این مسائل توجه شود تا بر آینده او تاثیر نگذارد. در مورد سیگار بسیار باید حساس باشید چرا که مصرف سیگار منجر به مصرف مواد جدید میشود و ترک سیگار در صورتی که مدت زیادی از آن بگذرد کار بسیار مشکل و حتی نا ممکن برای فرد است. در مورد مشروب اگر بعد از مصرف حال شخص بد شده است احتمال خطر برای مصارف بعدی وجود دارد چرا که ممکن است بدن وی به الکل و مواد مشابه حساس باشد و در صورت مصرف دوباره اتفاقات ناخوشایندی رخ دهد. در مورد روابط شما با فرزندتان باید ریشه یابی کنید که چرا با شما احساس راحتی نمیکند اما با پدرش راحتتر است همین امر در آینده برای او پررنگتر خواهد شد پس حتما در مورد این موضوع با او صحبت کنید. در مورد مصرف الکل و سیگار با او بطور مستقیم نباید صحبتی شود چرا که نه تنها پرده های احترام کنار میرود بلکه او در برابر شما این امر را انکار میکند و تمامی راههای کمک به او بسته میشود. بهتر است با ایجاد یک رابطه ی قوی و صمیمی در خانواده او را از زمینه های مصرف دور نگه دارید.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/19 - 06:50:11

      سلام من ۳۳سال دارم.پانزده ساله ازدواج کردم .ثمره دوفرزند یه دختر چهارده ساله یع پسر شش ساله.با عشق وعاشقی ازدواج کردیم.اروروز ی عقدکردیم.بادخالت های خانواده شوهرم. مشاجره ودعوا مون شروع شد حتی فیزیکی بدون اینکه خانواده خودم بفمند.چون بخاطر خودم انتخابش کردم باید میساختم.سکوت میکردم.ولی خانواده همیشه کمک .ورسیدگی بهم میکردن .ولی شوهرم کمک نمکیردن هیچ حساس هم بودن ...خلاصه بعد یکسال صاحب دخترشدم.بازم دعوا مشاجره مون بود.همش بخاطر سختی ومالی .بهش کمک میکردم.چون بهش دوست داشتم.ازنظر مالی بعد چهارسال بهم خیانت کرد.وقتی بهم پای یه زن درمیون بود .اس ام اس وتلقنی مشکوک میدم.بهش میگفتم چرا بهم خیانت میگه مزاحمی بوده انکارمیکرد خلاصه بخشیدمشبه زندگی ادامه دادم چون دوستش داشتم.بعد چندسال قبل پسر م بدنیا دوباره خیانت.دیگه انکارمیکرد تا الان پای زن درمیونه .تاحال فهمیدم اون طرف شناختم .زن همکارش بوده.دیگه داغون شدم اززندگی بادوتا بچه .بازم انکار میکنه ....بازم بخشیدمش.اخلاق خوب نداره وبه بچه ها رسیدگی نمکینه.ولی تعجبم ازنظر جنسی کنارمه.ولی نمی تونم باهاش زندگی کنم.خیلی دروغ وجایی بخواه بره.تورو خدا کمکم کنی اینهمه سختی وبه نداری ومنزل .تحمل کردم ساختم .خونه پدرشوهرم زندگی میکنم

      • آشنا
        آشنا   1397/02/30 - 10:22:52

        با سلام در مورد دعوا فیزیکی که داشتید مسئله بسیار خاص است و ریشه در ذهن فرد دارد و باید حتما ریشه یابی شود البته در موردخیانت توسط همچین فردی که نیز ریشه در نگاه او نسبت به زندگی مشترک و تعهد برمیگردد دوباره نیاز به جریان مشاوره درمانی است اما چون این افراد از جریان مشاوره استقبال نمیکنند باید توسط یکی از نزدیکان ایشان این فرایند انجام شود که در اکثر مواقع این فرد همسر میباشد. به شما توصیه میشود که برای بهبود کیفیت زندگی خود حتما به یک مشاور متخصص مراجعه کنید تا در کنار آشنایی با شما تمامی مشکلات زندگی مشترکتان را کشف و درمان کند.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/24 - 09:51:11

      Ghadir Salimi: سلام من به زنم خیانت کردم و با خواهر زن خودم اس ام اس بازی میکردم چیزی بینمون نبود خانومم همیشه بهم گفت ول کن ولی من خر شده بودم تا اینکه همه فهمیدن کل خانواده الان هم همه بهم بی اعتماد شدن به خصوص خانومم الان من هم پشیمونم و زندگیمو دوست دارم چند بار خواستم خودکشی کنم ولی نتونستم یه پسر یک ساله هم دارم چیکار کنم تا دوباره خانومم بهم اعتماد کنه

      • آشنا
        آشنا   1397/02/23 - 11:18:55

        با سلام مسئله ای که برای شما پیش آمده بسیار جدی است و نیاز به ایجاد اعتماد دوباره برای همسرتان دارید. متاسفانه با توجه به شرایط پیش آمده هر تلاشی که کنید معکوس جواب میدهد و این ذهنیت را ایجاد میکند که شما به جهت پوشش خطا این فعالیتها را انجام میدهید. بهترین عمل در این زمان مراجعه هر چه سریعتر برای زوج درمانی و بیان مسئله می باشد. پس از آن با چند جلسه درمان فردی برای همسرتان این اعتماد از دست رفته قابل بازگشت می باشد.

    • مهمان
      مهمان   1397/01/27 - 03:09:18

      سلام خسته نباشید من 40سالمه و دو تا بچه دارم من میل جنسیم زیاد ه ولی همسرم تمایلی نشان نمید هد لطفا راهنما یم کنید

      • آشنا
        آشنا   1397/02/23 - 11:13:17

        با سلام برای پاسخگویی به سوال شما نیاز به اطلاعات بیشتری است. لطفا در مورد مشکل خود کمی بیشتر توضیح بدهید و جنسیت خود را مشخص نمایید. این مشکل می تواند ناشی از دلایل زیادی از جمله حالت روحی همسر، نحوه تغذیه، مشغله های فکری، افسردگی، مشکلات جسمی و روحی و یا ناشی از خیلی از موارد دیگر باشد. می توانید با استفاده از مشاوره خانواده و جنسی مشکل خود را حل نمایید.

    • مهمان
      مهمان   1397/02/04 - 14:36:47

      سلام . من ۲۲ سالمه و شوهرم ۲۹ سالشه . ما باهم دختر عمه پسر دایی هستیم و یک دختر ۱ساله و نیمه داریم . شوهرم زمانی ک اومد خواستگاری من ۱۷ سال داشتم و همه فک نمیکردند ک ته تغاری خانواده ب این زودیا عروس شه . خلاصه درکمال ناباوری خودم ما عقد شدیم و ۳ سال تو عقد بودیم و من چندین بار مچ همسرم رئ گرفتم ک ترامادول دستش بود و من اصلا باورم نمیشد و اون بهم قول داد هربار ک ترک کنه و منت هم میذاشت ک من برای رفع زود انزالی ک تومیگفتی ا چ زودارضا شدی استفاده میکردم انا گفت ک من دیکه نبینم استفاده کنه تا اینکه . ۴ ماه قبل عروسی من حامله شدم و از اونجایی ک اصلا معلوم نمیشد هیچکس تا بعد مجلس نفهمید . اما من تو بد مخمصه ای گیر کردم از اینور دخترم بدنیا اومد ک بخاطر زایمان سخت و وزن بالای بچه دستش فلج شد الان باز هم میبینم ک داره ایتفاده میکنه اما دیگه کم اوردم براش عادی شده ک من میدونم انگار ن انگار اما جلو من استفاده نمیکنه گاهی اوقات میگم خدا اخه چرا بجه مریض . شوهر معتاد . اما تا الان صد بار تو دعواهامنتش کردم ک ب مامانت میگم اونم گفته خوبه برو برو میدونه ک نمیگم چون نمیدونم تهش چی میشه . از اینور دلم برا دخترم میسوزه . نمیدونم چ کنم مامانمم پشتمن اما نمیخوام بی ابرو شه شوهرم چون مطمئنا بزا دخترمم شده ب طلاق نمیشه فکر کرد از اونورم مامان یا بابام یک کدوم بخاطر این جریان حتما سکته میکنن و پس میفتن ک نمیخوام زمین گیر شن و اخرشم ما باهم زندگی کنیم . شوهرم میگه انشالاه ی روزی میرم کمپ برا ترک . اما کی من دارم نابود میشم

      • آشنا
        آشنا   1397/02/19 - 21:20:45

        همسر شما از کاری که انجام میده (اعتیاد و مصرف مواد) لذت میبره و با توجه به این موضوع که شما هم آگاه شده اید و این جریان برای شما عادی شده است تمایلی به ترک مواد ندارد. البته ترک ترامادول نیز کمی دشوار می باشد بخصوص برای کسی که بطور منظم ترامادول مصرف می کند. البته مشکل زود انزالی خیلی راحت تر با استفاده از وسایلی همچون کاندوم و... قابل پیشگیری است؛ پس منتی هم بر شما نسبت به این قضیه نباید وجود داشته باشد. اعتیاد ایشون ریشه در فکر و ذهنش دارد و از مصرف آن لذت می برد. با توجه به این موضوع که هیچ انگیزه و اهرم فشاری وجود ندارد چارهای جز بیان کردن این بحران با خانواده ایشان ندارید. در غیر این صورت نمی توانید او را به ترک راغب کنید و اگر مراحل ترک همراه با روان درمانی نباشد، بازگشت فرد پس از چند ماه به سمت مصرف دوباره مواد حتمی است.

    • مهمان
      مهمان   1397/02/08 - 00:02:39

      همسرم مدتی است کامل احساس و دوست داشتنش را از بین برده و من فکر می‌کنم او کسی دیگر را دوست دارد

    • مهمان
      مهمان   1397/02/15 - 08:37:17

      سلام عالی بود

      • h1
        h1   1397/02/16 - 12:15:59

        لطفا سایر مقالات مرتبط رو هم مطالعه کنید

    • zahra
      zahra   1397/02/24 - 22:00:03

      سلام مشاوره خصوصی میخواستم اگر امکان هست به ایمیلم پیام ارسال بفرمایید

      • آشنا
        آشنا   1397/02/26 - 11:26:33

        سلام برای دریافت مشاوره با شماره 9099075228 از طریق تلفن ثابت تماس بگیرید. حفظ اسرار کاربران و مراجعان در اولویت دستور کار مرکز مشاوره روانشناسی هنر زندگی قرار دارد.

    • amas658
      amas658   1397/03/04 - 13:39:24

      سلام هفت سال ازدواج کردم و کمی بعد از ازدواج متوجه شدم شوهرم راجع به تحصیلاتش ، خونه داشتن و وضع مالیش دروغ گفته و در طول زندگی هم خیلی به دنبال چشم وهم چشمی ، زیاد لباس میخره ، هر سال تعدادی مسافرت پرخرج میریم ، خرید خونه هم خیلی بیش از نیازمون انجام میده طوری که بعضی مواد غذایی میمونه خراب میشه در حالی که به لحاظ مالی خیلی اوضاع خوبی نداریم هر چی بهش میگم اثری نداره همه اینها بود از وقتی هم که دادشم خونه خریده به شدت نسبت به اون حسادت میکنه به طوری که دیگه خونه پدر و مادرم و فامیل هام نمیاد وهمش سر این موضوع که چرا پدرت اول ازدواج یه بخشی از جهیزیه گذاشته پای من جر وبحث داریم و به خانواده ام توهین میکنه نمی دونم چه جوری رفتار کنم باهاش در حالی که صد بار بهش گفتم که مسائل مالی برام مهم نیست حالا چند وقت با خواهرش تصمیم گرفتن با هم خونه بخرن ولی این موضوع رو ازم پنهان کرده و من از اس اس ام هاش فهمیدم می خواد چیکار کنه و قتی هم ازش می پرسم درست وحسابی توضیح نمیده

      • آشنا
        آشنا   1397/03/06 - 11:26:16

        با سلام خواهشا به سوالات زیر نیز پاسخ دهید چرا در مورد بدون برنامه هزینه کردن ایشون نگران هستید؟ آیا شما هم در کسب درآمد خانواده نقشی ایفا میکنید؟ حس میکنید که با این خرج ها چه مشکلی برای آینده شما پیش می آید؟ اما در مورد مخفی کردن خرید مسکن باید کمی بیشتر دقت کنید که چرا همسرتان سعی داشته این موضوع را نسبت به شما مخفی نگه دارد. شاید کمی از هم دور شدهاید که این اتفاق پیش آمده بهترین کار این است که در مورد این مسئله در یک محیط آرام و کاملا خونسردانه با ایشون صحبت کنید.

    • amas658
      amas658   1397/03/08 - 21:15:20

      نه من خانه دار هستم ، خب فکر می کنم اگه خرج های اضافیمون کم کنیم می تونیم پول هامون پس انداز کنیم تا اوضاع مالیمون بهتر بشه ولی این ول خرجی ها با در آمد ما سازگار نیست باعث میشه از بعضی چیزهای ضروری زندگیمون کم بذاریم و الان بعد از هفت سال اصلا پس انداز نداریم تا حالا چند بار باهاش صحبت کردم ولی هیچ وقت جواب درستی نمیده ، گاهی وقت ها هم یه دروغ های دیگه میگه اگر بیشتر هم بخوای صحبت کنی دعوا میشه نمونه جدید پنهان کاریش هم اینکه هفته دیگه می خواد مارو ببره مسافرت هنوز بهم نگفته من از اس ام اس هاش به خواهرش فهمیدم در شرایطی که الان ضرورتی ندار ه بریم مسافرت در حالی که سر ماه موعد اجاره خونمون تموم میشه

      • آشنا
        آشنا   1397/03/11 - 14:13:32

        سلام در مورد این مواردی که ذکر میکنید مبحث بسیار پیچشده است که چرا این اتفاقات پیش می آید و چرا شما از آنها ناراضی هستید. همسر شما حتما قصد در غافلگیر کردن شما دارد که باعث خوشحالی شما شود اما شما از این جریان ناراضی هستید و ایشون هم از این ناراحتی ها بی خبر است پس شما دو نفر در مسائل اقتصادی در دو جهت مختلف در حال حرکتید با دو برنامه مختلف برای رفع این موضوع که به بنیان خانواده لطمه میزند. مشکل اصلی در این مسئله عدم وجود صحبت های دو نفره برای تصمیم گیری های مهم زندگی است. توصیه ما به شما این است که در مورد این مسئله ( تمامی تصمیمی گیری هایی که برای زندگی مشترکتان می گیرید) حتما با یکدیگر به صورت جدی صحبت کنید. حتما از یک مشاوره خانواده مشورت بگیرید. حل کردن این مشکل در حال حاضر بسیار آسان بوده ولی در صورت چشم پوشی می تواند برای شما مشکلات بزرگتری را ایجاد نماید.

    • Engineer
      Engineer   1397/03/18 - 20:24:03

      با سلام خدمت شما راستش نمیدونم از کجا باید شروع کنم من تو بچگی تا 13 سالگی زندگی خوبی نداشتم پدرم بیماری اعتیاد شدید داشت طوریکه وقتی میومد مدرسه من از خجالت اب میشدم هیچ وقت یادم نمیره وقتی تو پارک بود و داشت چرت میزد دوستم پدرمو دید و من از خجالت اب شدم چند سال بعد پدرم فوت کرد و من مسولیتم بیشتر شد خانواده پدرم به من گفتن درس میخوای چیکار ولی من به حرفه هیچکدوم نکردم و تو رشته الکترونیک قبول شدم تو غیر انتفاعی زیاد پایه درسیم قوی نبود بلاخره کارشناسی الکترونیک رو گرفتم به امید کار ولی کو کار یک سال تو. شرکت هایه مختلف کار کردم با بیمه ولی الان بیکارم الانم دارم زبان انگلیسی میخونم اطمینان دارم میتونم ایلتس 7 بگیرم سی سالمه تونستم 20 میلیون پس انداز کنم ادم کمال گرایی هستم ناراحتم از اینکه با توجه به هدفهام نمیتونم ازدواج کنم و بیکارم دنبال یک چیزی میگردم دردمو کم کنه

      • آشنا
        آشنا   1397/03/26 - 15:48:12

        با سلام با توجه به توضیحاتی که از زندگی خود ارائه کردید به نظر میرسد که فردی با پشتکار بالا هستید و اطمینانی که به خود دارید قطعا پله های موفقیت را طی خواهید کرد توضیحات شما کامل نیست و ذکر نکرده اید که به چه منظور میخواهید امتحان آیتلس دهید و یا منظورتان از کمال گرایی چیست .از هدفهای خود به ما نگفته اید و اینکه آیا برای ازدواج در حال حاضر کسی را در نظر گرفته اید یا خیر. ولی بطور کلی می توانم به شما بگویم که برای دنبال کار گشتن بهتر است از توقعات خود کاسته و با توجه به تواناییهایتان سعی کنید از شغل حتی با درآمد کم به عنوان وسیله ای برای کسب تجربه در مسائل مختلف و همچنین ابزاری جهت کشف و شناخت توانایی ها و استعداد های خود استفاده کنید که بتواند چراغ راهنمایی برای ساختن آینده بهتر باشد.در آخر توصیه می کنم چنانچه احساس می کنید دچار یاس و اضطراب شده اید حتما با یک مشاور روانشناس و یا یک متخصص روانکاو مشورت کنید.

    • رویا
      رویا   1397/03/19 - 14:34:56

      باسلام حضور شمامشاورین محترم.ازینکه برایمان وقت میگذارید کمال تشکررا دارم من نزدیک سه سال ازدواج کردم الان هم باردار هستم. زندگی خوبی دارم. متاسفانه اشتباه بزرگی کردم در تلگرام برای جنس مذکر ک از اقوام بوده پیامک هایی ارسال کردم و بعد حذف کردم پیامک مورد خاصی نداشته ولی همسرم ازین اشتباه من سخت ناراحت است.و میگوید بعداز بدنیاامدن بچه باید طلاق بگیریم.من زندگی و همسرم رادوست دارم حالا نمیدونم چجوری قانعش کنم ک منظور بدی ازین مکالمه تلگرامی نداشتم. او باورم نمیکند لطفا راهنمایی ام کنید زندگیم داره خراب میشه.

      • آشنا
        آشنا   1397/03/23 - 13:03:27

        با سلام ابتدا باید دلایل بدبینی شدید همسرتان مشخص شود که آیا به حق است و یا نه و در ادامه دلیل بروز این مسئله را با هم برسی کنید و در نهایت به این تصمیم برسید که چرا این اتفاق رخ داده است و آیا سو تفاهم است یا خیر و در هر دوصورت سعی بر جلوگیری از رخداد دوباره این وقایع داشته باشید. این جریانات میتواند کمک شایان توجهی به کانون خانواده تان کند. البته در این نزاح های خانوادگی اگر از مشاور مابین خودتان کمک بگیرید بسیار فراید رفع دلخوری و... تسهیل پیدا میکند.

    • مرجان
      مرجان   1397/04/09 - 06:29:43

      سلام من 7سال ازدواج كردم صاحب يك فرزندهستم ازهمان روز اول ازدواجم با شوهرم دعوا دارم هميشه ا خانواده ام مخالف هست تا دعوامون ميشه همش فكر ميكنه كه من به خانواده ام بيشتر ترجيح ميدهم و بعد از اينكه صاحب فرزند شدن هر دفعه مشكلي پيش مياد و دعوايي سريع ميگه بچه حق نداري اونجا ببري و...... ديگه واقعا خسته شدم

      • آشنا
        آشنا   1397/04/16 - 16:07:06

        با سلام. نقش هر فرد در زندگی مشخص و واضح می باشد. نقش همسری جدا از نقش دختر خانواده بودن است. این سازکار روابط بین خانوادگی را همسر محترم شما بلواقع با نگاهی مجدد به زندگی می تواند پیدا کند. که این امر مستلزم شرکت در جلسات مشاوره روانشناسی و خانواده است.

    • ask
      ask   1397/04/09 - 07:56:16

      با سلام سال 94 با همسرم در محیط کار آشنا شدم و آخر سال95 ازدواج کردم همسرم شهرستانی است در زمان آشنایی به ایشان گفتم قبلا نامزد داشتم از جزئیات رابطه به ایشان چیزی نگفتم لیکن ایشان عکس های نامزدی قبلی را قبل از عقد دید و یه دعوای مفصل که تو دروغ گفتی در صورتی که دروغ نگفتم و بعد گفت دوستم داره و من را میخواد و ازدواج کردیم من شاغل هستم هر کاری کردم که خانه بخریم و همش فکر قسط و قرض طوری که نه من و نه ایشان تقریبا هزینه ای برای تفریح لباس مارک و ... نمی کنیم حتی پدر و مادرم 100 میلیون پول جهاز دادن تا ما خانه دار شیم چند وقتی هست که احساس افسردگی دارم چون همش زندگیمان شده کار چه سرکار چه کار منزل با اینکه تو دوران عهقد هستیم شوهرم مثله هیچ مرد دیگه ای برنامه ای برای تفریح ما ندارد حتی یه پارک هم نمیریم فقط تلوزیون و فوتبال تا اینکه من از وضع گله کردم و گله ها بالا گرفت و دعوا شد و من در دعوا گفتم که راضی نیستم از هیچ لحاظی تامینم نمی کنی و غرورش شکست وقتی امد طرفغم به قدر یاز بی تفاوتی های قبلش قلبم شکسته بود که پسش زدم زدم توسینه اش و دورش کردم گریه کردیم زیاد و شدید تو گریه ها مثله بچه ها میگفت از من میترسه در صورتی که من فقط کارهایی که نکرده بود رو براش گفتم از اینکه مثلا تو عقدیم و با بهانه و بی بهانه هیچ کادویی ازش نمی گیرم بر خلاف همه مردان خانواده ام که از زن های بی دستو پاشون تعریف میکنن هیچ وقت ازم تعریف نکرده عید ها با اینکه تو عقدیم هیچی نمی خره و ...یک سال و خرده ای است هزینه ثبت نام گواهی نامه اش را دادم اما گواهیش رو نمی گیره اصلا انگار من مردم و اون زن اون روز تموم شد اشتی کردم چند روز بعد برای تولدش براش گوشی خریدم که از دلش درارم و خیلی خوشحال شد اما ساکت تر از قبل بود بعدا گفتم از دعوای پیش امده متاسفم نمی خواستم اینجوری شه و اما پیش امد عمده مسائل باعث پیش امد شد گفت تموم شده و ناراحت نیست تا اینکه دو هفته بعد خانه مادرم اینا بهم تو دعوا گفت که نمی خواد از من بچه دار شه من خودم رو بهش انداختم و دروغ گفتم که خاستگار دارم و همنطور که در دعوا گفتم از من میترسه و هیمنی هست مه هست و نمی خواد عوض شه و ... بعدشم هم در فاصله چند ساعت سه دعوا و آشتی اما حرفاش از ذهنم پاک نمیشه چیکار کنم دوست دارم ترکش کنم اما طاقت دوری اش رو ندارم نمی دانم چیکار کنم

      • آشنا
        آشنا   1397/04/16 - 16:04:36

        با سلام . پیشنهاد ما به شما این است که قبل از هر چیزی در خواست کردن و صحبت کردن در مورد نیاز هایی که دارید را با همسرتان تمرین کنید. در بسیاری اوقات زوجین نیاز های هم را به طور ناخواسته نیاز های یکدیگر را نادیده می گیرند و همین امر مسبب به وجود آمدن غم و خشم در وجود طرفین می شود. جلسات با یک خانواده درمانگر درخواست کردن و بازگو کردن نیاز ها را به زوجین آموزش داده و آنها را از احساس غم و خشم می رهاند.

    • بهاره
      بهاره   1397/04/24 - 05:50:58

      سلام دختر16 ساله ای دارم که مدتی گوشیمو در اختیارش می زاشتم و بعد دیدم که اینستا رو نصب کرده و از طریق تلگرام با دوستاش چت می کنه و بعد از مدتی یکی دو نفر از پسرای فامیل پیام گذاشتند و به من گفت و بهش تذکر دادم که جوابشون رو ندی که با توجه به تایم طولانی که درگیرگوشی بود گوشی رو ازش گرفتم و متوجه شدم این ارتباط داره نزدیک میشه و از آنجاییکه سن حساسی دارن تصمیم گرفتم دیگه گوشی رو در اختیارش نزارم و الان حسابی هم خودشو اذیت میکنه و هم من و پدرش رو به طوری که با جسارت تمام به پدر پرخاش می کنه و تو اخلاقش تاثیر گذاشته آرامش زندگی ما به هم خورده من خیلی راهها انتخاب کردم برای اینکه کاملا توجیه کنم دخترمو که حواسش به این ارتباطا باشه ولی حرفش اینه که من که بیرون نمیرم با دوستام تفریحی ندارم می خوام با دوستام چت کنم حوصلم سر میره و خلاصه از این حرفا ممنون میشم راهنماییم کنید چه طور با این بحران روبه رو بشم و بتونم آرومش کنم .از لحاظ شخصیتی دختری بسیار باحجاب و متین و نماز خون و درس خونیه و واقعا حیفم میاد گرفتار این موضوعات بشه

      • ashena
        ashena   1397/06/18 - 16:28:16

        سلام . برای این که بتونید این مسئله رو حل کنید و در واقع اوضاع دخترتون رو مدیریت کنید نیاز دارید تا ارتباطتتون رو با دخترتون تقویت کنید . این کار نیاز به آموزش داره. پیشنهاد می کنم با مشاور خانواده صحبت کنید تا بتونید مهارت های ارتباطیتون رو بالا ببرید

    • مژگان
      مژگان   1397/05/22 - 16:45:34

      سلام من 19ساله ازدواج کردم یک دختر 18ساله دارم بعد از چند سال از ازدواج متوجه شدم شوهرم دچار بیماری دوقطبی شده،شرایط سختی داشتم،خودم شروع به کار کردم و همه این سال ها خودم هزینه های زندگی رو تحمل کردم ولی بیماری شوهرم همه زندگیمو تحت شعاع خودش قرار داده خیلی سعی میکنم که صبور باشم ولی گاهی وقتا فشار مالی زندگی ک رو دوشمه و رفتارای بیمار گونه ایشان صبرم را لبریز میکنه.بارها تصمیم به طلاق گرفتم ولی از آینده دخترم میترسم چون خودم فرزند طلاقم نمیخوام که طلاق بگیرم چون خودم خیلی اذیت شدم میترسم دخترم هم اذیت بشه.در حال حاضر یک نفر به قصد ازدواج دخترم را دوست دارد.حالا موندم چیکار کنم به زندگی ادامه بدم یا جدا بشم اون پسر چه فکری در مورد من یا خانوادم میکنه فقط نمیخوام این وسط دخترم اذیت بشه..با توجه ب اینکه بیماری شوهرمو همه میدونن و میدونن ک من چقدر برای زندگی تلاش کردم

      • ashena
        ashena   1397/06/20 - 11:48:41

        سلام و وقت به خیر . شما برای حل این مسئله به دو نکته باید توجه کنید. یکی از اون ها ارتباط شما با همسرتون هستش که در واقع سلامت روان شما رو تعیین می کنه و دیگری آینده دخترتونه که تحت تاثیر شرایط روحی شما و همسرتونه.پیشنهاد می کنم که برای بهبود زندگی خودتون در ابتدا مشاوره بگیرید تا بتونید مسیر زندگی رو بهتر طی کنید و تصمیماتی رو بگیرید که باعث بشه سلامت روان توی زندگیتون بالاتر بره

    • mojtaba
      mojtaba   1397/06/03 - 09:27:57

      سلام 28 سالمه 4 ماهه عقد کردیم خانومم 23 سالش قبل عقد تقریبا یک ماه باهم صحبت کردیم خیلی از موضوعات رو صحبت کردیم و به تفاهم رسیدیم. من بچه کوچک خانوادم و خانواده نسبتا پرجمعیتی داریم که همگی ازدواج کردند ولی خانومم بچه بزرگه و بجز خودش فقط یک خواهر کوچکتر داره شاغلم ماشین دارم خونه تازه گرفتیم با رو هم گذاشتن وام ازدواجمون و ... اهل هیچ خلافی حتی سیگار، رفیق بازی هیچی نیستم، شخصیت آرومی دارم و ... مشکلی که من پیدا کردم این هست که خانومم بشدت حساس شده روی خانواده من بخصوص پدر و مادرم کوچکترین حرفی که میزنن بهش بر میخوره و بزرگ میکنه و چند ساعت باهم بحث میکنیم حتی گاهی کار به بی احترامی به خانواده من میرسه و به من میگه تو فقط طرفداری خانوادت رو میکنی منو پیش اونا له میکنی من توضیح میدم بهش اینجوری نیست حرف خاصی نزدن بهت مثلا نمونش چند باری خانومم خونه ما اومدنی مامانم گفته منزوی نباش بگو بخند با زنداداشا بگید بخندید تو جمعشون باش میگه من اخلاقم اینجوری مامانت بمن نباید بگه اخمو و ... یا میگه چرا خانوادت به من زنگ نمیزنن منو آدم حساب نمیکنن منو اصلا دوست ندارند و ... درسته شاید کمتر زنگ میزنن ولی هر موقع میبینن با نهایت احترام برخورد میکنن تا حالا کوچکترین بی احترامی نکردن بهش خیلی زود عصبانی میشه و حرص میخوره حتی سر موضوعات خیلی کوچک تو خانواده خودشون هم من تا به الان سعی کردم همیشه هواش رو داشته باشم بیشتر برم ببینمش بریم بیرون چیزایی که خواسته توانم بوده بخرم همیشه با احترام صحبت کردم چه با خودش چه با خانوادش مراسمی بوده سعی کردم در حد توانم خوب برگزار بشه خانواده خودمم کمک کردند چند باری قبلنا نشستم حرف زدم باهاش گفتم رفتارم خوبه مشکلی چیزی نیست گفته نه ولی انگار دو تا شخصیت داره بعضی مواقع خیلی خوبه بعضی مواقع ناراضیه عصبیه جوری که اصلا نمیشه باهاش حرف زد میگه باید تحمل کنم اینم عاقبت منه به آیندم اعتمادی ندارم تو ایران خانوما باید سرکوفت بخورن و ... دلم رو شکستی خودتو تو ذهنم بد کردی و ... در حالی که چیزی که من میبینم هیچ اتفاق حاد یا مشکلی وجود نداره همه چی طبیعیه خانوادم هم برخوردشون نمیگم خیلی عالی ولی خوبه باهاش بالاخره به آدم به مزاح حرف میزنن ولی اینکه تازه عروس خونه هر چی مامان بابام بگن جوابشون رو با عصبانیت بده خیلی داغون میکنه منو موندم بین همسرم و خانوادم میگم بریم با ینفر بزرگتر حرف بزنیم میگه نه، میگم بریم پیش مشاور میگه نه به هیچ وجه هم کوتاه نمیاد لطفا راهنماییم کنید اگر اطلاعات بیشتری میخواید بگم، ممنونم

      • ashena
        ashena   1397/06/20 - 11:49:11

        سلام و وقت به خیر. شدیدا پیشنهاد می کنم که هر کدام در ابتدا به صورت مجزا از کمک مشاور استفاده کنید . شرایطی که از همسرتون توضیح دادید می تونه نشانی از بی ثباتی خلق باشه. همچنین برای آموزش مهارت های زندگی خوبه که از مشاوره خانواده کمک بگیرید

    • ندارم
      ندارم   1397/06/16 - 23:18:13

      با سلام، شوهر خواهری دارم که 6 سال است با خواهرم ازدواج کرده اند. از همان اوایل ازدواجشان بنده متوجه شدم که ایشان به من نگاه ناپاکی دارند و این مسئله تا به امروز هر بار در مجامع خانوادگی تکرار می شود. وقتی به من نگاه می کند به وضوح متوجه نگاه شهوانی ایشان می شوم و حتی متوجه می شوم که در ذهنشان چه میگزرد. این مسئله بسیار مرا ناراحت و آشفته و عصبی می سازد. البته می دانم که ایشان در نگاه به سایر خانم ها هم حریص هستند. نمی خواهم هیچ حرمتی شکسته شود. بهترین روش برخورد با این مسئله چیست؟ من چه کاری می توانم انجام دهم؟ با تشکر

      • ashena
        ashena   1397/06/20 - 11:54:55

        سلام و وقت به خیر. مدیریت رفتار با افرادی که میل به هنجار شکنی دارند کاری آسون نیست و مهارتی هست که باید کسب کنید. با توجه به شرایطی که می فرمایید امکان فاصله گرفتن و قطع ارتباط هم وجود نداره در نتیجه پیشنهاد می کنم برای یادگرفتن این مهارت ها و بالاتر رفتن سلامت روانتون از کمک مشاوران متخصص در زمینه روابط بین فردی کمک بگیرید

جدیدترین ها
بحث برانگیزترین ها