تبـادل نـظر

موضوع بحث

سخت گیری بیش از حد شوهر

235 بازدید | 0 پست
ما ۳ ساله ازدواج کردیم.تازه بچه دار شدیم.متاسفانه چون اون زمان بین من و خواهر برادرام هر اتفاقی میفتاد همه بالاتفاق منو مقصر میدونستن و منم بخاطر گلایه های  غیر منطقی اونا سکوت میکردم و هیچ وقت گلایه نمیکردم الانم ک متاهلم به من اهمیت نمیدن.  بعد تولد بچم با همسرم رفتیم شهرستان به همه هم خبر دادم. ولی به دیدنم نیومدن که بچمو برای اولین بار ببینن.از اول ازدواجم تا الان همه رفتاراشون بی احترامیه ومن نتونستم دفاع کنم از خودم و همسرم و حتی گلایه هم نکردم. همسرم حس بدی ازشون داره.و میخواد ارتباطمونو باهاشون قطع کنیم. من بی عرضه ام چون از داداشام میترسم. حتی از الان میترسم که بهشون بگم خونم نیاین چون شوهرم و من ناراحتیم ازتون. همش میترسم از دعواهای بعدش خصوصا که مادرم یه ماه قبلش سکته کرده بود و میترسم داداشام دیوونه بازی دربیارن و ب مامانم بگن ک شک ندارم میگن و اون دوباره سکته میکنه. شوهرم میگه من مشتتم و ارت حمایت میکنم ولی تو بگو بهشون. ولی من میترسم. شوهرم میگه اگه من برات مهم بودم بهشون میگفتی درحالی ک خانوادت که تو رو ادم حساب نمیکنن رو بیشتر از من دوس داری. من عاشق همسرم هستم بهشم گفتم که من از دعواهاشون و شرایط مادرم میترسم ولی شوهرم اصرار میکنه ک اگه بذاری داداشات خونم بیان از چشمم میفتی چکار کنم دارم داغون میشم. تازه بچم بدنیا اومده هر شب کارم شده گریه
ارسال نظر شما

فقط اعضای سایت میتوانند برای تاپیک ها پست ارسال کنند، اگر قبلا ثبت نام کرده اید از بخش ورود به سایت وارد شوید و در غیر اینصورت در سایت ثبت نام کنید.

کاربر گرامی جهت ارسال پست، شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات سایت می‌باشید

تماس با برترین مشاورین ایران
تماس تلفنی با برترین مشاورین ایران
تماس از سراسر ایران تماس از تهران