اختلال شخصیت قربانی | نشانه های افراد دارای ذهنیت قربانی

اختلال شخصیت قربانی ناشی از سبک فرزند پروری والدین است. ممکن است شما احساس کنید که هیچ کنترلی بر شرایط و دیگران ندارید و یا اطرافیانتان برای شما تصمیم گیری می کنند. گاهی اوقات هم ممکن است این احساس را داشته باشید که اتفاقات ناخوشایند بدون خواست خودتان به سمت شما هجوم می آورند. اگر فکر کنید که اطرافیان مسئول وظایف و موقعیت های زندگی شما هستند پس ممکن است ذهنیت قربانی داشته باشید. اختلال شخصیت قربانی به فرد اجازه نگرش درست به مشکلات و مسائل را نمی دهد و توانایی حل مسئله کاهش می یابد. برای کسب آگاهی بیشتر از مشاوره تلفنی فردی مشورت بخواهید.

 

تماس با مشاور

اختلال شخصیت قربانی چیست؟

فردی که دارای شخصیت قربانی است فکر می‌کند که تمام درها به رویش بسته است. او تصور می کند که دیگر هیچ امیدی برای ادامه زندگی ندارد و کارش تمام شده است. تمام دنیا می خواهند او را به زمین بزنند و هیچ‌کس خوشبختی و شادی او را نمی‌خواهد. فردی که این شخصیت را دارد حس می کند همه انسانها مسئول بدبختی و رنج و عذابش هستند. در کلمات او نفرت از زمین و زمان و هر فردی دیده می‌شود. چنین شخصی دوست دارد اگر پشت سر کسی غیبت می کند طرف مقابل هم متقابلاً آن کار را انجام دهد. افراد دارای شخصیت قربانی از عذاب کشیدن لذت می برند. مظلوم نمایی می کنند. شاید به حرفها و نصیحت های دیگران گوش دهند اما از آخر کار خودشان را می‌کنند. ازدواج با چنین افرادی به هیچ وجه توصیه نمی شود.

کسی که ذهنیت یک انسان قربانی را دارد حس می کند اگر بخواهد کاری هم انجام دهد که برایش سودی دارد به نتیجه نمی رسد و بقیه مخالف آن هستند. حتی ممکن است راه هایی وجود داشته باشد که بتواند برای رفع اوضاع کمک کند اما این افراد مسئولیت را قبول نمی کنند و احساس می کند تمام کارها از کنترل آنها خارج است. حتی ممکن است شخصیت قربانی مسائل را فردی کند و در مورد اموری که به او هیچ ارتباطی هم نداشته باشند آن را به خود نسبت دهد.  در این رابطه مطالعه مقاله مثلث کارپمن نیز پیشنهاد می شود.

1-نشانه های اختلال شخصیت قربانی

برخی از علائم و نشانه های شخصیت قربانی وجود دارد که اگر اطمینان ندارید این ذهنیت را دارید بهتر است به نشانه‌های بالقوه آن نگاهی بیاندازید:

  • ممکن است این احساس را داشته باشید که دیگران در زندگی نسبت به شما برتر هستند.
  • شما تمایل به یک اتفاق غیر منتظره و ناخوشایند دارید.
  • یک احساس درماندگی آموخته شده در وجودتان است.( برای رهایی از درماندگی آموخته شده کلیک کنید)
  • فکر می کنید همیشه شکست می خورید.
  • از لحاظ عاطفی در دسترس دیگران نیستید.
  • نسبت به اتفاقات ناخوشایندی که ممکن است رخ دهد بسیار حساس هستید.
  • فکر می کنید دنیا جای نا امن و ناعادلانه است.
  • وقتی روزهای تان را پشت سر می گذارید حس منفعل بودن دارید.
  • تمایل دارید که در مورد شرایط نشخوار ذهنی داشته باشید.
  • شما برای مسائل دیگران احساس همدلی ندارید.
  • در مورد دیگران ممکن است دیدگاه صفر یا صد و یا سیاه و سفید داشته باشید یعنی فردی را یا خیلی خوب یا خیلی بد بدانید.

2-نشانه های دیگر

  • می خواهید کسانی که دچار اشتباه شده اند آنچه را که آنها انجام داده اند تشخیص دهند.
  • فکر می کنید دیگران باید متوجه شوند که شما یک قربانی هستید.
  • شما اعتماد به نفس ندارید یا اعتماد به نفس بسیار پایینی دارید.
  • احساس می کنید از پشتیبانی و حمایت اطرافیان برخوردار نیستید.
  • به سختی می توانید تغییر زندگی بدهید.
  • شما خواستار این هستید با کسانی که دوست دارند از دیگران شکایت کنند و سرزنش کردن دیگران را دوست دارند.
  • وقتی که برای خودتان احساس تأسف دارید حال بهتری پیدا می کنید.
  • وقتی کسی می‌خواهد به شما کمک کند از خشمتان کم می شود.
  • نگرش منفی به دیگران و زندگی دارید.
  • به راحتی نمی توانید با هر شکستی کنار بیایید.
  • فکر می کنید همه چیز در برابر شما و مانع شما برای رسیدن به خواسته هایتان است.
  • شما بقیه را مقصر می دانید که زندگیتان چگونه پیش می رود. (برای درک بهتر مطالعه مقاله تله های ذهنی پیشنهاد می شود)

 شخصیت قربانی

رفتارهای شخصیت قربانی

افرادی که ذهنیت قربانی بودن را دارند معمولاً تمایل به سرزنش دیگران دارند. از مسئولیت های زندگی فرار می کنند آن را به شانه دیگران می‌اندازند. آنها ممکن است در برابر جزئیات و مسائل بسیار کوچک واکنش‌های بزرگ نشان دهند و بیش از حد مراقب اطرافیان باشند. ممکن است فکر کند که همه مردم نیت بدی در موردشان دارند. این افراد ممکن است احساس کنند بقیه راحت تر از آنها هستند و از این رو تلاشی برای راحتی نمی کنند. وقتی دیگران احساس همدردی و ترحم با آنها داشته باشند آن موقع شاید احساس راحتی کنند چرا که به دنبال همین هستند.

آیا طرز فکر قربانی بودن دائمی است؟

هر چند این نکته قابل درک است که بعد از یک اتفاق ناخوشایند احتمال دارد چنین احساسی داشته باشید اما واقعیت این است که همیشه عوامل مختلفی برای هر شرایط نامطلوبی وجود دارد. شاید نتوانید آنچه را که در گذشته برای شما رخ داده است عوض کنید اما به احتمال زیاد می توانید برای آنچه در آینده اتفاق می‌افتد کنترل داشته باشید. افزون بر این موقعی که افراد دیگر تلاش می‌کنند به شما کمک کنند احتمالا خودتان را ترحم کنید و این توجیه را داشته باشید که هیچ مشکلی نخواهد داشت.

در واقع شما می خواهید برای خودتان متاسف باشید و نه اینکه دنبال یک تغییر بگردید. هرچند عیبی ندارد که از آنچه برای شما رخ داده احساس بدی داشته باشید و مطمئن باشید که احساسات ناخوشایند تان را برطرف می‌کنید اما کسانی که طرز فکر قربانی بودن دارند بهتر است به احساس دلسوزی نسبت به خود پایان دهند و برای تغییر و بهبود شرایط دست به کار شوند. در غیر این صورت احساس قربانی بودن و ناتوانی تا آخر عمر گریبانگیر آنها خواهد بود.

به این نکته توجه کنید که زندگی هیچکس بدونه چالش نیست و اگر حس می کنید کاری که انجام می دهید هیچ فرقی برای ایجاد نمیکند پس بقیه عمرتان را در یک نبرد پر سر و صدا میگذرانید. یک شخص قربانی معمولاً حتی وقتی که دیگران با او کاری ندارند آنها را مقصر شرایط فعلی اش می‌داند. بهتر است که احساس شفقت و همدلی را خودتان به خویشتن دهید قبل از این که انتظار داشته باشید دیگر این کار را برایتان انجام دهند. برای آشنایی با مهارت همدلی کلیک کنید.

 

دلایل به وجود آمدن اختلال شخصیت قربانی

یکی از دلایل شکل گیری شخصیت قربانی این است که معمولاً این افراد تجربیات آسیب های زیادی در گذشته شان داشتند که باعث شده آنها را درونی کنند و تا مدت زیادی با همین ذهنیت تا حال حاضر زندگی کنند. آنها ممکن است چندین موقعیت منفی داشتند مخصوصاً در دوران کودکی خود که هیچ گونه احساس کنترلی بر آنها نداشتند و یا دیگران هم در آن زمینه نتوانستند به آنان کمک کند.

درد عاطفی همیشگی که سبب می‌شود این افراد احساس ناتوانی یا گرفتاری داشته باشند و شرایط را غیر قابل تغییر بدانند. در نتیجه به راحتی از هر تلاشی دست می کشند و اجازه می دهند هر آنچه که پیش آمد را بپذیرند. همین عامل باعث می شود که ذهنیت قربانی در وجودشان شکل بگیرد. ممکن است در گذشته افرادی به اعتماد آنها خیانت کرده‌اند و این احساس را به آنها منتقل کردند که نمی‌توانند دیگر به افراد آینده مانند همسرشان یا پدر و مادرشان اعتماد داشته باشند.

1-انزوای اجتماعی در کودکی

قربانیان معمولاً در اثر ارتباط با محیط از جمله پدر و مادر خود به این نوع از رفتار گرایش پیدا کردند. بسیاری از رفتارهای آنها ماحصل شیوه فرزندپروری نادرست والدین خود است. اینکه یک کودک در بزرگسالی شخصیتی قلدر باشد یا تبدیل به قربانی ترسو شود به تربیت او تا حد زیادی وابسته است. نقش سبک های فرزندپروری والدین و عقاید و باورهای آنها در مورد اجتماعی شدن می‌تواند علت انزوای اجتماعی باشد که شامل کاهش در کشف موقعیت های اجتماعی جدید پیروی اجتماعی هوشیاری اجتماعی و اضطراب به همراه نگرشهای منفی در مورد خود ارزشمندی پایین و پذیرش جایگاه های اجتماعی پایین میباشد.

هر چند گوشه گیری و انزواطلبی اجتماعی به عنوان یک ویژگی توصیف کننده افراد قربانی است اما به منظور توصیف نگرش های فرزندپروری که با شرایط قربانی در ارتباط است شرح داده می‌شود. کودکانی که در گروه همسالان غمگین و نا ایمن بودند به احتمال زیاد پدر و مادر هایی داشتند که در مقایسه با کودکانی که از لحاظ اجتماعی شایسته بودند رفتارهای قدرت طلبانه نشان می‌دادند و ناراحتی ایجاد می‌کردند.

2-والدین سلطه گر

به گفته برخی از روانشناسان والدین کنترل گر از نحوه فرزندپروری استفاده می کنند که فرزندانشان با عزت نفس پایین و اعتماد به نفس کم در موقعیت‌های اجتماعی تربیت می‌شوند. مادران کودکان دارای شخصیت قربانی گرایش به انزوا در تعاملات اجتماعی دارند و به طور کلی والدین کودکان گوشه گیر اجتماعی شوخ‌طبعی و خود انگیختگی کمتری در مقایسه با والدین سایر کودکان که دارای شایستگی اجتماعی هستند، دارند. رایج ترین ویژگی های قربانی در دوران کودکی ترسو بودن حساسیت استرس ناامن بودن و احتیاط بیش از حد است. این افراد به ندرت در آزار و اذیت مشارکت می کنند و معمولاً دارای جثه ریز و اندام ظریفی هستند.

 ذهنیت قربانی

نتایج یک ذهنیت قربانی

قربانی بودن قطعاً نتایجی در روح و روان افراد دارد. کسی که مدتهاست این ذهنیت قربانی بودن را در وجودش حمل می کند ممکن است چنین احساساتی را تجربه کند:

  • احساس گناه افسردگی و احساس ناامیدی از کل دنیا
  • حس آسیب دیدن و اینکه دیگران به او توجهی نمی کنند
  • احساس رنجش از افراد موفق و توانمند
  • احساس انزوا و تنهایی داشتن
  • مشکلاتی در روابط در محل کار چرا که فکر می کنند مورد سرزنش بقیه قرار گرفته‌اند
  • احساس بد نسبت به خودشان یا رفتارهای خود تحمیلی نسبت به خویشتن
  • حس اینکه پیشرفت برای آنها هیچ وقت رخ نمی دهد
  • احساس ترس و احساس خشم و بی اعتمادی به دیگران یا حتی درمانگر

 

راههای متوقف کردن ذهنیت قربانی

اگر شما با تمام نشانه های یک فرد قربانی شناخته می شوید ممکن است از خودتان بپرسید که چگونه می‌توانید به این ذهنیت پایان دهید. رعایت برخی از نکات زیر به شما در این زمینه کمک می کند:

  • برای آنچه که قبلا در زندگی تان دارید شکر گذار باشید.
  • متوجه شوید که چگونه می‌توانید از مزایای مشابهی که با ذهنیت قربانی گرفته‌اید بهره مند شوید.
  • برای خودتان اهدافی را که می‌توانید جهت رسیدن به آنها تلاش کنید تعیین کنید.
  • خودتان را در اولویت قرار دهید و به میزان انرژی خود اهمیت دهید.
  • هر آنچه را که با ارتش های شما یا برای زندگی شما مناسب نیست را رها کنید و به راحتی به آنها نه بگویید.
  • برای تخلیه هیجانات و احساسات منفی عادت خاطره‌نویسی را در خود پرورش دهید.
  • به خودتان عشق بورزید و خودتان را فردی ارزشمند بدانید.
  • با خودتان رفتار شفقت آمیز و دلسوزانه داشته باشید.
  • توجه کنید که در کنار چه کسانی وقت میگذرانید.
  • مسئولیت تمام و کمال آنچه را که در زندگی برایتان رخ می دهد را قبول کنید.
  • هوش هیجانی خود را گسترش دهید.
  • اگر آسیب های زیادی در گذشته تان خورده اید توصیه می‌شود از یک درمانگر کمک بگیرید.
  • شما می توانید از کتاب بهترین روش های خودیاری یا انگیزشی استفاده کنید.
  • اگر کسانی به شما آسیب زدند یا حتی خودتان در حق خودتان کوتاهی کرده اید ببخشید.
  • صحبت کنید تا توان خود را برای تغییر وضعیت بازیابی نمایید.
  • این انتخاب را بکنید که شرایط را رها کنید یا آن را بپذیرید.

چگونه می توان به یک شخصیت قربانی کمک کرد؟

معمولاً تلاش برای فردی که ذهنیت قربانی را دارد خسته کننده است چراکه آنها مسئولیت‌های زندگی خود را قبول نمی‌کنند و اینگونه به نظر می رسد که فقط اطرافیان را مقصر می دانند. با انجام روش های زیر می توانید تا حدی به شخصیت قربانی کمک کنید:

  1. همدلی کنید و این را تایید کنید که آنها در گذشته خود آسیب‌های زیادی تجربه کردند.
  2. به افراد به عنوان یک شخصیت قربانی برچسب نزنید چرا که فقط شرایط را بدتر می کنید.
  3. رفتارهای غیر مفید مانند شکایت تغییر سرزنش و عدم قبول مسئولیت را شناسایی کنید.
  4. به آنها اجازه دهید حرف بزنند و احساساتشان را با شما در میان بگذارند.
  5. اگر حس نمی کنید تنها مقصر یک شرایط هستید معذرت خواهی نکنید.
  6. محدودیت هایی را تعیین کنید و این اجازه را ندهید که آنان وارد فضای شخصی شما شوند و به آن حمله کنند.
  7. برای پیدا کردن راه حل به آن ها کمک کنید اما در برابر نتایج بد نیازی نیست از آنها محافظت کنید.
  8. به آنها کمک کنید تا اهداف یا روش های تغییر زندگی خود را پیدا کنند.
  9. از آنها سوالات زیادی برای تحقیق و تفکر بپرسید مثلاً در چه کارهایی مهارت دارند آیا تاکنون چه کارهایی و توانستند به خوبی انجام دهند؟
  10. احساسات آنها را درست شناسایی کنید و به آنها کمک کنید تا کنترل هیجانات درستی داشته باشند.( برای آشنایی با مهارت کنترل احساسات کلیک کنید)
  11. اگر آسیب‌های خوردند که از گذشته هنوز نتوانستند با آن کنار بیایند آنها را تشویق کنید که از یک روانشناس کمک بگیرند.
  12. برای مکالمات خود حاضر شوید و اجازه ندهید که خودتان را درگیر موارد ناچیز کنید.
  13. به آنها حمله نکنید و با حوصله اجازه دهید که با تشویق های شما حالشان بهتر شوند.

 

نکاتی برای برخورد با افراد دارای اختلال شخصیت قربانی

همدلی کردن با انسان هایی که این شخصیت را دارند برای یک یا دوبار مشکلی ندارد. شاید برای همه انسانها پیش بیاید که گاهی اوقات دوست دارند نقش قربانی را بازی کنند تا حس ترحم دیگران را بخرند. اما این موارد اگر کم پیش بیاید کاملاً طبیعی است. مریم اگر دیدید قربانی بودن کسی کمر اشکالی ندارد که با او همدلی کنید. همدلی به معنی تایید احساسات آنها نیست بلکه همدلی به این معنا است که از زاویه دید دیگران به دنیا بنگرید و احساس و نیازشان را در همان لحظه حدس زده و به زبان بیاورید. در این مورد داشتن مهارت های ارتباطی قوی لازم است.

متاسفانه برخی از افراد در کل زندگی شان این احساس قربانی بودن را دارند و آنها همیشه همدلی می‌خواهند. این افراد دائماً به بقیه میگویند چقدر بدبخت هستند تا به این راحتی بتوانند توجه دیگران را به دست بیاورند. در چنین شرایطی بهتر است رفتارهای قاطعانه با آنها داشته باشید. مثلاً اگر می‌گویند مردم جامعه خیلی بد شده اند با جواب قاطعانه این گونه بگویید که می‌خواهید مردم جامعه چطوری باشند. هنگام برخورد با افراد قربانی پرسیدن این سه سوال کمک کننده است.

دانستن خواسته های افراد مبتلا به اختلال شخصیت قربانی

اول اینکه خواسته‌هایشان را بدانید. بعد از آنها بپرسید برای رسیدن به خواسته هایشان چه کارهایی می توانند انجام دهند و سپس بخواهید برایتان بگویند که آیا با شکایت کردن اوضاع بهتر میشود؟ حواستان باشد که اگر فردی برای بار اول پیش شما درد و دل و ابراز ناراحتی کرد این سه سوال را نپرسید چرا که در تضاد با احساس همدلی و درک احساسات او است. روش پرسیدن ساعت برای کسانی است که همیشه احساس قربانی بودن دارند. برای کسب آگاهی بیشتر از مشاوره روانشناسی تلفنی مشورت بخواهید.

 

اختلال شخصیت قربانی | سخن آخر

ممکن است افراد زیادی را دیده باشید که نشانه های شخصیت قربانی دارند به این برد خود عادت کرده‌اند. اگر شما هم حس قربانی بودن دارید بدانید که تقصیر شما نیست و عوامل زیادی وجود دارند که این وضعیت را در وجودتان تثبیت کرده اند. برای اینکه تبدیل به فردی شوید که میخواهید اولین راه این است که ذهنیت قربانی بودن را از خودتان خارج کنید این کار شاید به راحتی امکان‌پذیر نباشد. چرا که معمولاً آسیب ها و زخم هایی که افراد از دوران کودکی خود خورده‌اند در شکل گیری شخصیت قربانی نقش زیادی دارد. در همین زمینه توصیه می‌شود از مشاوره روانشناسی با تجربه کمک بگیرید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران