کنترل خشم


راه های مقابله با خشم کدام است؟ در این مقاله در نظر داریم راههای کنترل خشم و عصبانیت را از دیدگاه مشاوره روانشناس تشریح کنیم در ابتدا تعریف خشم را ازدیدگاه روانشناسی به اجمال توضیح می دهیم و سپس راههای کنترل خشم را توضیح خواهیم داد

خشم چیست ؟

همه ما در زندگی خود بارها خشمگین شده ایم. و اغلب اوقات از اینکه نتوانسته ایم احساس خشم خود را کنترل کنیم ناراحت گشته ایم . خشم یعنی برانگیخته شدن عواطف جریحه دار شده که با عصبانیت و احساس نارضایتی قوی همراه است.خیلی مواقع ریشه این عصبانیت در سرخوردگی ها ، محرومیت ها ، تنبیه و تهدیدهایی است که در گذشته برما وارد شده است از دیدگاه یک مشاوره روانشناس خشم ابتدا یک حس درونی و بعد احساسی طبیعی، عادی و عمومی است که انسان آن را در تجربه درد، رنج و برخورد با موانع، از دست دادن چیزهای خواستنی و مهم، خستگی، وارد آمدن یک ضربه ناگهانی و ناخواسته یا غیرقابل کنترل، تهدید، آسیب، خسارت، عدم دستیابی به حق خود و به ویژه احساس وجود خطر مرگ تجربه می‌کند. در تمام این موارد احساسی بد، ناراحت کننده، اشفته‌ساز تجربه می‌شود که به آن خشم می‌گوییم.در مشاوره روانشناسی خشم به عنوان یک احساس طبیعی، زمانی که شدت آن اندک و در اندازه یک علامت هشدار برای وجود یک خطر باشد خوب، اما اگر زیاد یا شدید بشود بد است،شناخته می شود.
اسپیلبرگر از روان شناسان این حوزه ، خشم را اینگونه تعریف می کند : خشم حالتی عاطفی است که از نظر شدت از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید تغییر می کند و مانند سایر عواطف همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و زیست شناختی است . ضربان قلب و فشارخون افزایش یافته و سطح هورمون های آدرنالین و نورآدرنالین بالا می رود.
برای مقابله با خشم ابتدا باید به علل تحریک آن توجه کنید یعنی باید ببینید چرا تحریک و خشمگین شده‌اید در بسیاری از موارد خشم از درون و فکر ما سرچشمه می‌گیرد؛ بنابراین، با کمی تأمل در افکار (تحریف شده) خود، آرام خواهیم گرفت. نکته دوم، توجه به شدت و درجه خشم است؛ در موارد زیادی نسبت بین محرک و میزان خشم، به هیچ وجه متناسب نیست. نکته سوم نحوه نشان دادن خشم است که باید توجه کنیم به عصبانیت و رفتاری بد منتهی نشود. نکته چهارم پیامدهای خشم است باید ببینیم کسی که به وی حمله می کنیم چه حال و روزی پیدا می کند. در بسیاری از موارد اگر بتوانیم خودمان را جای کسی که می‌خواهیم به وی حمله کنیم، بگذاریم هرگز به این همه خشونت دست نمی زنیم

علل بروز خشم


علل بروز خشم به سه دسته فیزیولوژیکی، شخصیتی و عوامل بیرونی تقسیم می شود
علل فیزیولوژیکی: ترشح بیش از حد هورمون تیروکسین و پرکاری غده تیروئید
علل شخصیتی: افراد زودرنج و افراد با درجه اضطراب بالا بیشتر عصبانی می شوند
عوامل بیرونی: احساس عجز و ناتوانی در برابرناملایمات و موانع بیرونی،دیدن بی عدالتی و پایمال شدن حقوق انسانی و گاهی روابط آسیب دیده ما با دیگران

ویژگی های ظاهری خشم و عملکرد های رایج در هنگام خشم


در هنگام عصبانی شدن، معمولا چهره برافروخته و فرکانس گفتار تغییر می‌کند و تنفس تندتر می‌شود. گاهی نیز نوع گفتار تغییر می‌کند مثلاً با غیبت کردن و یا جوک و شوخی بروز می دهیم
انکار: گاهی ما خشم خودرا انکار می کنیم این خشم فروخورده بعدها می تواند خود را با تظاهرات بدنی دیگر مثل بیماری و دردهای بدنی نشان دهد
سرکوب: فرد خشم خود را در اعماق روان خود سرکوب می کندکه بعدهاتبدیل به کینه کهنه می شود
انفجار مستقیم: افرادی که نمی توانند خشم خود را کنترل کنند و بلافاصله آنرا با نشانه های فیزیکی و آسیب شدید به خود و دیگران بروز می دهند
خشم منفعل: بروز خشم با تمسخر ، ترور شخصیت و انتقادهای شدید که به شخصیت دیگران لطمه می زند

مدیریت خشم و ارائه سه رویکرد مهم در مواجهه با خشم


هدف از مدیریت خشم ، کاهش احساس عصبانیت و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که خشم باعث می شود. ما نمی توانیم از دست مردم یا چیزهایی که ما را عصبانی می کنند رهایی یافته یا از آن ها دوری کنیم یا تغییرشان دهیم اما می توانیم بیاموزیم در این مواقع چطور برخورد کنیم
1-بیان کردن: بیان احساس خشم به صورت تأکیدی و نه تهاجمی سالم ترین راه بیان عصبانیت است. بیان یک موضوع با تأکید، به معنای فشار آوردن یا درخواست شدید نیست بلکه به معنای محترم شمردن خود و دیگران است 
2-کنترل خشم: کنترل خشم یعنی جلوی آن را گرفته و به رفتاری سازنده تر تبدیل کنیم خطر این مرحله این است که اگر اجازه بیان خارجی به خشم داده نشود خشم به درونمان متوجه شده و ممکن است سبب آسیب جسمی و روحی شود
3-آرام سازی: آرام سازی یعنی نه فقط رفتار خارجی خود را کنترل کرده حتی واکنش‌های درونی خود را نیز کنترل کنیم و گام‌هایی در جهت پایین آوردن شدت خشم برداشته ، خود را آرام می سازیم و می گذاریم احساسات فروکش کنند

برخورد مناسب با خشم


1-پذیرش: وقتی خشمگین می شویم بپذیریم و آن را انکار و سرکوب نکنیم 
2- تمدید خشم : پس از پذیرش خشم باید به آن زمان بدهیم تا بتوانیم آن را بررسی کنیم . در این زمان می توانیم پیاده روی کنیم یا موسیقی گوش دهیم ، با چند دقیقه تنفس عمیق و نوشیدن لیوانی آب نیز می شود به تمدید خشم کمک کرد
3- ابراز : پس از این که زمان خشم را تمدید کردیم باید ناراحتی خود را با شخصی که از او عصبانی شده ایم در میان بگذاریم. در این مرحله چون توانسته ایم درجه خشم خود را پایین بیاوریم مسلماً بهتر می‌توانیم به صحبت‌های طرف مقابل گوش داده و علت را بررسی کنیم
4- ارزیابی خشم: در این مرحله به بررسی علل و ریشه خشم می پردازیم از خود بپرسیم: چرا عصبانی شدم ، آیا عجولانه قضاوت نمی‌کنم؟، انتظاراتم معقول است ، علت خشم من دیگرانند یا از درون خودم خشمگین شدم
در ادامه گفتار تنی چند از بزرگان در مورد خشم آورده شده است
آن کس که ریشه خشم را از سرزمین دلش برکندو به نفس خودچیره شود از بزرگان بنی آدم است.حضرت محمد (ص)
از خشم و غضب بپرهیز, زیرا غضب شخص را به مذلت پوزش طلبیدن وا می دارد. امام صادق (ع)
بردباری در زمان خشم و خوشرویی به هنگام عسرت مشکل ترین کارهاست. بقراط
حکیم باید که تیزی آتش خشم را به آب حلم بنشاند و شیطان هوس را به افزون خرد در شیشه کند و بنای کارها را به لطف نهد. بوذرجمهر
خشمگین شدن, انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است. والتر پوپ

راههای کنترل خشم 


در پایان یک روش شامل پنج گام را به شما پیشنهاد می‌کنیم که در مراکز مشاوره روانشناسی از آن استفاده می شود. یادتان باشد برای اداره خشم این پنج گام را باید روی کاغذ بنویسد و البته تا می‌توانید درشت بنویسید
گام نخست: موقعیتی که شما را خشمگین کرده توصیف کنید مثلاً کسی مزاحم وقت شما شده است یا شما به شخصی پول قرض داده و او پولتان را برنمی‌گرداند
گام دوم: فکرهایی که به ذهنتان می‌آید و آن را در سرتان تکرار می‌کنید بنویسید. مثلاً من که بیکار نیستم، او باید ملاحظه می‌کرد و پولم را در موعد مقرر به من پس می‌داد
گام سوم: احتمال و میزان نادرستی این افکار را بررسی کنید. مثلاً پیش از این به او نگفته بودم بدون اطلاع به من مراجعه نکند؛ یا باید موقع پول دادن بیشتر دقت می‌کردم
گام چهارم: حالا باید چکار کنم، بهترین کاری که می‌توانم انجام بدهم چیست. باید بنشینم و بهترین طرح ممکن را برای حل مشکل پیش آمده بریزم حداقل به سه راه حل با صددرصد نتیجه بخش بودن فکر کنید . مثلاً به او می گویم برای دفعه بعد با من هماهنگ کند و یا با او صحبت می کنم و برای تاریخ مشخصی از او تعهد می‌گیرم
گام پنجم: نتیجه اقدامم چه شد. اگر به نتیجه رسید چه منافعی برای من و دیگری داشت. اگر نتیجه نداشت آیا راه دیگری برای حل مشکل وجود دارد؟ از طرحهای مختلفی که پیش از این در نظر گرفته بودم استفاده کنم تا مشکل حل شود. به اجرای راه حل دوم فکر می‌کنم. و بازهم منتظر نتیجه می‌مانم باید ببینم رفتارم چه تأثیر بر دیگری گذاست. او چه کرد و چه احساسی در من ایجاد شد.
برای مشاوره روانشناسی با مشاوران روانشناس هنر زندگی تماس بگیرید

مقالات مرتبط
دیدگاه ها
ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.
جدیدترین ها
بحث برانگیزترین ها