حق به جانب بودن | با افراد حق به جانب چطور رفتار کنیم؟
حق به جانب بودن به روابط آسیب می رساند و در توانایی افراد برای برقراری ارتباط و همکاری سازنده با دیگران اختلال ایجاد می کند. دوری از حق به جانب بودن مسئولیت کسانی است که می خواهند به طور مثبت بر دیگران تأثیر بگذارند و تأثیر بگیرند.  اعتقاد قوی و راسخ به نظرات و همچنین به ارزش ها و باورهای فردی در زندگی، کار و هر چیز دیگری مهم است. با این حال درک تفاوت بین باورمندی به خود و حق به جانب بودن بسیار مهم و ضروری است. برای دریافت مشاوره تلفنی فردی کلیک کنید.  

تماس با مشاور

حق به جانب بودن

وقتی فرد به چیزی اعتقاد قلبی داشته باشد و معتقد به درستی آن باشد اغلب مواقع مایل به صحبت کردن درباره آن خواهد بود تا با شکل گیری یک گفتگوی سالم از مواضع خود دفاع کند. اما در عین حال با فروتنی و آگاهی و بلوغ کافی احتمال اینکه برخی از جهات مواضع اشتباهی درباره موضوعی داشته باشد را می پذیرد و اینکه ممکن است اشتباه کند را انکار نمی کند یا حداقل بر این باور است که راه‌های دیگری برای نگاه کردن به موضوع وجود خواهد داشت حتی اگر نتواند آن ها را ببیند یا درک کند.
همه تجربیاتی متقاعدکننده داشته اند مبنی بر اینکه در مورد چیزی صد در صد درست می گویند اما سپس متوجه شده اند که اشتباه می کنند. هر قدر تواضع در برابر عدم دانش مطلق در ذهن داشته باشید می توانید مطمئن شوید به مرز خودپسندی و خودخواهی و حق به جانب بودن وارد نخواهید شد. فروتنی به شما این چشم انداز را می دهد که در جایگاهی با اعتقاد سالم بمانید. اما هنگامی که به سمت حق به جانب بودن پیش می روید دیگر علاقه ای به شنیدن حرف های دیگران ندارید.
اگر با شما مخالف هستند یا دیدگاه متفاوتی دارند با مواضع سرسختانه بی منطق واکنش نشان می دهید که شما درست می گویید و هرکس دیگر هر چیزی را که به روش شما نمی بیند اشتباه می کند.

از دست دادن اطرافیان، پیامد حق به جانب بودن

در زندگی، خانواده و محیط های کاری و روابط اجتماعی نیز همین اتفاق می افتد. افراد خود را از کسانی جدا می کنند که مانند آن ها فکر نمی کنند یا عقاید و افکار یکسانی ندارند. حق به جانب بودن در محل کار منجر به قطع ارتباط، درگیری های حل نشده و جناح بندی ها در تیم ها و سازمان ها می شود. خطوطی بین بخش ها و دفاتر، مناطق و سطوح درون شرکت کشیده می شود و تصمیم گیری، همکاری و انجام کارها را دشوارتر می کند. آسیب هایی که خودبرتربینی می تواند ایجاد کند طیف گسترده و متفاوتی دارد.
از جمله آسیب های اصلی آن به ویژه در حیطه روابط نزدیک خانوادگی و دوستانه در افتادن با چالش های عاطفی و عملی ناشی از از دست دادن عزیزان است. پاسخ طبیعی انسان به حق به جانب بودن دیگران بروز حالت تدافعی است. افراد از خود دفاع می کنند و به نوعی از خود و انسجام فکری و روانی خود محافظت می کنند.
این همان کاری است که تقریباً همه افراد همیشه وقتی احساس می کنند که دیگری به شکلی یکطرفه حق به جانب به موضوع نگاه می کند انجام می دهند. بیشتر افراد گاهی اوقات می‌توانند بزرگواری نشان داده و از مواضع خود تا حدی کوتاه بیایند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه مکانیسم های دفاعی کلیک کنید.
اما اغلب از این توانایی غافل می شوند زیرا تمرکز خود را بر اثبات حقانیت خود گذاشته اند. برای اینکه متوجه حقانیت خود بشوید کمی خودآگاهی لازم است. رها کردن چهارچوب های فکری یا حداقل نگاه کردن به مسایل از منظری متفاوت به اراده و پختگی نیاز دارد. همچنین وجود افرادی معتمد و امین که در مواقع خودپسندی اوضاع را گوشزد کنند مفید واقع می شود.  

نتایج مطالعات

تحقیقات نشان می دهد که انسان ها خود را سخاوتمندتر و متواضع تر از دیگران می دانند. به عنوان مثال گمان ‌می کنند بیشتر به امور خیریه کمک می کنند، با شخص دیگر بیشتر منصفانه رفتار می کنند و به دفعات بیشتری صندلی خود را در یک اتوبوس شلوغ در اختیار یک فرد ناتوان قرار می دهند. با این حال در یک مطالعه جدید، محققان دانشکده بازرگانی دانشگاه شیکاگو این سوال را مطرح کردند که آیا وقتی مردم می گویند اخلاقی تر از دیگران هستند واقعا به این معناست که آن ها کم اشتباه تر از دیگران هستند؟ به عبارت دیگر مردم بر این باورند که «مقدس‌تر» از دیگرانند یا «بدتر» از آن ها؟
برای کشف این موضوع، محققین چهار آزمایش را برای بررسی نحوه قضاوت مردم در مقایسه با افراد دیگر در زمینه‌های مختلف انجام دادند. همه آزمایش‌ها نشان می‌دهند که حق به جانب بودن «نامتقارن» است. به این معنی که مردم تمایل دارند باور کنند که نسبت به دیگران اخلاقی تر هستند. به طور خاص، شرکت کنندگان کمتر احتمال داشت که از رفتار غیراخلاقی خود استنباط منفی شخصیت کنند تا از رفتار غیر اخلاقی دیگران.
آن ها همچنین معتقد بودند که پس از یک عمل غیراخلاقی احساس بدتری نسبت به دیگران دارند و معتقد بودند که در مقایسه با دیگران توانایی کمتری برای رفتارهای غیراخلاقی شدید دارند. در مقابل، این تفاوت‌های خود-دیگری در ارزیابی اعمال اخلاقی بسیار ضعیف‌تر بود. یکی از علل عدم تقارن حق به جانب بودن این است که افراد خود را با اتخاذ یک دیدگاه درونی ارزیابی می کنند که به شدت بر ارزیابی حالات ذهنی مانند نیات و انگیزه ها متمرکز است اما دیگران را بر اساس دیدگاه بیرونی ارزیابی می کنند که بر رفتار مشاهده شده تمرکز دارد و بر مبنای آن مقاصد و انگیزه ها استنباط می شود.  
حق به جانب بودن

برخورد با افراد حق به جانب

اگر می‌خواهید با اطرافیان خود به روشی مثبت و سازنده ارتباط موثر برقرار کنید و محیطی از باز بودن، اعتماد و همکاری ایجاد کنید ابتدا باید مایل باشید ویژگی خودپسندی خود را به رسمیت بشناسید، مالک آن باشید و آن را از بین ببرید. سپس سعی کنید شیوه های همدلانه تری با افراد حق به جانب در پیش بگیرید.

1-با دقت گوش دادن و تمرکز روی زمینه های مشترک

وقتی در حال گفتگو هستید روی درک طرف مقابل تمرکز کنید. به زبان بدن، لحن صدا و احساسات و همچنین کلمات آن‌ها توجه کنید. در حالی که گوش می دهید قضاوت نکنید. تمام تلاش خود را بکنید تا ببینید آن ها از چه مسیر فکری می آیند حتی اگر موافق نباشید با تکان دادن سر در زمان های مناسب و گفتن جملاتی که بازخورد می دهد به طرف مقابل نشان دهید که به او توجه می کنید.
اگر روی همه مسائلی که دیگران با شما تفاوت دارند فکر کنید‌ در نهایت احساس می کنید که از آن ها بهتر هستید. در عوض سعی کنید راه هایی را پیدا کنید که شباهت های شما را نشان بدهد. زمانی که احساس می‌کنید شخصی در زمینه ای همسنگر فکری شما محسوب می شود حتی در حد کم و مختصر، احتمال کمتری دارد که نسبت به او احساس حق به جانب بودن پیدا کنید.

2-دیدن حد وسط موقعیت ها و قضاوت از دیگر زوایا

وقتی دنیا را سیاه و سفید می‌بینید خیلی آسان است که حق به جانب شوید. اما چیزهای بسیار کمی در دنیا وجود دارند که به طور مطلق همه خوب یا همه بد باشند. با این ایده راحت باشید که طرز فکر شما احتمالاً دارای نقص‌هایی است و روش‌های مختلف تفکر نکات خوبی برای برداشت کردن دارد. صحبت کردن با افراد مختلف یک راه خوب برای اتخاذ یک طرز فکر انعطاف پذیرتر است. شما همچنین می توانید بحث کردن با خود را تمرین کنید. مانند آنچه سقراط آن را گفتگوی دیالکتیکی می نامید.
اگر احساس کردید که خود جز افراد حق به جانب هستید یا اگر کسی شما را به آن متهم می‌کند کمی وقت بگذارید و بایستید و به دنیا از چشم‌های اطرافیان نگاه کنید. برای اینکه خود را به جای دیگران بگذارید با آن ها و افکار آن ها آشنا شوید و واقعاً به حرف های آن ها گوش دهید. احساس حق به جانب بودن، درک دیگران و دوست یابی و حل مشکلات رابطه را سخت تر می کند. اگر متوجه شده اید که بیش از حد خودباور هستید اولین قدم را برای رفع مشکل برداشته اید.
می توانید نگرش خود را با ایجاد ارتباطات عمیق تر با افراد دیگر، اجتناب از افکار مغرضانه و فروتنی در مورد دیدگاه ها تنظیم کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه فواید دوستی کلیک کنید.
حق به جانب بودن

3-ارتباط با دیگران و آشنایی با نحوه تفکر دیگران

به دنیا از چشم دیگران نگاه کنید. وقتی متوجه شدید به کسی از بالا نگاه می کنید به این فکر کنید که زندگی او چگونه بوده است. از خود بپرسید که در حال حاضر چه احساسی نسبت به خود دارند یا چه چیزی ممکن است نیاز داشته باشند. سعی کنید تصور کنید که شرایط آن ها چگونه فلسفه زندگی آن ها را شکل داده است. به عنوان مثال کسی که همیشه در یک شهر بزرگ زندگی می‌کند ممکن است دنیا را مانند کسی از یک شهر کوچک نبیند.
یاد بگیرید که بپرسید چه تعصبات و کلیشه هایی به تفکر آن ها شکل داده است و به این فکر کنید که چرا مردم را قضاوت می کنید و چگونه می توانید آن ها را به شکلی خاکستری ببینید. قاطعیت به این معنا نیست که باید جایگاه دیگران را پایین بیاورید. متواضع و مهربان بودن را تمرین کنید حتی زمانی که به جای خود صحبت می کنید. برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه چطور زود قضاوت نکنیم کلیک کنید.

4-تفکر بدون تعصب

از خود بپرسید که چرا دیگران را قضاوت می کنید. به این فکر کنید که کدام شرایط و احساسات باعث ایجاد احساس حق طلبی در شما می شود. پاسخ به این سوال می تواند سخت باشد پس با خودتان صادق باشید. اغلب افراد زمانی که نسبت به خود احساس ناامنی یا حقارت می کنند دست به قضاوت می زنند. به عنوان مثال ممکن است دیگران را به دلیل داشتن یک ویژگی منفی که در خود دارید و دوست ندارید قضاوت می کنید حتی اگر از آن آگاه نباشید.
همچنین ممکن است زمانی که به دلایلی نسبت به آن ها حسادت می کنید دیگران را قضاوت کنید. اگر کسی را به این دلیل قضاوت می کنید که شما را آزار داده یا ناراحت کرده است بهتر است راه سالم تری برای مقابله با احساسات خود پیدا کنید. سعی کنید با فرد در مورد موقعیت صحبت کنید.

5-برتر نبودن شما و متوقف کردن تلاش برای تغییر دیگران

اکثر مردم توانایی ها و استعدادهای خود را دست بالا می گیرند. این می تواند منجر به این شود که احساس کنید بهتر از دیگران هستید حتی اگر بیشتر اوقات این یک توهم باشد. از تعصبات خود آگاه باشید و در مورد خصوصیات بد و همچنین خوبی های خود صادق باشید و نمره معقول به خود بدهید نه بسیار بالا و نه بسیار پایین. برای اطلاع از استعداد های خود میتوانید از تست هالند بهره مند شوید.
افراد خودپسند اغلب سعی می کنند دیگران را به طرز فکر خود نزدیک کنند اما این شیوه جواب نمی دهد. هیچ کس نباید به خاطر تناسب با ترجیحات دیگران تحت فشار قرار گیرد تا از ایده ها و خصلت های خود دست بکشد. آرمان های خود را با افتخار برای زندگی خود نگهدارید و دیگران را همان طور که هستند بپذیرید. اگر به محیط زیست علاقه دارید و خانواده‌ علاقه‌ای به محیط‌ زیست ندارد آن ها را سرزنش نکنید تا بیشتر شبیه شما شوند. در عوض روی کارهایی که می توانید انجام دهید تمرکز کنید. مانند داوطلب شدن برای پاکسازی جامعه.  

سخن آخر

وضعیت گفتمان های سیاسی و اجتماعی در کشورهای جهان در حال حاضر از همین دیدگاه پیروی می کند. بسیاری از افراد، عقاید مخصوص خود را دارند و مسائل جدی بین آن ها و دیگران وجود دارد که مرزها از هم جدا می کند. به‌جای درگیر شدن در بحث‌های سالم و سازنده در مورد مسائل آنقدر خودپسندی و حق به جانب بودن شدید وجود دارد که به نظر می‌رسد نمی‌توان به نقطه نظر مشترکی رسید. این وضعیت به همان اندازه ترسناک و خطرناک است که هر یک از مسائل یا چالش‌های خاصی که با آن روبرو هستند ترسناک است.
در نهایت افرادی که موافقت نکنند شیطان سازی شده و از صحبت کردن یا گوش دادن به آن ها امتناع می شود یا هنگام مطرح کردن مواضع به گونه ای خودپسندانه ادعا مطرح می شود که جز جدایی و قطع ارتباط بیشتر نتیجه دیگری ندارد. بخش نظرات بسیاری از وب‌سایت‌ها یا وبلاگ‌های خبری و شبکه های اجتماعی را بخوانید می‌بینید که شدت حق به جانب بودن درست در مقابل دیدگان ظاهر می‌شود. اگر شما هم در راستای این موضوع مسئله ای دارید، می توانید از مشاوران و روانشناسان در این مورد کمک بگیرید. برای کسب اطلاعات بیشتر از مشاوره روانشناسی کلیک کنید.
تماس با برترین مشاورین ایران