نظریات ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس سرشناس عملگرا
نظریات ویلیام جیمز هم در روانشناسی و هم در زمینه فلسفه بسیار مهم است. ویلیام جیمز از جمله روانشناسانی است که در زمینه فلسفه و روانشناسی مطالعات زیادی داشته است و فلسفه پراگماتیسم یا عمل گرایی را به وجود آورده است. طرفداران او را امروزه عملگرا ها می نامند. در زبان فارسی به چیزی یا کسی که به منافع قابل دسترسی کوشش می‌کند عملگرا می گویند. در مقاله امروز با تفکرات ویلیام جیمز در خدمت شما هستیم. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روانشناسان معروف ایران و جهان کلیک کنید.  

تماس با مشاور

تاریخچه

ویلیام جیمز فیلسوف آمریکایی و بنیانگذار مکتب عملگرایی و پراگماتیزم بود که مفهوم گشتالت را به صورت ابتدایی ارائه کرد. در فلسفه ویلیام جیمز حقیقت به چیزی اطلاق می‌شد که سودمند و عملی باشد. عملگرا ها معتقدند هدف نباید کشف حقیقت و رسیدن به آن باشد بلکه همین که سودمندی و منفعت خود را برساند نشانه درست بودن آن است.
ویلیام جیمز در سال ۱۸۶۲ در نیویورک متولد شد. بعد از آنکه او در مدارس خصوصی آمریکا تحصیل کرد برای تحصیل به یک مدرسه خصوصی در فرانسه با برادرش فرستاده شد. در آنجا با شارکو و دیگر آسیب شناسان کار کرد و هر دو نسبت به روانشناسی تمایل پیدا کردند. ویلیام بعد از آنکه به آمریکا برگشت به شهرت رسید. او از دانشگاه هاروارد موفق به اخذ درجه دکترا در طب شد. از سال ۱۸۷۲ تا هنگام مرگش در همان دانشگاه به تدریس تشریح و فیزیولوژی و بعد روانشناسی و در نهایت به تعلیم فلسفه پرداخت.
بزرگترین اثر او اصول روانشناسی است که در سال ۱۸۹۰ منتشر شد. این کتاب مخلوط دلپذیری از فلسفه ما بعد الطبیعه و تشریح و تحلیل می باشد زیرا روانشناسی او برگرفته از فلسفه مابعد الطبیعه است. ویلیام جیمز با تمام تمایلات واقع‌بینی خود استدلال کرد که فلسفه مابعدطبیعی  کششی می باشد برای تفکر سریع و روشن درباره اشیا و فلسفه را با همان روش ساده چنین تعریف کرد: فکر کردن درباره اشیا به قابل فهم ترین وجوه ممکنه. بنابراین بعد از سال ۱۹۰۰ تمام آثار او تقریباً در زمینه فلسفه بود. از کتاب اراده ایمان شروع کرد و بعد به انتشار کتاب مشهور خود به نام پراگماتیسم در سال ۱۹۰۷ پرداخت.  

نظریات ویلیام جیمز درباره پراگماتیسم

پراگماتیسم بیانگر رویکردی آشنا در فلسفه یعنی همان رویکرد تجربه گرایانه است اما آن را در شکلی رادیکال تر و بی ایراد تر عرضه می کند. پراگماتیست قاطعانه و به یکباره به بسیاری از عادات محبوب فلاسفه حرفه‌ای پشت می‌کند. او به تجرید و عدم کفایت ،به راه‌حل‌های لفظی، به دلایل سقیم پیشینی، اصول ثابت، به نظام های بسته و به اصطلاح مطلق ها و سر منشا ها پشت می‌کند. امور انضمامی و کافی به امور واقع به عمل و قدرت روی می‌آورد. این یعنی حاکمیت طبع تجربه گرایانه و تسلیم صادقانه طبع عقل گرایانه. این یعنی هوای تازه به امکانات طبیعت در برابر جزئیات تصنع و ادعای قائیت در حقیقت.
در عین حال این رویکرد منتظر هیچ نتیجه ای به خصوصی نیست بلکه فقط یک روش است. اما پیروزی عمومی این روش به معنای تحول عظیم در چیزی است که در خطابه قبلی طبع فلسفه نامیده شده است. معلمانی از سنخ عقلگرایان افراطی از صحنه خارج خواهند شد همانطور که تیم‌های درباری در حکومت‌های جمهوری و کشیش‌های افراطی معتقد به حکومت مطلقه پاپ در سرزمین‌های پروتستان از صحنه خارج شدند. دانش و مابعد الطبیعی به همدیگر بسی نزدیکتر خواهند شد و در واقع کاملاً در دست هم کار خواهند کرد.

1-نظریات ویلیام جیمز | ما بعد الطبیعه

مابعدالطبیعه اغلب نوعی بدوی از تحقیق را دنبال کرده است. شما می‌دانید انسانها همواره تا چه حد مشتاق جادوگری غیرمشروع بودند و نیز می دانید واژه ها چه نقش عظیمی را در جادویی ایفا کردند. اگر نام یا رمز طلسم عفریت یا هر قدرت دیگری را بدانید می توانید آن را زیر سیطره خود درآورید. سلیمان نام همه جهانیان را می دانست و با دانستن نام شان آنها را تابع اراده خود کرد.
جهان نیز همواره مانند معمایی در مقابل ذهن طبیعی جلوه کرده که کلیدش را باید در شکل یک واژه یا نامی روشنگر جستجو کرد. این واژه از جهان را نام می‌برد و در اختیار داشتن آن تسلط بر خود جهان است. خدا، ماده، مطلق و نیرو از این نام‌های مشکل‌گشا هستند. وقتی آنها را در اختیار داشته باشید می توانید آرام بگیرید. شما در پایان تحقیق مابعد الطبیعی خود هستید. اما اگر روش پراگماتیک ای را دنبال کنید نمی‌توانید به هیچ یک از چنین واژه‌هایی به مثابه پایان تحقیق خود بنگرید. باید از هر واژه ارزش عملی آن را بیرون بکشید و در درون سیلان تجربه کار به کار اندازید. در این حال کمتر به صورت یک راه حل ظاهر می شود تا برنامه برای کار بیشتر و به ویژه دلالتی بر طرقی که واقعیت های موجود می تواند دگرگون شوند.

2-پراگماتیسم به طور کلی

بنابر این نظریه ها به ابزارها تبدیل می‌شوند نه پاسخی به معماهایی که به ما آرامش بخشند. شما به عقب بروید آنها لم نمی دهند بلکه به جلو حرکت می‌کنند و گهگاه به کمک آنها طبیعت را دوباره می سازید. پراگماتیسم همه نظریه های شما را نرم می کند آنها را انعطاف پذیر می سازد و هر کدام را به کار وا می‌دارد. پراگماتیسم که چیز تازه‌ای نیست با بسیاری از گرایش های فلسفی کانون هماهنگی دارد. مثلاً با اصالت تسمیه به دلیل توجه همیشگی‌اش به امور خاص، با منفعت گرایی به دلیل تاکید بر جوانب عملی و مثبت گرایی به دلیل تحقیر راه حل های لفظی، سوالات بی فایده و تجرید های ماوراطبیعی سازگار است.  
نظریات ویلیام جیمز فیلسوف

نظریات ویلیام جیمز درباره مسئله وحدت و کثرت

فلسفه اغلب به مثابه جستجو یا رویای وحدت جهان تعریف شده است. کمتر کسی با این تعریف مخالفت برخاسته است. این تعریفی است که در حد خود صحیح است زیرا فلسفه مسلما بیشتر از هرچیز علاقه‌اش را به وحدت نمایان ساخته است. اما درباره تنوع در اشیا چه می گویید ؟ آیا موضوع نامربوط است ؟ اگر به جای به کار بردن اصطلاح فلسفه از عقل خودتان و نیازهای آن سخن بگویید به سرعت مشاهده می کنید وحدت فقط یکی از آنها است.
شناخت جزئیات واقعیت همواره تقلیل آنها به یک نظام به‌مثابه علامتی اجتناب ناپذیر لحاظ شده است. ذهن محققانه از نوعی که جامع العلوم و فقه اللغوی و دینی باشد و یا اصولاً انسان دانشمند هیچگاه در کنار فیلسوف از ستایش و تحسین بی بهره نمانده است. آنچه تعقل ما خواهان آن است نوعی وحدت به طور منفرد نیست بلکه کلیت است که در آن شناخت تنوعات واقعیت هم آنقدر مهم است که درک رابطه آنها، کنجکاوی شانه به شانه عشق به نظام سازی حرکت می‌کند.
علیرغم این واقعیت بدیهی وحدت اشیا همواره از تنوع آنها متاثر تلقی شده است. وقتی که فرد جوان برای نخستین بار با این مفهوم روبه‌رو می‌شود که کل جهان یک واقعیت بزرگ واحد را می سازد که همه اجزایش پهلو به پهلوی هم در حرکت هستند و در هم قفل شده اند احساس می‌کند از بصیرتی عظیم برخوردار است و به کسانی که هنوز در درک این مفهوم والا عاجزند به دیده تحقیر می نگرد.

نظریات ویلیام جیمز | تفاوت در جهان بینی ها

نگرش یگانه گران اگر آن طور که از چندین بار به نظر می‌رسد یعنی به طور مجرد در نظر گرفته شود چنان مبهم است که به نظر می‌رسد اغلب به زحمت قابل دفاع باشد. با این حال شاید هر یک از مستمعین آن را عزیز بدانند. یگانه گرایی مجرد نوعی واکنش عاطفی به صفت احدیت که گویی یکی از جهان است که با کثرت آن سازگار نبوده بلکه بسیار قوی تر و برجسته است، چنان در محافل فرهیخته شایع است که شاید بتوانید آن را جزئی از عقل سلیم بخوانید. جهان البته واحد است. در غیر این صورت چگونه میتواند یک جهان باشد ؟ تجربه گرایان نیز القاعده در این نوع یگانه گرایی مجرد همان قدر استوارند که افراط گرایان.
اما تفاوت این جاست که تجربه گرایان کمتر مبهوت این موضوع شده اند. وحدت چشم آنها را بر همه چیز نبسته و کنجکاوی یشان را نسبت به واقعیت‌های خود فرو ننشانده است در حالی که نوعی آدم عقل گرا داریم که وحدت مجرد را تعبیری رازآمیزمی‌کند و هر چیز دیگر را به فراموشی می سپارد. آن را همچون یک اصل تلقی می کند، تحسین و پرستش می کند و در نتیجه از نظر اخلاقی به نقطه پایان می‌رسد.  

درک پراگماتیسم از حقیقت

حقیقت یک تصور خاصیتی را که ذاتی آن باشد نیست. حقیقت برای یک تصور رخ می‌دهد. بر اثر رخدادها است که تصور حقیقی می شود. حقیقت بودن آن در واقع یک رویداد ،یک فرآیند است. یعنی فرآیند اثبات خودش فرایند تحقیق پذیری. اعتبار آن همان فرایند اعتبار یافتن آن است. اما معنای خود واژه های تحقیق و اعتبار از نظر پراگماتیکی چیست ؟ آنها نیز به معنی نتایج عملی تصورات محقق و مصدق هستند. دشوار بتوان هیچ عبارتی بهتر از فرمول رایج توافق یافت که بتواند این نتایج را توصیف کند هر وقت می گوید تصورات شما با واقعیت توافق دارد درست چنین نتایجی را مدنظر دارید.
یعنی آنها از طریق اعمال و دیگر تصوراتی که بر می انگیزند شما را به درون، به سوی، به جانب بخش‌های دیگری از تجربه رهنمون می شوند که مدام احساس می‌کنید با تصورات اولیه موافق باقی می‌ماند. این ارتباط‌ها و انتقال ها که از اینجا و آنجا به شما می رسد به نظر مستمر، هماهنگ و رضایت بخش می‌آید. منظور از صحت یک تصور همین نقش هدایت سازگار است. این توضیح مبهم است و در وهله اول کاملا پیش پا افتاده جلوه می کند اما نتایجی دارد.
نظریات ویلیام جیمز فیلسوف

1-نظریات ویلیام جیمز | ارزش رسیدن به حقیقت

در اختیار داشتن اندیشه‌های صحیح همه جا به معنی در اختیار داشتن ابزارهای گرانبها برای عمل است و وظیفه شما برای کسب حقیقت نه دستوری خشک و بی روح است که از آسمان آمده باشد و نه امری که عقل شما به شما تحمیل کرده باشد بلکه می‌تواند با دلایل عالی عملی توجیه شود. اهمیت داشتن عقاید صحیح درباره امور واقع در زندگی انسان نیازی به توضیح ندارد. شما در جهانی از واقعیت‌ها زندگی می کنید که می تواند بی نهایت سودمند و بی نهایت زیان بار باشند. تصوراتی که به شما می‌گویند باید منتظر کدام یک باشید.
در کل این حوزه اولیه تحقیق در زمره تصورات صحیح به شمار می‌روند و تعقیب چنین تصوراتی یک وظیفه اولیه انسانی است. در اختیار داشتن این حقیقت که در اینجا به هیچ وقت غایتی فی نفسه نیست، فقط وسیله ای مقدماتی به سوی سایر رضایت های حیاتی است. اگر در جنگلی گم شده و گرسنه باشید و چیزی شبیه جای پای گاو پیدا کنید به منتها درجه مهم است که به وجود یک سکونتگاه انسانی در انتهای این رد پا فکر کنید زیرا اگر چنین کنید و رد پا را دنبال کنید خود را نجات داده اید. تفکر صحیح در اینجا مفید است زیرا خانه که موضوع آن است مفید است. بنابراین ارزش عملی تصورات صحیح نخست از اهمیت عملی موضوعات آنها تحت چشمه می گیرد.

2-نظریات ویلیام جیمز | حقایق سودمند یا بیهوده

البته موضوعات تصور های ما در همه اوقات حائز اهمیت نیستند ممکن است در موقعیت دیگری خانه هیچ سودی برای شما نداشته باشد. در این صورت تصور آن هرچند تحقیق پذیر باشد عملاً نامرتبط خواهد بود و بهتر است در حالت کمون باقی بماند. با این حال چون تقریباً هر موضوعی ممکن است روزی موقتاً اهمیت کسب کند امتیاز داشتن گنجینه عام از حقایق اضافی، از تصوراتی که در شرایط صرفاً محتمل صحیح خواهند بود آشکار است.
شما این حقایق اساسی را در حافظه خود ذخیره کردید و با مازاد آنها کتب مرجع خود را پر می کنید. هر وقت یک چنین حقیقت اضافی عملا با یکی از نیازهای فوری شما ربط پیدا کند از سرخانه به در می آید تا در جهان به عمل بپردازد و اعتقاد شما بدان فعال می شود. در این صورت شما می توانید بگویید آن حقیقت سودمند است زیرا صحیح است و یا صحیح است زیرا سودمند است.  

نظریات ویلیام جیمز درباره دین

ویلیام جیمز که در محیطی پروتستانی بزرگ شده بود دارای دغدغه های دینی بود و از جهت عاطفی دلبستگی و گرایش خاصی به دین داشت. چاپمن درباره آثار او معتقد است که در پس زمینه تمام آثارش کشش دینی بزرگی است که تمام زندگی و ذهن او را در اختیار می‌گیرد و یک اثر بزرگ را در جهان به نتیجه می‌رساند. در کتاب انواع تجربه دینی نیز با حالات احترام آمیز عرفانی درباره خود می‌گوید :خمیره ذاتی من تقریباً به طور کامل با این التذاذات روحانی وابسته است.
و بر اساس دیدگاه پراگماتیسمی معتقد است که حقیقت هر چیز وابسته به مطلوبیت آن در عمل است و یک عقیده وقتی رضایت بخش است که به وسیله تجربه تایید شود. از نظر پراگماتیسم تنها آزمون حقیقت محتمل این است که باید چیزی باشد که بهتر ما را هدایت کند که بهتر از همه با هر چیز زندگی جور درآید و مجموعه مقتضیات تجربه بدون حذف چیزی از آن تلفیق شود. برای کسب اطلاعات در زمینه روانشناسی دین کلیک کنید.

ناتوانی در تعریف کامل از دین

جیمز در تعریف دین نگاهی تجربی دارد و می گوید بسیاری از فیلسوفان دین سعی کردند تعریف های زیادی برای دین ارائه کنند اما هیچ یک نتوانستند جوهر و ذات واحدی را برای دین تعریف کنند و حداکثر ویژگی‌های دین را بیان کردند. او می‌گوید نمی‌توان به جوهر دین دست یافت بلکه تنها می‌توان ویژگی‌های آن را نشان داد نامی برای مجموعه ای از این ویژگی ها. واژه دین بر یک اصل و یا گوهر واحد دلالت ندارد بلکه نامی است برای مجموعه ای از چیزها.
از نظر ویلیام جیمز دین عبارت است از احساسات، اعمال و تجارب شخصی انسانها که در عالم تنهایی آنها اتفاق می‌افتد بگونه‌ای که خودشان را در ارتباط با آنچه امروز امرالوهی تلقی می شود می‌یابد. او گوهر دین را احساسات و سلوک عملی ادیان می‌داند و درباره حیات دینی که بارها از آن صحبت می کند معتقد است که حیات دینی به طور گسترده به دنبال آن است که شخص را استثنایی و غیر عادی بسازد.  

سخن آخر

ویلیام جیمز از جمله روانشناسانی است که با بررسی تمام ابعاد وجودی انسان مانند رفتار شناخت احساسات اراده و تجربه های مذهبی توانست موضوع مطالعات روانشناسی را گسترش دهد. او بارها بر این نکته تأکید کرد که اگر از توهم دوباره جوان شدن یا ورزشکار مشهوری شدن و غیره دست بردارید آنگاه احساس سبکی بهتری در زندگی خواهید داشت. برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت خدمات مشاوره روانشناسی و مشاوره حامی هنر زندگی کلیک کنید.

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

تماس با برترین مشاورین ایران